تبليغاتX
خادم -
 

امير ورزش يا خادم سياست !

جناب آقاي امير رضا خادم

نماينده محترم مجلس شوراي اسلامي

با سلام و آرزوي توفيق براي شما كه روزگاري قهرمان رويايي و دوست داشتني همه علاقمندان ورزش بوديد و امروز لباس سياست بر تن كرده ايد .ش نمي دانم بايد شما را چون آن سال هاي صميميت كه همراه با آقا رسول و پدر به دفتر نشريه مي آمديد و ساعت ها گفت و گو مي كرديم امير خان صدا كنم يا رفتن به مجلس و اهل سياست شدن اسبابي فراهم آورده كه بايد ديگر شما را جناب آقاي خادم خطاب كرد. نيت اصلي من در نوشتن اين مكتوب مراسمي است كه به همت شما و با كمك گرفتن از بسياري ديگر و با عنوان نسل‌آفتاب براي بزرگداشت اخلاق در ورزش برگزار شد. مراسمي كه جاي سخن بسيار داشت و يا حداقل از شما بيشتر از اين انتظار مي رفت ،‌چراكه نام شما در كنار برادرتان هميشه به عنوان نمونه هاي قهرماني و اخلاق برده مي شد و مي شود. دليل نگراني هم همين است كه مبادا پاره اي مشاوره هاي نسنجيده و حركات حساب نشده اسباب آن شود تا سرمايه اي كه قطعا به سادگي اندوخته نشده به راحتي از بين برود و امير خادمي كه مردم در تصور خود دارند تبديل شود به خادم ديگري . به خاطر دارم در روزگاري كه بحث نيروهاي اصيل و مومن در ورزش مطرح بود و از ديگر سو پاره اي افراد كه خيلي اعتقاد به رابطه ميان اخلاق و تعهد با ورزش نداشتند و تلاش داشتند تا با حربه هاي مختلف تفكيكي ميان آنها به وجود آورند حضور شما دو برادر به شدت اسباب دلگرمي نيروهايي كه دل در گرو معنويت و اخلاق بسته و از امام شنيده بودند كه «ورزش هدف نيست» بود. حتي در خاطر دارم كه بعد از يكي از قهرماني هاي آقا رسول ما ترجيح داديم به جاي عكس روي سكوي قهرمان خود ، كه از اين تصاوير فراوان بود براي اولين بار تصوير در حال نماز او را چاپ كنيم كه آري مي توان اين گونه بود و لازمه قهرماني عدم تقيد به اخلاق و معنويت نيست (همان كه شما در آن مراسم جستجو مي كنيد) آن عكس مورد استقبال قرار گرفت و حتي برخي نشريات سياسي به خاطر آن دست به تمجيد زدند و ستاد اقامه نماز و ... هم احسنت گفتند به اين قهرمانان . آن روزها اين حركات هنوز بوي برخي رياها را نگرفته بود و به همين دليل هم فوق العاده به دل مي نشست . به خصوص كه از جانب جوانان برومندي بود كه بر قهرماني جهان تكيه زده بودند و دقيقا به همين دليل است كه امروز مي بينيم اين حركات كم شده و اگر هم انجام مي شود آن حالت ها را ندارند . ( در بخش ديگري از نوشته به اين نكته بيشتر خواهم پرداخت ) به هر حال؛ هر چه كه بود ما بوديم و اميدواري كه يك گل نداريم كه بهار نشود بلكه دو گل داريم پس در ورزش بهار مي شود. بعد از آن دوران انس ، دست روزگار كار خود را كرد و شما را ديگر كمتر ديدم ، اما هميشه آن خاطرات شيرين با من بود. بعد از آن دوران ؛ نخستين حضور جدي شما در عرصه ورزش در مساله انتخابات رئيس فدراسيون كشتي بود و حكايت هايي كه پيش آمد . ديگر براي همه مسلم شده بود كه سازمان تربيت بدني نظر خاصي براي رياست شما دارد و به همين دليل هم قصد اعمال نظر دارد. از اين گونه كارها در انتخابات روساي فدراسيون ها بسيار شد و مي شود و شاهد بوده و هستيم كه در انتخابات به ظاهر آزاد چگونه حق هايي ناحق مي شود و بسياري تحت عنوان تكليف و انواع و اقسام احساس ها دست به چه كارهايي مي زنند و متاسفم كه بگويم نهادهاي مسئول ما و حتي همين كميسيون فرهنگي كه شما هم از اعضاي آن هستيد هيچ واكنشي نسبت به اين بي عدالتي ها و بي اخلاقي ها نشان نمي دهند . نمونه روشن آن همين انتخابات فدراسيون فوتبال بود كه همگان ديدند چه بلايي بر سر يكي از كانديداها كه از قضا جزو نفراتي است كه شما در مراسم خود از او تجليل كرديد آوردند. همه ديدند كه عده اي به ظاهر مدير كه مي خواهند اخلاق را در ورزش نهادينه كنند چگونه آمدند و سپس استعفا دادند و انتخابات را به هم زدند و دوباره ثبت نام كردند و ... آيا بي اخلاقي از اين بالاتر ! دلسوزان فرهنگ و اعضاي كميسيون فرهنگي در مقابل چه كردند؟ آيا اين كارها به اندازه فروش پرچم اهميت نداشت ؟ چرا نبايد شما و ساير اعضاي كميسيون فرهنگي نسبت به اين مساله حساسيت به خرج دهيد تا مجبور نشويم نمايندگان فيفا را تحمل كنيم؟

جناب آقاي خادم

آيا واقعا تصور مي كنيد كه اخلاق و فرهنگ را مي شود با برگزاري مراسم و سخنراني درست كرد؟ آيا واقعا فكر مي كنيد برپا كردن سالي يك باز مراسم و دادن جايزه به برخي آشناها ! كمك به احوال فرهنگ است ؟‌ آيا فكر نمي كنيد كه لازمه رشد فرهنگ گاه برخورد با برخي بي فرهنگي هاست ؟ مگر در اسلام در كنار امر به معروف ، نهي از منكر نداريم ؟ پس چرا برخي دوستان مقابل بسياري از منكرات دست به نهي نمي زنند؟ بهتر از من مي دانيد كه يك سيستم تربيتي را بايد بر اساس تشويق و تنبيه بنا كرد كه اگر يكي از اين دو لنگ بزند كار به سرانجام نخواهد رسيد . تعبير زيباي شهيد مطهري «جاذبه و دافعه»‌است كه در كتابي با همين عنوان به بررسي اين امر نزد علي (ع)‌اقتدار كند انتظار داريم كه چنين باشيد تا مبادا تصور كنند به خاطر حفظ جايگاه مقابل پاره‌اي از مسائل كه رسيدگي به آن‌ها وظيفه شما است سكوت مي‌ كنيد. شما امروز علاوه بر قهرمان مردم، نماينده مردم به طور عام وورزشكاران به طور خاص هستيد . چه وظيفه خطيري است هر كدام از ين ها پس حق بدهيدكه از شما بيشتر از ديگران توقع برود.

