تبليغاتX
خادم
سلام

دیروزخبرگزاری ورزش ایران(ایپنا)را راه اندازی کردیم.

www.ipna.ir

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه پنجم مرداد 1387 |
سلام

اولا از لطف همه دوستائی که به خاطر معرفی من در مراسم تقدیر از قهرمانان برتر ورزش کشور مطالبی نوشتند ممنونم.

دوما چون سوالی هم در خصوص علت معرفی من به عنوان "مدیر برتر ورزش " مطرح شده بود بهتر دیدم تا عین متنی که در مراسم تقدیر خوانده شد و در لوح تقدیر هم نوشته شده رو براتون این جا نشون بدم تا موضوع کاملا مستند باشه.

متن لوح تقدیر:  

خدمت در حوزۀ ورزش، زمینه ساز موقعیت فعالان و کوشندگان این حوزه است.

ورزش مقدمه ارتقای روحی و جسمی نوجوانان و جوانان این مرز و بوم الهی ست این سپهر گسترده ؛ فضایی می سازد ( و باید بسازد) تا امیدان آینده این کشور به دور از کژی و ناپالودگی، گام در  مسیر مطمئن، تابناک و ایمن بردارند.

جناب آقای امیررضاخادم

گزینش جنابعالی به عنوان " خادم  ورزش" این سامان آسمانی را تبریک گفته، از درگاه خداوند متعال برایتان دوام توفیق و حسن عاقبت خواهانم.

                                                                                                                         سید عزت الله ضرغامی

                                             رئیس سازمان صدا وسیما

 علت این اشتباه لپی رو هم فکر می کنم با یک نگاه خوش بینانه می شه فقط خطا در زمان اعلام این تقدیر عنوان کرد.

 چرا که من رو در زمانی معرفی کردن که قبلش عنوان شده بود نوبت معرفی مدیران برتر ورزش کشور است.در صورتی که موضوع تقدیر من یک چیز جداگانه از مدیران و همونطور که می بینین تقدیر بابت خدمت گذاری بوده نه مدیریت که البته مجریان برنامه ...

مثل مراسم سال قبل برگزاری مراسم "فرزندان آفتاب"که در اون قهرمانان و مربیان و مدیران برتر اخلاق ورزش کشور رو توسط موسسه نسل آفتاب معرفی کردیم ولی دوستان عزیز در زمان پخش مراسم هرچی اشکال درمراسم بود رو با لطف بسیار به صورت تمام وکمال پخش کردن ولی خیلی بخش های خوب مراسم سهوا از قلم افتاد!و بعد هم دریک برنامه دیگه عنوان کردن که این مراسم بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته برای انتخابات مجلس...!

به هر حال خدا رو شکر می کنم که با همه این مسائل چنین عنوانی به من اهداءشده و از مهندس ضرغامی که از بابت اینکه توی این شرایط و با همه مشغله هایش به یاد ماهم بوده ممنونم.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 |
سلام

خبرگزاري ورزش ايران-ايپنا-به موسسه فرهنگي هنري و ورزشي "نسل آفتاب"واگذار شد.

نمي دونم چقدر اين خبرگزاري رو مي شناسين.

ايپنا را باشگاه پاس راه اندازي كرد و با توجه به مديريت خوب واز آن مهم تر منابع مالي بسياري كه اين باشگاه دولتي داشت،خيلي سريع جايگاه ويژه اي درجامعه ورزشي كشور پيدا كرد.

اين وضعيت بعد ازتغيير وتحولات مديريتي درنيروي انتظامي دستخوش تغييراتي درنحوي حمايتهاي به خصوص مادي شد و درنتيجه سطح فعاليتهاي اين خبرگزاري هم كاهش محسوس پيدا كرد تا اينكه دراواخرسال گذشته كاملا متوقف شد.

درچند نشستي كه با سردار احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي داشتيم درنهايت در دو روز گذشته اي امتياز اين خبرگزاري به موسسه ما يعني نسل آفتاب منتقل گرديد.

حالا بعد از راه اندازي نشريه"مشق آفتاب"راه اندازي اين خبرگزاري هم حكايت جديديست كه اميدوارم با همكاري دوستان به خصوص شما عزيزان راه دور! بتوونيم از پسش بيايم.

البته هدف اصليمون اينه كه درآينده نزديك و درصورت مساعدت وزارت ارشاد بتوونيم اين خبرگزاري رو از سطح ورزشي به سمت فرهنگي،ورزشي،هنري و گردشگري سوق بديم.انشاءالله.

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 |
سلام

علی دائی سرمربی تیم ملی فوتبال شد.

من دائی رو به خاطر تعصب وعرق فوی ملی اش دوست دارم وفکرمی کنم واقعا فردیست که ازاین حیث برازنده معرفی به عنوان الگوئی تمام عیاراست.

درخصوص قبول مسئولیت تیم ملی هم معتقدم این حق طبیعی ومنطقی اوست وباتوجه به کارنامه موفقی که درسال گذشته درسایپا هم داشت، میشه امیدوار بود که عملکرد خوبی هم درسمت جدیدش داشته باشه.

اما امیدوارم بهش فرصت بدیم وکمکش کنیم تا خیلی زود وبا اولین ناکامی ازمیدان خارج نشه و یک مهره ارزنده و سرمایه ملیمون رو به راحتی خونه نشین و مایوس نکنیم!

این مرام بدیست که بنظرمیاد مدتیه مبتلابه همه ماشده!

اینطور نیست؟! 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 |
 

سلام؛

۲ هفته پيش دريكي ازنشريات ورزشي درخصوص برگزاري همايش"فرزندان آفتاب"نقدي ۲ صفحه اي به قلم سردبيرنشريه چاپ شده بود...

من هم ازفرصت پيش آمده براي موسسه تازه تاسيسمان يعني موسسه فرهنگي،هنري و ورزشي نسل آفتاب،ايتفاده كردم وپاسخي ۳ صفحه اي نوشتم وآن هم درهفته بعدش چاپ شد.بدون اظهارنظراضافي درادامه كل موضوع وپاسخ را اگرفرصت داشتين بخوونين.

پيشاپيش به اونائي كه مي خوونن،خسته نباشي مي گم!


 

                                نقد:           

                                        " امير ورزش يا خادم سياست !"


 

                                   پاسخ:

                                نه امير ورزش ،‌ نه خادم سياست!

 

                                             دعا كنيد

 

                 همان امير خادمي باشم كه ايران را سرافراز مي خواهد

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 |
سلام

دیشب همایش فرزندان آفتاب برگزارشد.

خدا رو شکر بد نشد وتمهیدات ۲ ماهه ای که برای برگزاری دیده شده بود،نهایتا دیشب به مرحله اجرائی رسید و قهرمانان،مربیان و مدیران برتر اخلاق ورزش کشور معرفی شدند که حتما فردا در روزنامه ها درموردش خواهید خواند.

اما با همه مسائلی که دیشب و کلا در این ۲ ماه وجود داشت و کار عظیمی که توسط یک گروه بی ادعا و آماتور درغالب تشکلی غیر دولتی صورت پذیرفت که اگر بخواهیم مورد مشابه ای برای آن معرفی کنیم، مراسم  هرساله قهرمان قهرمانان است که در زمینه قابلیت های فنی قهرمانان،توسط دستگاه عریض و طویلی مثل صدا و سیما انجام می شود،متاسفانه دیروز یک مجری مشهور تلویزیونی که بر اساس قول وقرار هائی که از چند روز قبل گذاشته بودیم باید مجری برنامه ما می شد ناگهان اعلام کرد نمی تواند بیاید ! آنهم نه به خاطر مشکل غیر قابل پیش بینی بلکه به خاطر دست مزدش!

ما درقرار که با آقای تقدس نژاد معاون مالی صدا و سیما داشتیم ایشان به مجری فوق گفته بود که برای اجراء برنامه ما بیاید و مجری هم قبول کرده بود و حق الزحمه اش هم را قرار بود خود آقای تقدس بدهد.اما این مجری محترم در روز آخر گفت یا پولم ر ا الآن بدهید یا نمیام ! ما هم مجددا با آقای تقدس صحبت کردیم و ایشان هم مجددا به مجری گفت که پولت را می دهیم . اما ناگهان روز برگزاری یک مسیج آمد که من نمیام و...

دیروز، روز سختی بود و الآن که دارم این مطلب را می نویسم واقعا مریض شده ام و....۸۰۰ تا میهمان، تبلیغ و تدارک ۲ ماهه، چالش در نوع انتخاب و گله و گله گزاری افرادی انتخاب نشده اند ،بخش هائی که حمایت کردند ویا باید می کردند و توقعاتشان برای دیده شدن بیشتر و...

حالا ساعت های آخر از دست دادن راننده اصلی یعنی مجری !

اسمش را نمی گویم و اینکه در نهایت چی شد هم نمی گویم!

فقط امید وارم یکی به او بگوید این مطلب را بخواند و ببیند در یک برنامه به اصطلاح فرهنگی،این کار درست بود!؟

برنامه ای که توسط یک گروه آماتور و خصوصی انجام می شد و می خواست دفاع کند از تشکل های غیر دولتی که با دست خالی گاه بسیار موثر تر از دستگاه متولی دولتی کاری ر ا می توانند انجام دهند و...

در نهایت فقط بگونیم دیشب در طول برنامه به علت هماهنگ نبودن مجری ها، نور،صدا، اتاق اهداء جوایز و ووو نمی دانید چه  گذشت تا این مسائل بر کل برنامه تاثیر منفی نگذارد و آنچه بشود که شد.

از همه بچه هائی که دراین برنامه کمک کردند بدون کوچک ترین دیده شدن و یا انتفاع مالی ممنونم و امیدوارم این کاری که کردند بتواند ثمرات ماندگاری برای فرهنگمان داشته باشد.

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در سه شنبه هجدهم دی 1386 |

سلام

مدتها بود هیچ اظهارنظری درمورد کشتی نمی کردم.خوب،علتش روهم بارها گفته بودم ولی اگه بخوام یک باردیگه واین باردراین فضای مجازی ودرمیون بقیه مطالب غیررسمی وب لاگم به اون اشاره کنم به طورخلاصه می تونم بگم:

ازوقتی که چند سال پیش یعنی سال 82 ،مدیروقت سازمان ورزش کشورازمن خواست به دلایلی که هنوزهم دقیقا نمی دونم چی بود،استعفاء کنم وتا اونجائی که یادم میاد،خودش هم تا آخرین روزهای کاریش بازهم نگفت دقیقا علت این دستورش چی بوده،با خود تصمیم گرفتم دیگه درمورد کشتی ومسائلش حرفی نزنم.اگه کاری برای کشتی تونستم بکنم که کردم واگه هم نه،پس دیگه صحبت کردن چیزی روتغییرنمی ده مگراون که حاشیه ها روبرای این ورزش زیاد ترمی کنه و...

بنا براین دیگه هیچ صحبتی درمورد کشتی نکردم و به خصوص از زمانی که به مجلس هم راه یافتم،هرچند تموم تلاشمو برای کمک به رشته های مختلف ورزشی کردم وبا افزایش غیرقابل تکراربودجه ورزش، تقریبا بخش عمده ای ازمشکلات فدراسیونها وعلی الخصوص کشتی روبا بودجه 2 میلیاردتومانی اش حل کردم ولی به طورمستقیم هیچ گاه درمورد کشتی وارد نشدم وهمه انتقادات رو هم دراین باره به جون خریدم تا خدای ناکرده ازجانب من حاشیه ای افزون برحواشی خود ساخته مسئولین کشتی کشوردرست نشه. اما با همه این حرفا هروقت اتفاقی درکشتی افتاد،ازگوشه وکناروبه خصوص ازسوی علاقمندای بی ادعا ودوستدارکشتی ، گلایه ها برای عدم دخالتم واینکه با رفتن به مجلس خونه اصلیمو فراموش کرده ام ودیگه رفته ام وپشت سرم روهم نگاه نمی کنم ،مطرح می شد.

خوب شاید بخشی ازاین توقعات درست هم بود وبه هرحال وبا توجه به اینکه درمجلس علاوه برهمه ژست های متفاوتی که درزمینه های مختلف به خصوص شاخه های متعدد ومتنوع فرهنگی می گیرم درنهایت به عنوان یک ورزشی موظفم درپی ساماندهی مسائل وموضوعات بسیاری که ورزش کشوربا اونا دست درگریبانه هم باشم وهرچی هم که میگم بابا دراین سه ساله مسائل وموارد حوزه های مختلف ورزش که پیگیری کرده ام کم نیست ویکی ازبارزترین وملموسترین اونا هم تلاش دررشد چند صد درصدی بودجه واعتبارات ورزشیه ویا اگروساطت من نبود وضعیت فرجام اساسنامه فوتبال خیلی هم بی سروصدا تموم نمی شد ویا...،انگارنه انگار!نه کسی گوش می کنه ونه کسی توجهی به این حرفا داره...بگذریم.

بعله،می گفتم.همه این انتظار روداشتن که به هرحال نسبت به مسائل پیرامون کشتی بی تفاوت نباشم.ازنتایج نه چندان راضی کننده بازیهای المپیک آتن2004 گرفته تا افت محسوس درسال 2005 وبدهی های چند صد میلیونی علیرغم وجود منابع مالی قابل توجه وانتخابات ریاست فدراسیون وحمایت آشکارسازمان ورزش ازیک مدیرموفق اما غریبه با کشتی و...ونهایتا هم نتایج نگران کننده تیم ملی کشتی آزاد درمسابقات جهانی 2007 وعدم کسب سهمیه توسط کشتی گیران در5 وزن از7 وزن این مسابقات،همه وهمه مسائلی بود که کم وبیش انتظاربود درباره اونا اظهارنظرویا پیگیری موثری رو ازجانب من شاهد باشن.

خوب، درنهایت وبا مصوبه ای که درکمیته تربیت بدنی وجوانان وهمینطورفراکسیون ورزش داشتیم،این دفعه دیگه مجبورشدم درمسئله عدم توفیق تیم ملی مون درجهانی ورود کنم.

این کاررا با طی چارچوبهای قانونیش انجام دادیم اما دوستان کشتی نیومدن!