از اصل دور افتادم گفتم؛ حضور جدي شما به هنگام انتخاباتي بود كه اوصاف آن ذكر شده اين شيوه را هر كسي مي‌توانست انجام دهد و هر كسي مي‌تواند اين گونه انتخاب شود؛ اما جامعه ورزش چنين رفتاري را از سازمان براي انتخاب شدن شما نمي پسنديد و انتظار داشت كه خود شما نيز نسبت به اين موضوع موضع‌گيري كنيد، اما متاسفانه چنين نشد و‌آن داستان به وجود آمد كه مي‌دانيد و مي‌دانيم . شايد بتوان گفت كه خود شما هم يكي از قربانيان حاكميت اين شيوه‌ها بوديد چرا كه شاهد بوديم چگونه از كار بركنار شديد. بعد از آن شديد نماينده مجلس . جزو رجال سياسي روشن بود كه اخلاق و زبان سياست با اخلاق و زبان ورزش بسيار متفاوت است و اين دو براي رابطه با يكديگر دشواري‌هاي بسيار دارند. ورزش ما نمونه هايي بسياري از حضور سياستمداران در ورزش را ديده كه بدون آن كه بخواهند تغيير نگاه و زبان بدهند وارد ورزش شده‌اند وچه‌ها كه نكرده‌اند نمونه‌هاي آن را ديده‌ايد و ديده‌ايم و در واقع مي‌بينيم كه وقتي روحيه سياست و ساخت و ساز در هم ادغام مي‌شود و به ورزش مي‌آيد چه بر سر ما مي‌آيد و چگونه كار به جايي مي‌كشد كه اين ملت ايستاده مقابل زورگوها حالا بايد ناظر فيفا را تحمل كند. علاقمندان به شما هم منتظر بودند كه ببينند شما با خلق و خوي ورزشي مي‌خواهيد در مواجه با اهل سياست چه كنيد؟ قضاوت را به شما واگذار مي‌كنيم تا لختي با خود خلوت كنيد و انديشه كنيد كه آيا اميرورزش هستيد يا خادم سياست ؟ چون سخن به درازا مي‌كشد و مي‌دانم وقت شما تنگ است به خصوص حالا كه موسم انتخابات است و برگزاري آن مراسم كلي وقت شما را گرفته است ! به همت شما مراسمي براي معري قهرمانان و مديران و مربيان برتر اخلاق ورزش كشور برگزار شد. روز قبل از آن، مرسم ديگري براي آيين بزرگداشت چهان پهلوان تختي برگزار شد ودر انجا برادر شما سخناني گفتند كه به حق ارزنده بود. او گفت؛ پهلوان را مردم انتخاب مي‌كنند و تاكيد كرد؛ دلدادگي پهلوان فقط به مردم و ملتش است و پهلوان زماني كه جامعه اش در خطر قرار مي‌گيرد در صحنه است. انتظار داشتيم با اين سخن مراسم شما كه قرار است برترين‌هاي اخلاقي را معرفي كند خود معيارها ي اخلاقي را رعايت كند ودر معرفي‌ها جانب عدالت را بگيرد و نه ...

كاش بيان مي كرديد كه معيار شما براي انتخاب 15 مدير و شخصيتي كه مورد قدر داني قرار گرفتند چه بود؟ بفرماييد فلان مسوول فرهنگي ورزش كدام گام را براي حاكميت اخلاق و فرهنگ برداشته و چه طرح‌هايي داده است كه بايد مورد تقدير قرار گيرد؟ فلان فرد كه تازه به ورزش آمده براساس كدام معيار مورد تقدير قرار گرفته؟ آيا صرف داشتن سرمايه و پول كافي است؟ آيا اگر تختي زنده بود اين گونه ملاك‌ها را در نظر مي‌گرفت؟ در ميان مديران يكي از نمايندگان مجلس را ديدم كه فقط حضوري چند ماهه در ورزش داشته است آيا به نظر شما اين كار زيباست كه دو جايزه از مجموع جوايز كه يكي از آنها يه عنوان بهترين‌ها بود يه يكي از اعضاي موسسه نسل آفتاب يعني بانيان اصلي مراسم برسد؟ در با اخلاق بودن هادي ساعي ترديد نيست ، اما زيبا بود كه فرد ديگري را جايگزين مي‌كرديد.

آقاي‌خادم!

 برادرانه به شما مي‌گويم شما به شدت بوي فاصله گرفتن از مردم و ورزشكاران و نزديك شدن به ديگر دوستان را مي داد و گرنه كاش مي‌گفتيد كه ملاك انتخاب چه بود؟

همان روزها مصادف بود با نابينا شدن يك سرباز در ورزشگاه به دست يك تماشاگر بي اخلاق اما دريغ كه در مراسم شما حتي ذكري از ان سرباز به عمل آيد. شايد به دليل آن كه او آدم مطرحي نيود . درست مانند         " حسين معتمدي " عكاس مجله ما كه مي‌دانيد در دوران قهرماني شما چقدر زحمت مي‌كشيد و چه رابطه عاطفي با شما داشت؛ اما دريغ كه در دوران بيماري و يا حتي مراسم فوت او حضوري حتي كوتاه پيدا كنيد. وقتي اين را مي‌گذارم كنار رفتار شما در دوره قبل از دوره به عرصه سياست و آن هنگام كه ورزشي‌تر بوديد حيران مي‌شوم كه پست و مقام و منصب سياسي چه به روز آدم مي آورد! مي‌دانيد كه اين نكات را به دليل علاقع به، نه تنها شخص شما كه خانواده شما مي‌گويم و به هيچ وجه از موضه عناد نيست پس دوستانه به شما مي‌گويم كه به تعبير آقا رسول بگذاريد مردم انتخاب كنند و مردمي باشيد.  همان قدر كه مي‌خواهيدبه اخلاق و بي اخلاق ورزشكاران اهميت دهيد (البته نه اين گونه) به عنوان يك نماينده به اين امر مهم در نزد مديران هم اهميت بدهيد و آنها را هم نصيحت كنيد كه چنين باشند و اگر چنين نبود نمي گويم خروش كه حداقل اعتراضي كنيد چرا كه به قول آقاي افروغ ، ما همواره پايين دست ‌ها را دعوت به سكوت و مصلحت مي‌كنيم درحالي كه در نامه امام علي (ع) آمده است كه از خطاهاي مردم در گذريد. بنگريد تفاوت تا كجاست. كاملا برعكس شده و ما بايد از خطاهاي مديران درگذريم حالامي رسم به آن سخني كه در ابتدا وعده دادم بيشتر آن از بگويم. آن نكته همين است كه وقتي در كاري خلوص و مردمي بودن باشد حكايت ديگري پيدا مي‌كند و اثري بسياري دارد و طبيعي است كه خداوند هم مدد بسيار مي‌رساند. درست مانند رفتار آن روزهاي شما كه فقط ورزشي بوديد و قهرمان و اگر امروز مي‌بينيم كه از درون اين گونه مراسم هيچ چيز بيرون نمي‌ايد به جز گله و هر روز هم شاهد بي‌اخلاق بيشتر در ورزش مي‌شويم ، دقيقا به خاطر همان خلاء است. اگر مي‌خواهيد كاري در اين عرصه بكنيد قيد اهل سياست بازي و ثروت را بزنيد.

مراسم ساده‌تري بگيريد و جوايز كمتري بدهيد، اما مراسم را صميمي كنيد. آن وقت خواهيد ديد كه جشن شما چه حلاوتي پيدا مي‌كند. راستي چه اشكالي داشت ، شما كه مي‌خواستيد به صاحبان اخلاق جايزه بدهد مراسم را در مكان ساده‌تري برگزار ياشد كه در آن مردمي كه شما نماينده آنها هستيد و مي‌دانيد در چه وضعيت معيشتي زندگي مي‌كنند، احساس كنند قهرماناني از جنس خود دارند نه آن كه اين توهم پيش بيايد كه اينها برنامه‌هاي انتخاباتي است! راستي فكر مي‌كنيد اگر تختي به عنوان يكي از الگوهاي برتر اخلاق تاريخ ورزش زنده بود نسبت به مراسم شما چه نگاهي داشت؟ نمي‌دانم چرا هرگاه مي‌بينم يك نفر كه مي‌تواند از نظر معنوي و مردمي بودن بسيار بالا باشد ناگهان به عرصه سياست رو مي‌كند بي‌اختيار به ياد اين سروده خواجه شيرازي مي‌افتم كه

 چه شكرهاست در اين شهر كه قانع شده‌اند

شاهبازان طريقت به شكار مگسي

براي شما آرزوي موفقيت دارم و اميد دارم كه قدر منزلتي را كه خداوند به شما عطا فرموده بدانيد و شكرگزار آن باشيد و طبيعي است كه شكرگزاري يعني؛ استفاده و بهره برداري مفيد. پايدار باشيد.  


                                       نه امیر ورزش،نه خادم سیاست

                                       دعا کنید  

         همون امیر خادمی باشم که ایران سربلند را می خواهد

سردیبرمحترم هفته نامه وزین دنیای ورزش

 سلام

هفته گذشته مطالبی را که دربخش"یادداشت سردبیر" درخصوص برگزاری همایش"فرزندان آفتاب" توسط موسسه فرهنگی،هنری وورزشی"نسل آفتاب" به منظورمعرفی قهرمانان،مربیان ومدیران برتراخلاق ورزش کشورواهداء تندیس"طلایه پهلوانی" به افراد برگزیده،مرقوم فرموده بودید،خواندم.

 با توجه به شناختی که ازجنابعالی وکلا موسسه وزین اطلاعات وریاست محترم موسسه جناب حاج آقای دعائی دارم،مطمئنم موضوعات مطروحه کاملا وقطعا ازسردلسوزی بوده وبه همین خاطربرخود فرض می دانم ازفرصت مناسبی که برای بحث وتبادل نظردرخصوص ماهیت واهمیت توجه به چنین اقداماتی درحیطه فرهنگ بومی واخلاقیات ایجاد شده حداکثراستفاده را کرده و ضمن اینکه ازخوانندگان محترم و کارشناسان  بزرگواربخش های مختلف فرهنگی وورزشی درخواستی خالصانه جهت ارائه انتقادات و پیشنهادات ( تحقیقا) سازنده خود درارتباط با همایش" فرزندان آفتاب" ویا اگرتوفیقی باشد برنامه های آینده موسسه را دارم، درمورد موضوعات مطروح توسط جنابعالی درشماره قبل نیز،به چند نکته اشاره ای گذراخواهم کرد.

قبل ازهرچیزمایلم عنوان کنم، کاش امکان چاپ مقاله هفته گذشته به صورت کامل برای آن نشریه محترم فراهم بود تا مطالبی که دراین شماره ازسوی بنده ارائه می گردد مشخصا قابل مطابقت با دغدغه های مطروحه باشد تا ازاین طریق امکان ایجاد فضائ گفتمانی بهتری، درخصوص مسائل حیطه فرهنگ واخلاق درشرایط امروز ورزش کشورمان فراهم گردد.

اما به هرشکل سعی می کنم یک به یک ودرحد بضاعت به موارد اشاره ای داشته باشم وتا حد امکان وبه شکلی که خدای ناکرده باعث خدشه ویا اساعه ادب به کسی نگردد،به ابهامات موجود ویا باقی مانده ازگذشته پاسخ دهم.

1.ابتدا ازنوع رفتارمان دردوران قهرمانی شروع می کنم وخاطرنشان می کنم که علیرغم طرح وگسترش مباحثی چون اخلاق و...به خانواده خادم، با شاهد گرفتن خود شما وهمه کسانی که درتمامی دو دهه حضورجدی ما درعرصه ورزش ملی،به طرق گوناگون با آنان درارتباط بوده ایم ،حتی آنهائی که شاید دربسیاری زمینه ها با آنان اختلاف فکری ورفتاری داشته ایم،هیچ گاه با نیت بهره برداری ویا بهتراست بگویم سوءاستفاده ازنامهای ارزشمند  قصد معرفی خود به چنین عناوینی به جامعه نداشته ایم ولذا تا آنجا که امکان داشته است ازانجام اموری که شائبه ریا را داشته، پرهیزکرده ایم.

2.شما دریادداشت تان به مواردی اشاره فرموده اید که هرچند ارتباطی با موضوع همایش" فرزندان آفتاب" ندارد،اما ابهاماتی ست که چند سال است درمیان اهالی کشتی ویا علاقه مند ان آن باقی مانده است وهرچند من بارها خواسته ام به شکلی ازکنارآنها بگذرم،اما به نظرمی آید جامعه مقید به اخلاقیات ما،حق دارد درجریان برخی از زوایای پنهان این اتفاقات تا حدی که طرح آنها باعث زیرپا گذاردن اخلاق نگردد،قرارگیرد.

الف-چند ماهی ازالمپیک سیدنی2000 گذشته بود که یک روزآقای...به دفترمن آمد ودرمورد همکاری با فدراسیون کشتی وقت با هرعنوانی که مایلم،از نایب رئیسی گرفته تا سرمربی گری و...به منظورتلاش برای قهرمانی تیم درمسابقات جهانی 2002تهران،بامن صحبت کرد...