ومن هم که باهمه اکراهی که ازتشکیل این جلسه داشتم،قصد داشتم حالا که مقررشده جلسه ای داشته باشیم،پس بهترین فرصته که دراین جلسه شرایطی روفراهم کنم که منتقدینی که به عنوان کارشناس میان وبرخی ازاونا به واقع کارشناسان قابل اعتماد وکننده ای هم بودن،با مسئولین امروزکشتی به یک وفاقی برسن واوضاع به نحوی بشه که حواشی ازکشتی کاسته وامکان کاربا حاشیه کمتروبهره گیری ازچهره های مناسب وطرد کردن چهره های حاشیه سازبرای مدیران ایجاد بشه،تیرم به سنگ خورد ونه تنها تیرم به سنگ خورد بلکه یک با ر دیگه با کم لطفی دوستائی روبروشدم که یک روز زیرپایم را دردوره سکانداری کشتی خالی کردن وزمانی هرآنچه ازدستشون برآمد برای عدم تحقق افتخارحضورم به عنوان یک ایرانی درپنجمین المپیک دوران ورزشیم را انجام دادن وامروزهم درانجام وظیفه نظارتیم با همه حسن نیتی که برای حمایت ازکشتی داشته ودارم سنگ اندازی می کنن وبه صراحت می گوین مجلس هیچ کاری برا ی ما نکرده ونمی تونه بکنه!

خوب اشکالی نداره به هرحال این دفعه هم امتحان دیگه ای بود تا حداقل به جامعه بزرگ عاشق این رشته پهلوونی!بگم،شاید همون بهترباشه که یکی ازبیرون کشتی بیاد وباعث بشه بزرگای کشتی دورش جمع بشن وبگن اگه ایشون نباشه ما هم نیستیم!وآدمو به یاد یک خصلت ما ایرانیا بندازه  که به زبون خوبش می گن مهمون نوازیم وبه زبون انتقادیش می گن بیگانه پرست!

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 |

سلام

این هم بیانیه کمیته ما درکمیسیون فرهنگی درموردنتایج تیم ملی فوتبال درجام ملتهای آسیا:

 "همان طور كه جامعه بزرگ ورزش كشور و دوستداران ورزش مستحضرند، كميته تربيت بدني و جوانان و نيز كميسيون فرهنگي مجلس، درراستاي وظيفه نظارتي خويش كه يكي از اركان مهم نمايندگان به شمار مي‌آيد، سعي كرده با ورود به مسائل حوزه تربيت بدني و ورزش؛ چه در مقولات توسعه‌اي و زيرساختي و چه در مسائل روز ورزش كه به علل گوناگون جامعه متاثر از نتايج و رفتارهاي صورت گرفته در آن‌ها بوده، به وظيفه خود عمل كند.

بنابراين در اين مجال و پس از انجام بررسي‌ها و بهره‌گيري از نظرات كارشناسان، مربيان و بازيكنان به صورت محسوس و نامحسوس و هم‌چنين فرو نشستن التهاب عمومي نسبت به كسب نكردن نتيجه مورد انتظار از تيم ملي فوتبال در بازي‌هاي جام ملت‌هاي آسيا گزارشي از جمع‌بندي نهايي اين كميته را ارائه مي‌كند. به اين اميد كه مطالب مطروحه در اين گزارش بتواند زمينه‌اي مناسب براي تصميمات و برنامه‌ريزي‌هاي مديريت آينده فوتبال كشور را به همراه داشته باشد.

تيم ملي فوتبال بزرگسالان ايران كه پس از كسب نتايج ضعيف در آوردگاه جام جهاني فوتبال و ايجاد تغيير و تحولات و تنش در فدراسيون فوتبال در وضعيت نامناسبي قرار داشت، با انتخاب كادر فني داخلي، در شرايطي كه حتي احتمال صعود نكردن تيم ملي به مرحله نهايي جام ملت‌هاي آسيا نيز متصور بود، كار خود را با مديريتي موقت آغاز كرد.

خوشبختانه، نتيجه اعتماد به كادر فني داخلي در آن شرايط نتيجه خوبي داشت و تيم ملي ايران با اقتدار به عنوان تيم اول و بدون هيچ گونه اضطراب و اما و اگر صعود كرد.

پس از آن متاسفانه مسائل مختلف حاشيه‌يي مجددا به سراغ فوتبال ما آمد و فوتبال ايران تا آستانه تعليق نيز پيش رفت اما، در نهايت با ايجاد فضايي مدبرانه‌تر از گذشته و همفكري بهتر بخش‌هاي مختلف تاثيرگذار از جمله سازمان تربيت بدني، وزارت امور خارجه و هم‌چنين كميته تربيت بدني و فراكسيون ورزش مجلس شوراي اسلامي از تبعات منفي مسئله كاسته شد و با تشكيل كميته‌اي مشترك به نام كميته انتقالي كار تا مرحله تصويب اساسنامه جديد فدراسيون فوتبال و ايجاد شرايط براي برگزاري انتخابات فدراسيون پيش رفته است.

اما، در بعد نتايج تيمي، بايد اذعان كرد پس از صعود تحسين برانگيز تيم ملي فوتبال به مرحله نهايي جام ملت‌هاي آسيا، حضور در ديگر ميادين در بازي‌هاي آسيايي قطر، بازي‌هاي ضعيف تيم ملي اميد در مسابقات انتخابي المپيك 2008، ناكامي نوجوانان در ميادين مختلف و در نهايت هم شكست در بازي‌هاي جام ملت‌هاي آسيا از جمله آن‌هاست كه در اين بين در ارتباط با تيم ملي فوتبال ايران در جام ملت‌هاي آسيا نتايج بررسي‌هاي صورت گرفته به شرح ذيل است:

1 ـ نكته بارز و قابل توجه تيم ملي در اين دوره، نبود حاشيه‌هاي مخرب در داخل تيم ملي فوتبال بود؛

2 ـ تشكيل تيم ملي «ب» و بهره‌گيري از چهره‌هاي متنوع در بازي‌هاي تداركاتي اقدام ارزنده‌اي بود كه در صورت استفاده از اين چهره‌ها در جام ملت‌ها، شايد به توفيق بيش‌تري نايل مي‌شديم؛

3 ـ تحقق نيافتن برخي از برنامه‌هاي مدنظر مديريت فني تيم ملي مانند بازي‌هاي تداركاتي؛

4 ـ تاخير در اتمام مسابقات ليگ برتر برخلاف توافقات صورت گرفته با كادر فني؛

5 ـ برگزاري بازي‌هاي تداركاتي غيرضروري و بهره‌گيري نكردن از مهره‌هاي اصلي در اين بازي‌ها؛

6 ـ نياز به توجه بيش‌تر به جذب و هم‌فكري با بدنه كارشناسي فوتبال كشور؛

7 ـ مسووليت دوگانه سرمربي در تيم ملي و باشگاه؛

8 ـ سطح اعتماد پايين بازيكنان نسبت به كادر فني تيم به علت مقبوليت كامل نداشتن آن‌ها؛

9 ـ حضور زودهنگام تيم ملي در محل بازي‌ها و تاثيرات روحي متاثر از آن؛

10 ـ حضور افراد اضافي در كنار تيم ملي كه باعث خارج شدن تيم از تمركز مورد نياز به منظور حضور پرقدرت در رويدادي مهم مي‌شود؛

11 ـ بهره‌گيري از برخي بازيكان در پست‌هاي غيرتخصصي؛

12 ـ ارائه نشدن بازي‌هاي با كيفيت مورد انتظار از لژيونرهاي تيم ملي (كه در دنياي ورزش گاهي طبيعي است)؛

13 ـ و اصرار بر بهره‌گيري از اين بازيكنان با وجود مشهود بودن كارايي پايين آن‌ها كه احتمالا متاثر از بيم پاسخگويي به افكار عمومي بوده است.