من نپذیرفتم.علتش هم این بود که تا جهانی تهران 2002 کشتی بگیرم...

چند ماهی گذشت وثبت نام انتخابات فدراسیون کشتی آغازشد...جلسه ای دریکی ازشهرهای شمالی برگزارشد وبعدازآن درمطبوعات مطرح شد که بعضی اتفاقات انتخاباتی درجلسه مسئولین فدراسیون وقت با روسای هیات های کشتی روی داده است که ...

برای من زیاد این اخبارمهم نبود چون ربطی به من نداشت.

روزجمعه ای بود وهمه اعضای خانواده منزل ما بودند.روزشنبه هم روزآخرثبت نام ...

پدروبرادرم بسیاراصرارداشتند که به خاطر کشتی و...ثبت نام کنم ومن هم صادقانه می گویم که علیرغم تمامی توصیه هائی که درطول هفته برای ثبت نام داشتم،به هیچ وجه تصمیمی نداشتم...اما این سخنان باعث شد آن شب را بسیارجدی تربرروی موضوع بیندیشم وصبح هم پس ازاستخاره ای که کردم برای گرفتن نظرمسئولین ورزش کشور،نزد رئیس ومعاون وقت سازمان تربیت بدنی رفتم.

(همانطورکه شما هم عنوان کرده اید،براساس شرایطی که درست یا غلط دراساسنامه فدراسیونها وجود دارد، نقش سازمان تربیت بدنی درانتخاب روسا فدراسیون مستقیم وتقریبا قطعیست وطبیعتا برای کسی که به قصد انتخاب کاندید می شود نه تنها شرکت درانتخابات،مطلع شدن ازنظرسازمان تربیت بدنی یک امرالزامیست. وگرنه برای فردی مانند بنده چه ضرورتی برای ورود به عرصه ایست که هیچ امکانی برای موفقیت ورقابت وجود نداشته باشد؟!)

درمذاکره ای که با آنها داشتم به صراحت عنوان کردم که آیا مایل به مدیریت من برکشتی کشورهستند یا خیر!

ودرپاسخ، استقبال آنان را نسبت به این پیشنهاد مشاهده کردم وقرارشد که برای پیش نیامدن مشکل وگله وگله گذاری،درزمان مناسب با رئیس وقت فدراسیون جهت کنارکشیدن ویا اعلام عدم حمایت سازمان ازایشان صحبت کنند.

شخصا نیزبا توجه به شناختی که ازروحیات رئیس فدراسیون وقت ونوع ارتباط عاطفی و...که ایشان با مسئولین سازمان داشت ،تقریبا مطمئن بودم که درصورت طرح موضوع ازسوی سازمان، ایشان کنارکشیده ومشکلی پیش نخواهد آمد.

پس ازطرح موضوع وگرفتن قول مساعد ازمسئولین سازمان به فدراسیون رفتم وفرم ثبت نام را پرکردم.درداخل فرم بخشی برای معرفی نایب رئیس ودبیرمورد نظرکاندید،وجود داشت. من آن قسمت را پرنکردم.اما آقای...که مسئولیت...را درفدراسیون داشت به من گفت چند نفراسم ایشان را به عنوان...نوشته اند!من توجهی به این مطلب نکردم اما این عزیزودیگردوستانی که مطمئن بودند من بدون برنامه اقدام به ثبت نام نکرده ام واحتمالا با انتخابم جایگاه شان متزلزل خواهد شد،متاسفانه با ایجاد حساسیت وتاثیرگذاری برافکاررئیس مودب، قابل احترام وهمیشه موثرفدراسیون،کاررا به آنجا رساندند که می دانید ومی دانیم.

مسائل بسیاری درآن زمان روی داد که همانطورکه درتمامی این سالها وبه خصوص درهمان زمان که نامهربانی ها ی بسیاری را دیدم ودم برنیاوردم،حال هم قصد شکافتن بیشترشان را ندارم شاید روزی به صورت مفصل تری فقط برای ثبت درتاریخ به آنان بپردازم.

اما اینکه کارمن برای حضوردرانتخابات وحمایت مستقیم سازمان ازمن درست بوده یا اشتباه،شاید با طرح چند نکته روشن شود.

اولا همانطورکه دربالا نیزاشاره شد،همه فدراسیونها درتمامی دوره ها براساس نظرسازمان انتخاب شده اند ومی شوند(بجزفدراسیون ﮋیمناستیک درآن دوره وفدراسیون پزشکی دراین دوره)ودرهمان زمان هم اگرسازمان مانند دوسال قبل آن، ازهمان رئیس فدراسیون وقت کشتی حمایت می کرد بازهم هیچ مشکلی پیش نمی آمد. چرا که قطعا بیاد دارید حتی درفدراسیون پرسروصدائی مانند فوتبال نیزعلیرغم وجود کاندیدا های مطرح وآشنائی مانند ...بازهم چون نظرسازمان برروی رئیس فدراسیون وقت بود،نامزدهای دیگراعتراضشان به جائی نرسید!چراکه رئیس فدراسیونی که خود هم کاندید است وهم برگزارکنند ه وهم ارتباط بلافصل با هیات های استانها دارد،درصورت داشتن نظرمساعد سازمان دیگرچه کسی قادربه رقابت با اوست؟!...

آیا درشرایطی که قاعده بازی چنین است من به عنوان یک کاندید باید دست وپا بسته وبدون هیچ گونه برنامه ریزی ومشورت وارد گود می شدم؟

آیا من که احتمالا تصدیق می فرمائید نتیجه کاریک سال ونیم بعد ازانتخابم می تواند گواهی باشد برعدم وجود هیچ دلیل دیگری بجزخدمت خالصانه برای بخشی ازورزش کشور،باید به خاطروجود چنین قاعده ای دربازی، ورود پیدا نمی کردم ورئیس محترم فدراسیون وقت با استفاده ازهمین شرایط انتخاب می شد.

(دراینجا لازم است به این نکته نیزاشاره کنم که درشرایط حال حاضرورزش کشورما که درآن دولت حامی اصلی ورزش است ورئیس سازمان تربیت بدنی موظف به پاسخگوئی به کوچکترین اتفاقات ورزش می باشد،به نظرنمی آید بتوانیم انتظارداشته باشیم سازمان هیچ دخالتی درانتخاب روسای فدراسیونهای ورزشی نداشته باشد واعمال نظرنکند.به همین خاطرهم بودکه پس ازیک سال ونیم که بنا به دستوررئیس بعدی سازمان ازکارم استعفاء کردم هیچ گاه گله ای ازاین بابت نداشتم واعتراضی نکردم هرچند که نسبت به تصمیم ایشان ناراضی بودم وآن رابه نفع ورزش وکشتی نمی دانستم...)