در نهايت بايد اذعان كرد بنابر مستنداتي همانند ناكامي‌هاي فوتبال كشور در رده‌هاي سني مختلف كه طبيعتا باعث توفيق نداشتن تيم ملي در سطوح بالاتر مي‌شود و يا سير صعودي حضور بازيكنان خارجي در تيم‌هاي ليگي فوتبال ما كه نشان‌دهنده‌ي افت كيفي بازيكنان داخلي و تضعيف پشتوانه تيم ملي است و.... مويد روند تهديدي و نگران كننده‌اي در كليت فوتبال كشور است.

بنابراين اميد است رييس فدراسيون منتخب مجمع فدراسيون فوتبال با لحاظ كردن اين موارد و بسياري نكات ديگر كه قطعا اعضا به خوبي به آن واقف هستند، بتواند وضعيت فوتبال ما را از تهديد آشكاري كه پيرامون آن وجود دارد رهايي داده و با حمايت سازمان تربيت بدني به عنوان متولي ورزش، برآورنده انتظارات جامعه ورزشي كشور باشد.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 |

سلام

همانطورکه حتما میدانید،بازیهای المپیک هر4 سال یک باربرگزارمی شود وآغاز آن همیشه همراه با مراسم بسیاربا شکوهی به نام مراسم افتتاحیه المپیک است.وطبق یک سنت دیرینه یکی ازبرنامه های اصلی آن رژه ی کاروانهای ورزشی کشورهای شرکت کننده می باشد.

درجلوی هریک ازتیمها هم یک نفرازورزشکاران آن کشورکه ازلحاظ سابقه ی حضوردرتیم ملی کشورش وهمچنین عناوین ومدالهای معتبرجهانی والمپیک وضعیت بهتری نسبت به دیگران دارد بعنوان کاپیتان کاروان ورزشی آن کشور،پرچم کشورش را حمل می کند.

این افتخاریکی ازبزرگترین افتخاراتیست که یک قهرمان ممکن است درطول دوران ورزشی خود به آن نائل شود وآنقدربرای قهرمانان ارزشمند است که تجارب تاریخی درمواردی که به عللی شاهد عدم دادن حق به حقداربوده است باعث لطمات روحی سنگین به قهرمان ذی حق شده وبه دنبال آن افت کیفیت کاری اورا درزمان مسابقات به همراه داشته است.

نمونه های آن را هم بارها شاهد بوده ایم که به علل سیاسی ویا بی کفایتی ولیاقتی مسئولین ورزشی کشور این اتفاق برای قهرمانان ما افتاده است. نمونه ها ئی مانند المپیک 1964 توکیو درمورد جهان پهلوان غلامرضا تختی یا 1968 مکزیکوسیتی درمورد منصورمهدیزاده و...

درالمپیک 1996 آتلانتا امریکا،من عضوتیم ملی کشتی ایران بودم.وبراساس قاعده ای که عنوان شد باید پرچمدارکاروان ورزشی کشوردرآن دوره ازبازیها باشم.

اما به علت اینکه دراین دوره برای اولین بارپس از انقلاب درکاروان ورزشی ایران از ورزش بانوان یک  ورزشکاربرای شرکت درالمپیک انتخاب شده بود مسئولین وقت ورزش کشورتصمیم گرفتند این دخترتیرانداز،پرچمدارکاروان ورزشی کشوردرالمپیک باشد.

نمی شد گفت تصمیم نامناسبیست.اما برای من که پس ازسالها تلاش درآستانه ی نیل به یک افتخارو ثبت رکورد جوان ترین ورزشکارکشورکه توانسته پرچمداروکاپیتان کاروان ورزشی ایران درالمپیک باشد،تحملش خیلی سخت می نمود وازآن غیرقابل هضم ترعدم طرح موضوع وتوضیح درمورد علت اتخاذ این تصمیم با خود من توسط کسانی بود که هیچ تخصص ودرک مناسبی ازاحتمال تبعات منفی چنین کاری بر روی یکی ازامید های اصلی کاروان ورزشی کشورنداشتند.(البته حرف دراین باب بسیاراست ولی چون ازنوشتن این متن به دنبال هدف دیگری هستم،ازتوضیح بیشتردرمورد نوع رفتارمسئولین ورزشی ویا توصیه های لازم دراین باب پرهیزنموده،شاید درفرصت دیگری دراین مورد هم مطالبی را عنوان نمایم.)

ولی یک نکته برایم درک شرایط را آسان ترمی کرد وآن بعد تبلیغی احتمالی پرچمداری یک بانوی محجبه ی ایرانی دررویدادی چون بازیهای المپیک بود که جمعیتی بیش از2 یا 3 میلیارد انسان درسراسرجهان نظاره گر آن بودند.

همانطورکه گذشت،پرچمداری یک زن مسلمان ایرانی درالمپیک ازیک منظر،می توانست موقعیت ممتاز برای کشوری باشد که زیربارسنگین تبلیغات منفی دشمنان بهره مند ازابزارهای گوناگون خبری واطلاع رسانی و...قراردارد وازسوی دیگرکمترین امکان را برای رساندن پیام ومعرفی واقعیات واصول حقه خود به گوش جهانیان دارد.

هرچند برای تاثیرگزاری مثبت این حرکت نظردیگری هم وجود داشت که آن جایگاه فنی این بانوی محجبه ی ایرانی دردنیای ورزش ومقام احتمالی اودرمسابقات تیراندازی المپیک درفردای شبی است که این دخترایرانی به عنوان پرچمداروکاپیتان ودرواقع یکی ازامیدهای قطعی کاروان ورزشی کشورکسب خواهد نمود.

منطقا اگرپرچمداریک کشورازچنان قابلیت فنی مناسبی برخوردارنباشد که بتواند شان کشورمتبوعش را درحین برگزاری مسابقات نیزحفظ نماید،بنظرمی رسد نتنها آن فرد سفیرخوبی برای کاروان ورزشی کشورش نبوده بلکه جایگاه وحرمت آن نیزبه زیرسئوال میرود.به خصوص که این زن یا مرد کاپیتان،به علت خاصی مانند حجاب درشرایط عادی نیز زیرذره بین باشد.

خوب،به هرحال دونظریه دراین باب وجود داشت ومسئولین کاروان ورزشی ما نظریه اول یعنی انتخاب یک بانوی محجبه ایرانی به عنوان پرچمدارکاروان ایران رابرگزیده ومن نیزبا توجیه ملی بودن این حرکت،تلخی آن را برای خود قابل تحمل کردم.

مراسم افتتاحیه برگزارشد وتیم ایران نیزپشت سربانوی پرچمدارش رژه رفت واین حرکت همراه با انعکاس وسیع خبری هم بود.چنان که این ورزشکارایرانی ،کانون توجه همه ی خبرگزاری های معتبرجهانی قرارگرفت وتبلیغ مناسبی برای کشوربه همراه داشت.اما

اما فردای آن شب درمسابقات تیراندازی رشته ی تخصصی این خانم کاپیتان،دقیقا یادم نیست ولی تصورمیکنم، دربین 30 تا50 شرکت کننده ی زن آن رشته،ورزشکار محجبه ی ما از آخردوم شد!یعنی دربین 30 نفربیست وهشتم ویا دربین 50 نفرچهل وهشتم شد!

آیا این عنوان می توانست معرف خوبی برای کشوری باشد که قصد دارد به تاسی ازاعتقاداتش به جهانیان اعلام کند:"حجاب به عنوان یکی ازاحکام دین اسلام،محدودیت نیست"

درنگاه اول شاید همین حضور درمیدان نیز بتواند موید عدم محدودیت زن مسلمان برای حضورفعال درجامعه باشد.اما بنظرمیرسد ماندگاری چنین پیامی،نیازمند اثبات امکان نیل به پیروزی وحضورموثرنیز،هست.

این اتفاق درآن زمان روی نداد وپیام ارسالی درحد یک اعلام عمومی برای عدم وجود محدودیت برای زنان ازآن نوعی که دربرخی کشورهای عربی وجود دارد،بود.اما قطعا انتظارثمره ای بیش ازاین، نیازمند کار،تلاش،برنامه ریزی وتخصیص امکانات مناسب ودرحد مردان برای زنان مسلمانیست که ازاستعدادی خدادادی وانگیزه ای سرشاربهره مندند وتنها آب نمی بینند وگرنه ثابت کرده اند که شنا گران قهاری هستند!

این ادعا برای چندمین بار،همین چند روزپیش توسط لیلا ابراهیمی،دختر محجبه ایرانی درمسابقات قهرمانی دو ومیدانی آسیا به وقوع پیوست واوکه شاید تعداد دفعاتی که امکان تمرین درپیست استاندارد وتخصصی دو 3000متربا مانع بیش ازانگشتان یک دست هم برایش فراهم نشده است،درمسابقات آسیائی ژاپن کاری کرد کارستان واولین مدال آسیائی دو ومیدانی بانوان ایران درطول تاریخ را برای کشورمان کسب کرد.عنوانی که تصورش هم برای کسی که کارقهرمانی کرده است سخت می نماید.چراکه شرکت دررقابتی که درآن همه ی شرکت کنندگان درمطلوبترین شرایط چه ازلحاظ تجربه قبلی،چه ازلحاظ نوع پوشش ویا فراهم نمودن شرایط مناسب برای گذرازچاله های پرآبی که درحین انجام رقابت باید ازروی آنها بپرند ودرانتهای چاله چه بخواهند چه نخواهند درداخل آن فرود آمده ودرچنین شرایطی کسی که برای پاسداری ازاعتقاداتش دارای پوششی بیش ازدیگران است،طبیعتا زمانی که ازهریک ازچاله ها خارج می شود مجبوربه کشاندن باراضافی حاصل ازآبیست که قسمت پائین شلواراورا خیس نموده است وبا این حال موفق به کسب مدالی ارزشمند ونوظهوربرای کشورش می شود.

 اینچنین مدالی ویا عنوانی که ساعی خواهرهمانند برادرش درمسابقات بازیهای آسیائی قطردر رشته ی تکواندوکسب نمود،نمونه هائیست از واقعیت دین ما واعلامیست عملی به همه ی آنهائی که اعتقادات مارا بازدارند ه ی ازحرکت درنزد بانوان دانسته وازآن به عنوان حربه ای برای به زیرسئوال بردن همه ی داشته ها ی دین ما سوءاستفاده می کنند.

این اتفاق،قطعا تفاوتی معنی داربا دادن سمبلیک یک پرچم به دست یک بانوی محجبه خواهد داشت ومیزان اثرگذاری داخلی وخارجی آن نیزبسیاربیش از خیلی ازسخنان وتوصیه ها می تواند درمیان اقشارمختلفی که امکان رساندن پیام واقعی دین به آنها به علل گوناگون با اشکالات آشکاری روبروست تاثیرات مثبت وماندگارخود را برجا گذارد.

آیا این کارفرهنگی تاثیرگذارتری نیست؟

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در جمعه نوزدهم مرداد 1386 |
سلام

میگم،کاش همون تعلیق میشدیم واجازه نمیدادن فوتبالمون تو بازی های آسیایی شرکت کنه!حداقل اون موقع می تونستیم تقصیرروبه طورکامل گردن استکبارجهانی بندازیم!

بی معرفت داورا هم،هم تواین بازی و هم توبازی قبلی،اون قدر به نفع ما سوت زدن که نمیشه باخت روگردن داور وامتیاز میزبانی قطریا هم انداخت!

حالا شمامیگین مامسئولین چکارکنیم؟!...  

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 |
سلام

فرداصبح چون تهران همه ی کارام مونده،باپروازقطری برمی گردم.

امروزنتایج رشته های تیمی بخصوص بسکتبال وهندبال خیلی خوب بود.انشاءالله درادامه هم بتونن موفق عمل کنن.

شایدهفته ی دیگه اگه بتونم کاراموهماهنگ کنم،برای  مسابقات اصلی رشته های انفرادی مثل کشتی،ووشو وتکواندو برگردم.

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 |
سلام

امروز رفته بودم دهکده بازیها.دهکده بازیها یه دهکده المپیک،محل اسکان تیمهاست.یعنی جایی که همه ی ورزشکارا،مربیا،سرپرستاو...دراون ساکنن.یک شهرکوچکه.رستورانی به بزرگی یک زمین فوتبال،سینما،سالنها ومکانهای ورزشی وتفریحی مجزا ازمحلهای مسابقات و...وازهمه مهمترآدمایی که سیاه وسفیدوزرد درکنارهم به دور ازتبهکاری های رایج دنیا ومتکی به تلاش وزحمات طاقت فرسایشون،دریک رقابت تعریف شده،شفاف وسالم به دور ازدو رویی وضربه ازپشت سر زدنها،و ده ها ویزگی انسانی دیگه،یک شهررویایی را بوجود آورده ان...یادش بخیر.من هم روزگاری اهل این شهربودم.

خوشحالم که هنوزبه این شهر حداقل راهم می دهن. 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 |
سلام

مراسم افتتاحیه رودیدین؟!فکرکنم جالب بود.می دونین چرامیگم فکرکنم؟چون دردوره های قبل همیشه خودم داخل مراسم بودم.یا ورزشکاربودم یامسئولیتی داشتم.بنابراین نمی تونستم به طورکامل تماشا کنم.اما این دفعه کامل دیدم شایدیک روزهم قرارشد ما برگزارکننده باشیم!بالاخره باید تجربه ای وجودداشته باشد.

ازمقدمات که بگذریم،انصافا مراسم آبرومندانه ای بود.آبرومندانه میگم چون هرچی نباشه ایناهم مسلمونن ودرمراسمشون هم دراول باترسیم"سلام علیکم"درکنارکلمه ی"صلح"توسط انسان وترانه ای با بهره گیری ازنام خدا وپیامبرو... درفضای تخریبی که برای مسلمونها ایجادشده نی میتونه خیلی تاثیرگذار باشه.

ازاین حرفا بگذریم،یادش بخیر جوونیا.چه زود گذشت.آدم باورش نمیشه!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 |
سلام

معمولا این نوع رویدادها فرصتیه برای توسعه کیفی کشورمیزبان وبهره گیری حداکثری ازقابلیتهای ملی ونیروی انسانی موجود درسطح کشور.اما این بازیها تنها محلی بوده برای معرفی بیشتر اروپاییاواسترالیاییا!همه چیزتوسط خارجیها تدارک دیده شده.سالنهاوساختمانهای اضافی دلت بخواد.بریز وبپاش عجیب وغریبی کردن.وپیمانکاراهم تا خواستن قطریا رو سدکیسه کردن.