دوما،درهمان شرایط، جلسات شبانه وگاه وبی گاه مسئولین وقت فدراسیون با روسای هیاتها( به عنوان گروه اصلی تاثیرگذاربرکل آراء) نقل محافل بود.آیا این کاربرآمده ازعدالت بود؟وآیا دیگرکاندیداها هم امکان برگزاری چنین جلساتی را می توانستد داشته باشد؟

به یاد دارم درمسابقات جام تختی همان سال زمانی که به مشهد رفته بودم که هم مبارزات را ببینم وهم به نوعی هیاتها را ملاقات کنم،نوع برخوردی که بامن شد...بایک نفرهم صحبت کرده بودم وگفته بودم من که امکان برقراری ارتباط باهیاتها راندارم ولی امیدواربه شناخت خود آنان هستم.

این مطلب را درمیان هیاتها این گونه پخش کرده بودند که من گفته ام ، رای من بنا بردستور...تضمین شده است و نیازی به هیات ها ندارم!...

وخلاصه کلام، به نظرشما من به عنوان یک ورزشی که احساس می کردم توانائی هدایت ورزش اول کشوررا دارم، برای تقدیم این خدمت چه باید می کردم؟

باقی قضایا درخصوص تعویق انتخابات وخروج رئیس وقت وجایگزین شدن بزرگ دیگرهم داستان خودش را دارد که به خاطراختصارازآنها گذرمی کنم.

ب."ما درموضوعات بسیارمهم واستراتژیک ترهم اجازه دخالت ناظران خارجی را نداده ایم.لذا درموضوع به مراتب کوچک تری مثل فوتبال،ورود ناظربرگزیده شده خارجی،که می خواهد ایرانی با شد یا خارجی،به هیچ وجه درشان کشور و ورزش ما نیست وقطعا باعث به زیرسوال رفتن حیثیت فوتبال ما خواهد شد..."

"حضور رئیس سازمان درانتخابات یک فدراسیون،شاید ازلحاظ قانونی اشکالی نداشته باشد،اما ازلحاظ کاری ونگاه کارشناسی مانند این می ماند که وزیرکشور،با توجیه اینکه تهران پایتخت ومهم است و... کاندیدا شهرداری تهران شود!این کاردومعنا می تواند داشته باشد،یا به معنی به توجهی به دیگررشته های ورزشی وتافته جدا بافته فرض کردن فوتبال تعبیرمی شود ویا نشان دهنده اعتقاد مسئولین ورزش کشوربه عدم وجود نیروی ورزشی وفوتبالی برای اداره فدراسیون فوتبال،وبه اصطلاح قطع الرجالی وبی دست وپا بودن فوتبال را متصورمی کند..."

این ها تنها بخشی ازعرایض وموضع گیری های بنده وکمیته تربیت بدنی مجلس درخصوص انتخابات فوتبال وناظرین خارجی بود.

شاید مطرح شود که این نوع موضع گیری ها به تنهائی چه سودی دارد.

من هم با نظرشما موافقم.اما جناب شعبانی عزیز،ضمن اینکه بسیارکلی وگذرا فقط به همین کوتاه بسنده می کنم که موضع گیری ها ی این چنینی ویا موضع گیری هائی به همین میزان کارشناسی ومستند درزمینه های دیگرفعالیت من درمجلس مانند بخش گردشگری ومیراث فرهنگی ویا فرهنگ وهنرو...ویا همین موضع گیری کاملا کارشناسی شده تغییرساعت رسمی کشوردرابتداء هرسال که درنهایت هم به قانون تبدیل شد باعث شده من به عنوان منتقد دولت و...ازسوی دیگرهم قطعا تائید می فرمائید که بنده به عنوان یک نماینده که وظیفه قانون گذاری را دارد،موظفم براساس قانون عمل کردم.

آنچه درحیطه قانون درنوع ارتباط ما با سازمان ورزش کشوروجود دارد،اینست که رئیس سازمان تربیت بدنی به عنوان معاون رئیس جمهوربه حساب آمده ولذا برای انتخابش نیازی به رای اعتماد مجلس همانند وزرا نیست ودرزمان بروزاشکال درکاروکلا هرنوع نیازی که به سوال ازاوباشد،ما به عنوان نماینده باید این سوال را ازشخص رئیس جمهورمطرح کنیم ورئیس سازمانهائی مثل تربیت بدنی ،گردشگری و...مقید به پاسخ به مجلس نیستند!

همین حدی که شاهد پاسخگوئی مسئولین سازمان نیزهستیم،برآمده ازتعاملیست که بین ما وسازمان بیش ازدوره گذشته وجود دارد واحتمالا نیازها قانونی ورزش به مجلس به خصوص درمورد بودجه است! و روی پنهان آن هم مطبوعات ورزشی وانعکاس خبری اتفاقات ورزشی وتوجه خاص مردمی به آنهاست،وگرنه سیرنظارت برعملکرد سازمان ورزش بسیارسخت و ورود به وادی سوال واستیضاح رئیس جمهورهم برای وجود مشکل درورزش بسیاربعید ونا شدنی می باشد.

ولی درمورد اتفاقاتی که درخصوص برگزاری انتخابات فوتبال هم روی داد،باید عرض کنم براساس اساسنامه ای که به تصویب فیفا وهیات دولت رسیده است،ازلحاظ قانونی هیچ گونه تخلفی ازسوی مسئولین ورزش کشوراتفاق نیفتاده بود واظهارنظرما یا همه آنانی که دلشان برای آینده فوتبال کشورمی تپد هم تنها جنبه نگاهی کارشناسی وورزشی داشت،نه قانونی...

دراین خصوص هم بحث بسیاراست واگربخواهم درمورد مسائلی که درطول دوسال گذشته برفوتبال کشوروکارهائی که به خاطرسروسامان گیری زودترآن به صورت آشکارا وپنهان توسط ما انجام شد مطلب بنویسم،خود فضائی جداگانه وخاص خود رامی طلبد که شاید درنشریه فرهنگی،هنری و ورزشی با نام"شمع ره"که مجوزآن را برای موسسه" نسل آفتاب" به تازگی گرفته ام ودرحال برنامه ریزی برای انتشارش هستیم،به آن بپردازیم ...

درمجموع باید عنوان کنم،با توجه به قانون برنامه چهارم وچشم انداز 20 ساله کشورهم تغییروضعیت سازمان ورزش به وزارت خانه بسیارسخت می باشد.چون براساس قانون دولت باید کوچک شود...

هرچند یک امکان می تواند وجود داشته باشد که با توجیه کوچک شدن حجم دولت 2 یا چند سازمان باهم ادغام شده و یک وزارت خانه تشکیل شود که امیدوارم برای دوره هشتم مجلس اگرکسانی ازورزش ورود پیدا کردند روی این پیشنهاد فکری بکنند ...