باهمه این احوال،زمان رسیدن به فرودگاه دوحه ۴ساعت معطل ساکامون بودیم.من هم چون همیشه ازهمومن مسیرعادی رفت وآمد می کنم،همه ی کسایی که باهم اومده بودیم واونا ازV.I.Pکارشون انجام شدورفتن،اما من باتعدادی ازبچه های تیمهای ایرانی وحتی خارجی ای که با پروازهای دیگه اومده بودن،درپای ریل مربوط به تحویل چمدونا مونده بودیم.

اما اززمانی که وارد شدیم الحق والانصاف خوب میزبانی دارن می کنن.

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه یازدهم آذر 1385 |

سلام

من دوحه قطر،محل برگزاری بازیهای آسیایی هستم.امروز رئیس جمهورهم اومده بود وازصبح تاحالا چنددیدار،ازجمله باورزشکاران اعزامی،دردهکده المپیک،با امیرقطر،باایرانی های مقیم،نخست وزیرفلسطین ودرنهایت شرکت درمراسم افتتاحیه ی بازیهاراداشت.دیداربا بچه ها درمحل اقامتشان دردهکده المپیک واقعا کارجالبی بودکه هیچ وقت اتفاق نیفتاده بودواعزای کاروان هم بااینکه درگیرتمرین واستراحت بودن،ولی خوب ازحضورایشان استقبال کردن خوشحال بودن.درمجموع فکرکنم تاثیرخوبی روی روحیه ی تیمها بذاره.  

 

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه یازدهم آذر 1385 |

سلام

WORLD FORUM

 ((SPORT AND A WORLD OF HARMONY:

 THE ROLE OF OLYMPIC  EDUCATION AND CULTURALE)).

این عنوان اجلاسیه که من به همراه مدیرکل ترتیب بدنی وزارت علوم ومعاون مدیرکل ورزش بانوان سازمان تربیت بدنی،برای شرکت درآن به پکن رفته بودیم.حتما می دونین که المپیک 2008درچین خواهد بود ودرآستانه برگذاری اون،جلسات مربوط به المپیک اکثرا دراین کشور برگذار می شه. موضوع جلسات همانطور که ازعنوانش مشخصه،درمورد،آموزش،فرهنگ والمپیک بود.اینکه چقدر تونستیم حضوری پرباردراونجا داشته باشیم،مطلبیست که زیاد ازبهره کاملش مطمئن نیستم.چون مسلما اگربرنامه ریزی بهتر وزودتری انجام شده بود،احتمالامیشد امیدواربه بهره برداری مناسبتری هم بود.اما به هرحال آنچه که بر اساس شرایط توانستم انجام بدم علاوه برشرکت درجلسات،ارائه ی پیشنهاد معرفی ورزشکار نمونه والگوی رعایت اخلاق انسانی توسط کمیته بین المللی المپیک ویونسکو در کنار معرفی بهترین ورزشکاران سال که بطور طبیعی هرساله انجام میشه،بود که اتفافا مورد استقبال هم قرار گرفت ودربیانیه ی پایانی اجلاس هم آمد.

اما مهمترازهمه جلسه ای بود که با « دکتر روگ »رئیس کمیته بین المللی المپیک داشتم ودرخواست انتخاب نماینده ای از ایران به عنوان عضو کمیته بین الملی المپیک مطرح کردم،آقای روگ هم قول حمایت داد، هرچند موفقیت در کسب این جایگاه، نیازمند پی گیری مصرانه مسئولین کمیته المپیکه وامیدوارم این کار رو پشت گوش نندازن.     

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه هفتم آبان 1385 |

سلام

حتما خبر  دوپینگ 9 نفر از11 ملی پوش وزنه برداری ایران رو شنیده اید.این مسئله از اتفاقات نادر دردنیای ورزشیه،که یک تیم باچنین مشکلی روبرو بشه.این وضعیت تااونجاکه من به یاد دارم فقط برای ورزش آلمان شرقی پیش میامد،چون در اون زمان که آلمان به دو کشور آلمان شرقی وغربی تقسیم میشد،ورزش آلمان شرقی به کشوری که به صورت تشکیلاتی وباحمایت مسئولین ورزشش ازداروهای نیروزای غیرمجازاستفاده میکردن وبه قهرمانان تیمهای ملی خود این چنین داروهایی راتجویزمیکردن، شناخته شده بودواین یک بی آبرویی بزرگ برای آن کشورنه تنها در ورزش بلکه درفضای دیپلماتیک جهان ایجادکرده بود.حال بعد ازآن دوران،امروز این اتفاق برای ورزش ایران،باعث زیر سئوال رفتن حیثیت ما دردنیا را فراهم کرده.اما متاسفانه هنوزشاهد هیچ گونه عکس العمل مشهودی ازسوی مسئولین ورزشی نیستیم.!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه ششم مهر 1385 |
 

گناباد

سلام.چند روز پیش رفته بودم گناباد .گناباد یکی از شهرهای جنوبی استان خراسان رضویست.علتش هم دعوت فرمانداری و...به خاطر مراسم افتتاح نورافکن های استادیوم فوتبالشون بود.چون سال قبل هم منو دعوت کرده بودن برای سخنرانی در زمان انتخابات واونجا قول تامین پول نورافکنارو ازم گرفته بودن.منم با هزار زور و زحمت تونستم پولشو از سازمان تربیت بدنی براشون بگیرم.به خاطر همین خودمو دعوت کرده بودن که برم ودر مراسم افتتاحییه اون هم حضورداشته باشم.آخه گناباد به خاطر کویری بودنش روزای گرمی داره وجوونای فوتبالیتش مجبورن فقط دم غروب تمرین کنن در نتیجه فقط 1 یا 2 ساعت وقت دارن وبه همین خاطر تعداد کمی می تونن از زمین استفاده کنن ولی حالا با این نورافکن شرایط بهتری خواهنداشت.

حالا شما این وضعیت رومقایسه کنین با وضعیت بازیکنای تیمهای باشگاهی ،باشگاهایی که با بول دولتی بازیکن چندصد ملیونی میخرن و از ورزش حرفه ای هم فقط قسمت خرج کردن از جیب بیت المال رو یاد گرفتن!خوب اینکه بازیکن با چه قیمتی خرید وفروش بشه یک مسئله است واینکه در این داد وستدچه رفتاری حاکمه موضوع دیگه ایه که فکر میکنم جای بحث مفصلی داره.

قبل از اینکه هوا تاریک بشه وما برای افتتاحییه بریم،به همراه مسئولین شهر یک جلسه وچندتا بازدید از اماکن فرهنگی ورفاهی وباستانی شهر داشتیم.(چون مبحث مجزاییه در یک پست دیگه توضیح میدم همینطور موضوع هزینه های تو ورزش رو)وقتی به ورزشگاه رفتیم و مراسم شروع شد،راستی یادم رفت بگم، همزمان، مسابقات باشگاهیشون هم آغاز شد.نورافکنارو روشن کردن. ول وله شادی از یک نورافکن معمولی!خیلی جالب بود.زمین که روشن شد،تیمها رژهشونو شروع کردن.وقتی زمین خالی ازتیمها شد،دیدن زمین خودش حکایتی داشت زمینی بر از پستی وبلندی با چاله چوله های زیاد که خط نیمه زمین به جای اینکه با گچ مشخص شده باشه با یک جوی باریک آب!دو نیمه رو از هم جدا کرده بود.واقعا تو این کشور چقدر کار زمین مونده زیاده وما به اصطلاح مسئولین هم ...!

نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه چهاردهم مرداد 1385 |

توی بازی با پرتغال جو ورزشگاه خیلی جالب بود!

استادیوم پر بود از ایرانی هایی که از سراسر دنیا برای تماشای بازی به شهر فرانکفورت اومده بودن!
وقتی می دیدم حتی قبل از اینکه بازی شروع بشه این همه ایرانی با عقاید و سلایق مختلف یکصدا تیم ایرانو تشویق می کنن به این نتیجه می رسیدم که از فوتبال هم می شه انتظار اعجاز داشت!
واقعا خیلی عجیب بود که یک بازی اینقدر مردم یک کشور رو به هم نزدیک می کنه!
ایران جز 32 تا کشور خوشبختی بود که می تونست از این موقعیت طلایی بهره های زیادی ببره.
نمی دونم چقدر تونستیم از این یکصدایی توی تقویت همبستگی ملی استفاده کنیم؟
خلاصه بازی بدون علی دایی شروع شد و همونطور که می دونید به پرتغال باختیم. البته خیلی انتظار نمی رفت که تیم ایران بتونه پرتغال رو شکست بده اما حداقل من انتظار نداشتم که تماشاگرای ایرانی رو اینقدر مایوس و افسرده ببینم!
راستش خود من هم بعد از اینکه علی کریمی تعویض شد و به ساکی که جلوش بود لگد زد خیلی خجالت کشیدم.
بعد از بازی یکی از ایرانی هایی که ظاهرا از سیبری برای تماشای بازی ها به آلمان اومده بود در حالیکه چشماش پر از اشک بود، بطرف من اومد و شروع به درد دل کرد.
اول از اونجایی که گفت که مجبور شده برای اومدن به آلمان سه ماه سخت کار کنه!
خیلی اصرار داشت به من بقبولونه که تیم ما با غیرت بازی نکرد! اشک از چشماش سرازیر بود و پشت سر هم بدون اینکه جوابی بشنوه ازمن می پرسید.
مگه مسئولای تیم ما با بچه ها رودر وایسی دارن?
آخه چرا علی کریمی با اون کارش آبروی ما رو برد؟
چرا حداقل بچه ها تو زمین خوب ندوییدن که دلمون نسوزه؟
مگه ترکیه که دفعه پیش سوم دنیا شد غیر از اینکه 90 دقیقه با غیرت بازی کرد کار دیگه ای کرد؟َ
چند تا سوال دیگه پرسید و از من خواهش کرد که تو تهران بگم که آدمایی مثل اون با زحمت از سیبری و جاهای دیگه دنیا به آلمان اومده بودن ولی مایوس برگشتن!
همه کشورهای حاضر در جام جهانی یک سری برنامه های فرهنگی منظم تو آلمان اجرا می کردن. ایران هم کنار رود راین چند تا چادر زده بود تا برنامه هایی رو که تدارک دیده بود اجرا کنه.
با وجود اینکه هزینه های زیادی برای این کار صرف شده بود اما اون هماهنگی لازم وجود نداشت. اما به هر حال ایرانی هایی که اونجا بودن محیط دوستانه ای درست کرده بودن. اساسا ایرانی ها تو همه جای دنیا که دور هم جمع می شن محیط دوستانه ای بوجود می آرن. من هم چند تا دوست تو اون مراسم پیدا کردم. البته دوستای جدیدم که با تور از ایران به آلمان اومده بودن از نحوه خدمات و سرویسی که تورها ارائه میکردن خیلی شاکی بودن و قرار شد که رسیدیم تهران بعنوان عضو کمیته فرهنگی مجلس این قضیه رو نیز پیگیری کنم.
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385 |
 
با وجود اینکه آخرین تمرین تیم ملی در استادیوم المپیک شهر فرانکفورت برای آشنایی بچه ها با زمین مسابقه انجام می شد اما بنظر میرسید مهمتر از آشنایی با زمین مسابقه فاکتورهای دیگری وجود داشت که می تونست به خوب بازی کردن ایران مقابل پرتغال کمک کنه. فاکتورهایی که عدم رعایت اون باعث شده بود تا یک کسالت و ناراحتی تو چهره تک تک بازیکنای تیم دید بشه!
شاید بین ۳۲ تیم شرکت کننده تو جام جهانی فقط تیم ایران بود که همه اعضاش (کادر فنی، سرپرستان، مربیان و بازیکنان) غمگین تمرین می کردن!
وقتی به چهره افراد حاضر در زمین و خارج از زمین نگاه میکردی هیچ کس رو مغموم تر از علی دایی نمی دیدی! از چهره اش می شد تاثیرمنفی حرفایی رو که بعد از بازی با مکزیک در موردش زدن رو خوند!
وقتی می دیدم علی دایی بی انگیزه دنبال توپ می ره و جنگندگی همیشگی رو نداره پیش خودم فکر میکردم نکنه همه اون اس ام اس هایی رو که درباره اش ساختن به موبایلش رسیده!؟
نمی دونم چرا بعضی ها تو ایران انتظار داشتن علی دایی وسط بازی با مکزیک خودشو تعویض کنه؟! مگه بازیکن، تیمو ارنج می کنه!؟و اگر این اتفاق در تیم ما می افته،آیا باید مقصر، شاگرد رو دونست یا استاد بی لیاقت رو!؟
خلاصه تمرین تموم شد و من هم بعد از اینکه بخشهایی از استادیوم رو دیدم به هتل محل اقامت تیم ملی رفتم تا شاید بتونم با حرفام به بچه ها روحیه بدم یا حداقل حرفای اونا رو بشنوم آخه من برای همین به آلمان رفته بودم.
آقای... که از تصمیم من مطلع شد پیغام داد که شرایط برای صحبت با بچه ها فراهم نیست و صلاح نیست این کار انجام بشه!
من هم هیچ اصراری نکردم ،چون این مسئله رو تجربه کرده بودم که گاهی اوقات، سکوت و اجازه آرامش به یک قهرمان، خیلی موءثرتره.اما این نکته برام سوال برنگیز بود که افراد متفرقه ای که از طرق مختلف آمده بودن واجازه ارتباط هم در هرزمان براشون فراهم بود،چه مصلحتی داشت!... شاید صلاح این بود،البته چه نوع صلاحی و صلاح برای چه کسی یا کسانی و آیا این صلاح فنی و ورزشی بود یا سیاسی وعاقبت اندیشی،موضوعاتیست که شاید من تجربه اش رو نداشتم! !
یکی از نتایجی که تو سفر آلمان بدست آوردم این بود که هیچکس تا اون موقع تعریف درستی از صلاح و مصلحت یادم نداده بود!
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در یکشنبه هجدهم تیر 1385 |