3.بعد ازتوضیحات کوتاهی که درمورد برخی مسائل حوزه های مختلف کاری ام دادم،حال وارد اصل موضوع وعلت اصلی مرقومه شما می شویم.

"نسل آفتاب" وبرگزاری همایش "فرزندان آفتاب".

الف-اول ازهمه باید به موضوعی اشاره کنم. براین باورم اگرمن هم درجایگاه مقابل بودم ودرآستانه انتخابات،فردی اقدام به برگزاری مراسمی این چنینی می کرد،اگربه رویم هم نمی آوردم ولی حتما قبول می کردم که این کاریک شوی انتخاباتی بیش نیست!

اما جناب سردبیر،تاسیس موسسه "نسل آفتاب"براساس یک جرقه ذهنی که توسط تعدادی ازاهالی ورزش وهنربرای بنده که به اصطلاح عضوکمیسیون فرهنگی مجلسم ومشکلات بنیادین فرهنگی دستگاه های اجرائی راشاهد هستم،،حدود یک ونیم سال پیش ایجادشد.

براساس این فکراولیه به رایزنی با افراد مختلفی که دربعد اخلاقی نیزخوش نام وقابل احترام هستند،پرداختیم ودرنتیجه وپس ازگذراندن مراحل ثبت و...درتابستان امسال موسسه رسما افتتاح شد.

برای شروع خوب کاردرحوزه فرهنگی ورزش وهنر،نیازمند به انجام چند اقدام مناسب فرهنگی درورزش یا هنربودیم که این کاررا با پیوستن به جمع متولیان جشنواره بین المللی "آخرین منجی" آغازکردیم. قصد بانیان اول این همایش یعنی صدا وسیما وچند وزارت خانه دیگر،شناساندن بهترامام عصر(عج)به جامعه جهانی توسط اهلش می باشد وما هم به منظوربهره گیری ازماهیت پیام ایشان درحوزه ورزش وهنرشاید بتوانیم اقدامی بکنیم.

مشارکت دربرگزاری اولین جشنواره تئاترآماتورتوسط موسسه"کارنامه"که متشکل ازنیروهای خبره وبزرگ هنرهای نمایشی کشورمی باشند ونیزمشارکت درجشنواره بین المللی فیلم مستند ودرورزش برگزاری اولین همایش معرفی قهرمانان ومربیان ومدیران برتراخلاق هم ازدیگربرنامه هاوکارهایمان بود.

حال سوالم دراین بخش اینست:به نظرشما بهترین مناسبت برای برگزاری مراسم به اصطلاح اخلاق درورزش چه زمانی می توانست باشد؟آیا درحال حاضرنمادی مناسبت ترازسالروزبزرگداشت جهان پهلوان تختی برای انجام این کاروجود دارد؟همانطورکه قصد داریم درصورت رسیدن به شاخصهائی قابل استناد درحوزه هنر،چنین مراسمی را درسالروزشهادت شهید آوینی برگزارنمائیم....دراین مورد هم بیش ازاین اطاله کلام نمی کنم.

اما درمورد شائبه ایجاد شده به یک نکته دیگرهم اشاره می کنم وآن طول برگزاری همایش می باشد.

آیا بجززمان سخنرانی ویکی دومرحله اهداء جایزه ، کسی من را درسالن دید؟!آیا درچنین موقعیتی که دوربینها درحال ضبط وپخش برنامه ها هستند،کسی که با هدفی خاص چنین اقدامی را سامان دهی کرده،خود به پستو می رود وکاریدی می کند؟!واین وضعیت تا آن حد پیش می رود که مجری برنامه هم ازیاد ببرد بانی مراسم کیست وفرد دیگری را که حامی مراسم بوده به عنوان بانی معرفی نماید؟!

(البته به شوخی وازسرمزاح هم باید به اطلاع دوستانی که این عدله قانع شان نمی کند برسانم،نگران نباشند!چرا که آنقدردراین چند روزی که ازمراسم می گذرد به صورت آشکارو نهان،موضوع انتخاباتی بودن این برنامه طرح شده که اگرمی خواست بارتبلیغی هم داشته باشد،دیگرکاملا ضد تبلیغ وحتی مخرب شده است!) 

 ب-بله پهلوان را مردم انتخاب می کنندو...

اما باید فکری هم به حال مجریان ومسولینی کرد که موظفند بسترسازتوسعه فرهنگ پهلوانی وپهلوان پروری والگوسازی باشند.

لذا هدف ازانجام آنچه شد وبا کمک کارشناسان بزرگواری مانند شما باید بشود،تعین تکلیف برای مردم نیست.چراکه آنانی که دریافت کننده تندیس"طلایه پهلوانی"هم بودند اگرنتوانند پاسداررسالت نهفته درآن تندیس باشند،قطعا بسیارسریع تروشفاف ترازدیگران، با قهرمردمی روبروخواهند شد که نظاره گران دریافت این تندیس توسط آن قهرمان،مربی ویا مدیربوده اند.

علاوه برآن، ما براین باوریم که موسسه ای بنام"نسل آفتاب" قراراست،موسسه ای باشد به معنای واقعی کلمه،مردم نهاد ومتشکل ازاهالی اصلی ورزش،هنر وفرهنگ کشور.

بنابراین انتخابی که برآمده ازاظهارنظرخود مردم وبه خصوص کارشناسان مورد اعتماد مردم باشد،به نظرمی رسد درصورت تدوین شاخصهائی مورد وفاق همه،درحداقل موضوع، می تواند حرکتی نمادین باشد برای سوق دادن جامعه ورزشی وهنری به سمت انتظارات  فرهنگی،مذهبی وملی مردم.پس کمکمان کنید که بشود....

ج-هرچه جلوترمی رویم سعی می کنم مصداقی تربه مسائل این همایش بپردازم.لذا دراین بخش بازهم خیلی خلاصه به بیان علل انتخاب 15 نفری اشاره می کنم که درابتداءهمایش مورد تقدیرقرارگرفتند.

( قبل ازتوضیح دراین رابطه مجبورم به یک نکته ازسردرد دل اشاره ای داشته باشم وآن بلائی بود که درروز همایش ازناحیه مجری سرما آمد وآقای... صبح همایش ازطریق s.m.s به ما اطلاع داد که نمی آید!...

هماهنگی با مجریان تنها نیم ساعت قبل ازشروع مراسم صورت گرفت.لذا مجریان تقریبا دریک همایشی که حدود 2 ماه برای برگزاری خوب آن تلاش شده بود،بدون هماهنگی مناسب با اتاق فرمان،بخش جوایزو...مراسم را آغازکردند.

این اتفاق باعث طرح موضوعاتی اززبان مجری گردید که به هیچ وجه هماهنگ با برنامه ما نبود ونکته تاسف باراین بودکه این کاراصلی ترین علت به وجود آمدن بسیاری ازگله ها وبرداشتهای اشتباه ازماهیت انجام برخی کارها شد که به مرورودرجای خودش به تعدادی ازآنها اشاره خواهم کرد!)