 
بعد از حرف و حديث هايي كه در مورد اعزام چند نفر از نماينده هاي مجلس به جام جهاني آلمان براه افتاد،من براي اينكه شائبه سوءاستفاده ازبیت المال پیش نیاد، تصميم گرفتم تا با هزينه شخصي به اين سفر برم.خوب بعنوان مسئول کمیته ورزش در کمیسیون فرهنگی مجلس وتاکید اعضای کمیسیون به منظور تکمیل سیر بررسی عملکرد تیم ملی وحواشی آن باید می رفتم.
از تهران يك سري هماهنگي انجام دادم تا در آلمان براي ديدن بچه هاي تيم ملي و صحبت با اونا به سر تمرين تيم برم كه ظاهرا هماهنگي هاي صورت گرفته فايده اي نداشت چون خيلي سخت تونستم درفرانکفورت،سر تمرين تيم ملي قبل از بازي با پرتغال برم و تنها به ده دقيقه آخر تمرين رسيدم.
قبل از رفتن،خودمو برای هر نوع برخورد ومواجهه با هر اتفاقی آماده کرده بودم و بخاطر همین هم، همکاری نکردن کنسول ایران درفرانکفوت،فدراسین وتربیت بدنی علیرغم اینکه هیچگونه زحمتی براشون نداشتم،باعث ناراحتیم نشد اما وقتي وارد استاديوم المپيك شهر فرانكفورت كه محل تمرين ملي پوشان بود شدم، اولين علامت تعجب تو ذهنم نقش بست، چون چهره هايي رو ديدم كه بدون به پا شدن كوچكترين سر و صدايي و با هزينه هاي غير شخصي به آلمان آمده بودن،برای حضور کنار تیم هم مشکلی نداشتن واظهار نظر هم می کردن!
حالا سوالی که برام ایجاد شده اینه که آیا مسئول ... وزارت امور خارجه و بعضي از اعضاي گروه مذاكره كننده هسته اي ايران در شوراي حكام وعضو حزب ...وعضوشورای ...بايد سر تمرين ومسابقه تيم ملي در آلمان حاضر باشن یا نماینده مردم درکمیسیون مربوطه در مجلس؟! واگر این هزینه ها وهزینه هایی مانند اینا صرفه جویی می شد،باز هم ورزش ویا هر سازمان دیگری بی پول می موند؟ !
اگه درست نمي گم شما بگيد درستش چيه تا بقيه شو روايت كنم.
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385 |
من متوجه نشده بودم که وقتي چند روز قبل به همراه دكتر حداد عادل به اردوي تيم ملي فوتبال رفته بوديم، آقاي دكتر به بچه هاي تيم ملي و مسولان فدراسيون فوتبال قول داده بوده كه مشكل فدراسيون رو با شركت ايرانول حل مي كنه.
به همين دليل هم بود كه وقتي آقاي پهلوان (دبيرفدراسيون فوتبال) با من تماس گرفت و پيگير قول آقاي حداد شد تعجب كردم.
آقاي پهلوان ماجرا روکه شرح داد احساس كردم بايد بهشون كمك كنم تا در آستانه اعزام تیم ملی مشکلات مالی نداشته باشند. به همين خاطر قول دادم كه حتما موضوع را از طريق دكتر حداد پيگيري كنم.
حالا موضوع از چه قرار بود؟!
شركت ايرانول در يك قرارداد با فدراسيون فوتبال كليه تبليغات تيم ملي فوتبال رو خريداري كرده و به عنوان تنها اسپانسر تيم ملي فوتبال رقم قابل توجهي رو به فدراسيون پرداخت كرده بود.
اما بعد از اتمام اين قرارداد بر اساس قول و قرارهاي ضمني كه در وزارت رفاه به فدراسيون فوتبال داده شده بود فدراسيون كماكان به تبليغ ايرانول ادامه مي داد.
البته يادآوري اينكه ايرانول يكي از شركتهاي وابسته به سازمان تامين اجتماعي است و اين سازمان زير مجموعه وزارت رفاه است به روشنتر شدن قضيه كمك مي كنه.
آقاي پهلوان به من گفت كه شركت ايرانول بعد از گذشت 6ماه هنوز قراردادي رو با فدراسيون امضا نكرده و فدراسيون فوتبال در آستانه جام جهاني براي تدارك حضور آبرومندانه در اين مسابقات با مشكل روبرو شده.
طبق قولي كه به آقاي پهلوان داده بودم، قبل از شروع جلسه نزد دكتر حداد رفتم و پيگير ماجرا شدم. آقاي دكتر هم كه خيلي نگران قضيه بود از من خواست تا اين موضوع رو از طرفين دعوا پيگيري كنم.
مثل هميشه حل مسايل مرتبط با ورزش كشور به گردن بنده افتاد.
اول از همه سراغ آقاي دكتر دانشيار رييس كميسيون انرژي مجلس رفتم و جوياي راهي براي ارتباط با مديرعامل ايرانول شدم. بنظر ميرسيد دكتر دانشيار تا حدودي در جريان قضيه بود چون از رضايت ايرانول براي ادامه اين قرارداد خبر داد و خبر ديگري هم كه داد اين بود كه سازمان تامين اجتماعي تمايلي به ادامه قرارداد نداره.
خوب موضوع تاحدودی مشخص شد...
بايد به سراغ سازمان تامين اجتماعي میرفتم.
در جواب پيگيريهای بعدی فدراسيون فوتبال تا اينجاي قصه رو که شرح دادم نگراني هايشان بیشترشد چون متوجه شدند كه شايد حالاحالاها هيچ پولي دست فدراسيون رو نگيره.
برای رسیدن به مقصود مجبور شدم تا با مديرعامل شركت سرمايه گذاري تامين اجتماعي تماس بگيرم وقرارجلسه ای را بگذاریم.
مداركي كه مدير عامل شركت سرمايه گذاري تامين اجتماعي به من ارائه كرد مويد اين بود كه بعد از اتمام قرارداد، هيچ قرارداد محكمي ميان ايرانول و فدراسيون فوتبال براي ادامه كار بسته نشده و تنها بر اساس قول وقرارهاي غیر مستند فدراسيون فوتبال به تبليغ ايرانول ادامه داده بود اما مديرعامل شركت سرمايه گذاري تامين اجتماعي معتقده كه اين قرارداد هيچ منفعتي براي سازمان تامين اجتماعي به همراه نداشته.
خوب متوجه قضيه شديد؟!
بنظر ميرسه يك بار ديگه بايد با نگاه مهربانانه به موضوع ورزش كشورنگریسته شود( آخه اكثر فدراسيونهاي ما چون منابع مالي مطمئني ندارند،مشكلات مالي شون رو با همين ريش سفيدي ها و پادرمياني ها حل می کنند بخصوص درمواقعی که مسئله منحصربه مشکلات حقوقی نمی شه و برخی بهره برداریهای خاص هم در حمایت و یا عدم حمایت ازورزش عقبه تصمیمات را به خود اختصاص میده) دراین شرایط حساس آستانه جام جهانی که چه قول دهنده وچه منع کننده مسائلی دیگردارند اين مشكل تنها با دستور مستقيم رييس جمهور حل مي شه و بايد بعد از جام جهاني در خصوص ادامه يا عدم ادامه همكاري ايرانول با فدراسيون فوتبال تصميم گيري بشه.
من كماكان مصمم هستم تا موضوع رو از هر طريقي كه ممكنه پيگيري كنم. اما نمي دونم چقدر موفق مي شم. شايد از طريق دكتر حداد زودتر به نتيجه برسم. فقط اميدوارم تا قبل ازاعزام تيم ملي به جام جهاني سرو ته قضيه هم بياد!
همه اين چيزهارو گفتم ولي بدونيد كه خيلي چيزهارم نگفتم. البته شايد يك چيزايي رو هم بعدا بگم!
شما بگید مقصر این قصه کیه؟!
نوشته شده توسط امیر رضا خادم در شنبه سیزدهم خرداد 1385 |