15نفرابتدائی جزءبخش معرفی چهره های برتراخلاقی درورزش کشورنبودند.چراکه ما اولا،درانتخاب برترینها،دربخش ورزشکاران،به ورزشکاران زن،مرد،جانبازو معلول،دربخش مربیان به مربی ملی ،باشگاهی وبانوان ودربخش مدیران به مدیرکل استان،رئیس فدراسیون ومدیرعامال باشگاه پرداخته بودیم وطبیعتا مدیران ستادی سازمان ورزش ویا مدیران ورزشی فعال درسازمانهای غیرازتربیت بدنی دراین بخش حضورنداشتند.

ثانیا،این تقدیرها منحصرا توسط موسسه صورت پذیرفته بود وهیچ ربطی به اصل مراسم نداشت.که متاسفانه مجری به علت اینکه درجریان نبود به آن اشاره نکرد.

اما درمورد خود افراد هم باید عرض کنم معرفی افرادی مانند سردارمشایخی که دربسیج ورزش کشوردرتلاش است ویا حسین یاریارکه درخانه هنرمندان کاری درحوزه فرهنگی ورزش انجام می دهد ویاآقایان آجرلو وقدیمی به نظرمی رسد درحیطه کاری خود توجه زیادی به ورزش وتوسعه آن دارند.آقایان تقدس نزاد وپورمحمدی وندیری وساورودرخشان ورضوی هم که دراجراء مراسم کمک ارزشمند وزیادی به ما کرده بودند واین حداقل تقدیری بود که درحد بظاعتمان می توانستیم ازآنها بکنیم.خانواده مرحوم هنردوست هم که به خاطردرگذشت تازه ایشان واینکه درطرح جشنواره آخرین منجی ایشان جزء متولیان بوده واین مراسم هم به نوعی به عنوان زیرمجموعه آن کاربزرگ یک ساله دیده شده وازجامعه خبری هم که شما خود خوب می دانید دراین حالیکه ما باید مورد تقدیرقرارمی دادیم اما گزینش فرد خاص بسیارسخت بودلذا به این جمع بندی رسیدیم که ازآقای فیض آبادی        که متاسفانه دربستربیماریست به نمایندگی همه اهالی قلم تقدیرکنیم.بزرگداشت شهدای طوقانی هم به عنوان شهدائی ازجامعه ورزش پیشنهادی بود که عملی کردیم.درمورد تقدیرازآقای خسروشکیبائی هنرمند ارزشمند سینما وتئاترکشورهم دکلمه ای بود که ایشان بنا بردرخواست ما بی ریا وبدون دریافت وجهی اجراءکرد وفکرمی کنم جای تقدیرویژه هم داشت.می ماند 2 نفرآخرکه به آنها اشاره فرموده اید.یکی ازآنان همکارمن درکمیته تربیت بدنی کمیسیون فرهنگی ست واگرعرض بنده را قبول داشته باشید،فردی بسیارفرهنگی،مومن وکوشاست که درطول این نزدیک به 4 سال درمجلس، بسیاربرای ورزش همراهی وهمکاری کرده وبرای تشکرازایشان لوحی تقدیمش کردیم.اما فرد آخری که همانطور که فرموده اید تازه وارد ورزش شده است.باید به اطلاع برساند بنده  ایشان را یک مرتبه درکمیسیون فرهنگی دیده ام که به دعوت یکی ازهمکاران آمده بود ودرخواست حمایت برای خرید یک تیم باشگاهی را داشت وما هم براساس مادع 117 قانون برنامه ازسازمان ورزش بارها خواسته ایم شرایط را برای واگذاری باشگاه های دولتی به بخش خصوصی فراهم کنند ودرمورد ایشان هم همانند کاری که برای رئیس باشگاه شیرین فرازکرمانشاه انجام داده بودم وکرمانشاه امروزدارای یک تیم فوتبال دسته برتریست،همین توصیه را برای ایشان هم کردیم.ویک بارهم زمانی که برای دریافت لوح تقدیرش به روی سن آمد.

اما باشگاه ایشان پس ازاینکه متوجه برگزاری این مراسم توسط موسسه شده بودند،با تماس با موسسه اعلام آمادگی برای حمایت کردند ومبلغی نیزبدون هیچ گونه پیش شرطی به حساب موسسه واریزنمودند.

این مبلغ شاید درمقام مقایسه با مبالغی که موسسه ازاسپانسرهای دیگراخذ کرد مبلغ زیادی نبود اما برای ما به عنوان موسسه ای که می خواهیم کارفرهنگی بکنیم فرضی بود که نام باشگاه ایشان رادرتمامی جاهائی که تبلیغی برای اسپانسرهایمان صورت می دهیم،بیاوریم ونه تنها درکنارآنها بلکه درمراسم هم ازایشان تقدیرویژه کنیم.

شاید عنوان شود ایشان با هدفی خاص چنین کاری را کرده است واگرمن نماینده نبودم این کاررا نمی کرد!درپاسخ باید عرض کنم اولا طرح چنین مطلبی چقدرمی تواند منصفانه باشد وثانیا پاسخ موسسه به کارایشان آیا خود به اندازه کافی حداقل شائبه دراین خصوص را هم ازبین نبرد؟

به موضوع حمایتی که می بایست ازاین نوع افراد غیرورزشی که وارد ورزش شده اند وباید حفظ شوند وگرنه...هم چون می خواهم اختصاررا رعایت کنم،درمجالی دیگرمی پردازم.

البته قبول داریم که اگربا بزگواران دیگری هم دراین خصوص صحبت می کردیم تکمله بهتری را برای تقدیرازچهره های خوب ورزش به ما می دادند که ازاین بابت عذرخواهم وامیدوارم درآینده بیشتروبهترعمل کنیم.

د-درمورد انتخاب افرادی ازاعضای نسل آفتاب به عنوان نفرات برگزیده هم باید عرض کنم،ما هم روی این مطلب خیلی بحث داشتیم.اما درشرایطی که براساس شاخص هائی که تهیه شده است وبه تائید بسیارازکارشناسان امرهم رسیده(البته دراجراء با برخی مشکلات آن برخورد کردیم که امیدواریم برای سالهای آینده با کمک دوستان تصحیح وتکمیل شود)نفراتی این چنین بیرون آمده است،چگونه می شود به یک عضوخوب واخلاق مداربگوئیم که دراین انتخاب شرکت نکن وبعلاوه ما قصد داریم ازاین چهره های اخلاقی درموسسه بسیارداشته باشیم وهمین 16نفربرگزیده رانیزبه عضویت دربیاوریم.خوب،اگرقرارباشد که نفرات عضوانتخاب نشوند پس دیگرکسی عضوموسسه نمی شود و وقتی که عضونشوند چگونه می توانیم درراه گسترش این برنامه نمادین ازسطح یک همایش به سطح عمل وتوسعه رفتاری وعملی اخلاق حرکتی داشته باشیم.

ر-درمورد سربازنابینا فرموده بودید.بله کاملا حق باشماست وما باید بسیارجدی ترروی این موضوع مانورمی کردیم.اما باید خاطرنشان کنم این موضوع هرچند خیلی سطحی توسط مجری مطرح شد اما ما دربخش معرفی مدیرعامل برتراخلاق درمیان باشگاهها،به علت عدم همراهی مدیران باشگاهی فرد منتخب برآمده ازفرم های نظرسنجی نداشتیم!وبه همین خاطرهم تصمیم هیات جمع بندی نظرات وانتخاب، متشکل ازسازمان،کمیته المپیک وموسسه،تصمیم گرفتند،ازباشگاه علم وادب به خاطرانجام برنامه های فرهنگ عمومی تقدیرشده وجایزه را به آنها بدهند وبراساس نظرجمعی اعضا هیات ازآقایان شفق وساکت وهاشمی هم تقدیرشود.ولی آقای ساکت فقط به خاطراتفاقی که برای آن سربازافتاره بود هرچند که ازنظرما ایشان هم مقصراصلی نبود، ازلیست خط خورد.

همه این موارد را مجری می بایست عنوان می کرد ولی به همان علتی که دربالا به آن اشاره شد یعنی عدم هماهنگی مجری،موضوع کاملا طوردیگرطرح گردید!

درمورد شادروان حسین معتمدی هم درآن زمان من ایران نبودم ولی به هرحال ازبابت عدم شرکتم درمراسم ایشان ازخانواده آن خوب، عذرخواهم ومتاسف.

ز-اینکه این مراسم خلوص نداشته وباعث گله مندی شده، امیدوارم با دعای خیرشما وهمه دوستان ولطف الهی،ناخالصی های کارمان ازبین برود وبه جزء این قطعا درمقام پاسخ نمی توانم عرض دیگری داشته باشم.

اما درمورد گله مندی های آنانی که تصورمی کنند باید معرفی می شدند ونشدند باید بگویم ما واقعا به دنبال روی دادن همین نوع گله مندی ها بودیم.چراکه احتمال می دادیم، کسانی که دراین مراسم انتخاب شدند،ممکن است قبل ازهرچیزخوشحال ازدریافت جوایزریالی شوند(هرچند که دردنیای واقع تا الان که بیش از 2 دوهفته ازمراسم می گذرد کمتراز20 درصد برگزیدگان برای پی گیری دریافت جوایزشان تماس گرفته اند وما به دنبال آنها هستیم!)اما دواتفاق درادامه متصورهستیم.یک آنانی که انتخاب نشدند ومعترض. ودرنتیجه درواحد زمان (پس ازچند سال ازنهادینه شدن این کار) سعی درهماهنگ کردن خود با شاخص های این گزینش خواهند کرد .دو،آنهائی که جوایزرا گرفته اند پس ازچندی خود رابیش ازگذشته زیرذره بین مردم وحتی همکاران وهم تیمها و... می بینند ومجاب به رعایت بیشترهنجارهای اجتماعی...

پس مائی که وارد دریا شده ایم باید خود را آماده خیس شدن پایمان هم بکنیم، به امید ...

ط-درمورد محل برگزاری هم با توجه به مساعدت آقای تقدس نژاد،ما سالن را به صورت رایگان گرفتیم.نمی دانم کاربدی بوده یا خیرولی در2 مورد محل برگزاری ومیزان جوایز،جدای ازبحث رایگان بودن مکان،باید عرض کنم چگونه است که ما برای تقدیرازقهرمانان فنی ،سالانه 2 مراسم با شکوه، یکی توسط سازمان تربیت بدنی ورئیس جمهورودیگری توسط صداوسیما می گذاریم وجوایزچند ده میلیونی هم می دهم ولی هرگاه نام اخلاق وفرهنگ می شود،قناعت و...مطرح شده وفرد بااخلاقمان باید چوب رفتاربهنجارخود رابخورد؟!

باقهرمان خوب فنیمان که زیاد مقید به هنجارهای اجتماعی نیست قراردادها ی چند صد میلیونی می بندیم ولی ازکناررفتارهای نابهنجاراوبه راحتی می گذریم!...بگذریم...

با این نظرشما هم خیلی موافق نیستم که ما درنظام فرهنگیمان توجه به تشویق بیش ازتنبیه است.

به عکس معتقدم نهاینه شدن نگاه سلبی وتحکمی آنقدرزیاد است که ...

به هرحال فکرمی کنم حال که مادیات جایگاهی خاص دردنیا امروزپیدا کرده است،زیاد هم غیرمنطقی نباشد که درمقابل دوبرنامه تقدیرآن چنانی ازقهرمانان برتر،یک برنامه مردمی هم برای قهرمانان ومربیان ومدیرانی که تلاش کرده اند نسبت به دیگران بیشترچارچوبها را رعایت کنند گذارده شود.

درموردمدیران وسیاست گذاران هم باید عرض کنم با نظرشما موافقم وبنده درجایگاه حقوقی ام باید بیشترتلاش می کردم.اما شاید تنها فردی بودم که نسبت به اعلام پرداخت مبلغ 100میلیون تومان به برنده بازی استقلال وپرسپولیس و50 میلیون تومان به تیم بااخلاق آنها توسط سازمان تربیت بدنی اعتراض هم رسانه ای وهم رودروکردم و...

درمورد آقا تختی ورضایت ایشان هم فقط می توانم بگویم:

آب دریا را اگر نتوان کشید                                 هم به قدر تشنگی باید چشید

درپایان ضمن عذرخواهی به خاطرطولانی شدن مطلب،امیدوارم همایش"فرزندان آفتاب"شروعی باشد برای ورود جدی ترهمه دلسوزان فرهنگ ناب ایرانی،اسلامی به میدان عمل وتفکروبرنامه ریزی مناسبتربرای بهره برداری ازدوبال پروازفرهنگ یعنی ورزش وهنر.

ویک باردیگرازشما هم به خاطراینکه فرصتی رافراهم نمودید که کمی درخصوص ماهیت تشکیل موسسه"نسل آفتاب"وکارهائی که قصد انجام آنهارا دارد،سپاسگزای می کنم ودرصورت صلاحدید ورود شما وهمه اندیشمندان عرصه فرهنگی کشوررا به جمع نسل آفتابی ها خیرمقدم عرض می نمایم.

وسخن آخرم:

 نه امیرورزش،نه خادم سیاست.دعا کنید همون امیرخادمی باشم که ایران سربلند را می خواهد.

 

با تشکر.امیررضاخادم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                  

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 |