سلام
هفته گذشته جشنواره ای به نام تعطیلات درمحل کانون پرورش فکری کودک ونوجوان برگزارشد.
آنچه درنگاه اول با مشاهده دعوت نامه وهمچنین تابلوهای تبلیغاتی این نمایشگاه درخیابانهای اطراف محل برگزاری به ذهن متبادرمی کرد، تلاش متولیان برگزاری این همایش به منظورشناساندن بهتروبیشترجاذبه های گردشگری کشوردرروزهای ابتدائی شروع تعطیلات تابستانی برای عموم مردم بود.
این تصوربا توجه به اینکه کشورما براساس برآوردهای جهانی ازحیث جاذبه های گردشگری جزئ 10 کشوربرترجهان ولی ناآشنا حتی برای مردم خودمان است کاملا منطقی به نظرمی رسد.چرا که متاسفانه به علت کم توجهی های بسیار نسبت به معرفی این داشته های منحصربه فرد،نه تنها این قابلیتهای منحصربه فرد بکروناشناخته برای دنیای گردشگری است بلکه ایرانی ها هم بجزمعدود مکانهایی مانند کناره باریک جنوب دریای خزر ویا بخشی ازتوانمندی های چند کلان شهرمثل مشهد وشیرازو اصفهان هیچ شناختی ازدیگرقابلیتهای موجود درگوشه گوشه این کشورباستانی ندارند.لذا ازیک سوبسترسازی وپروراندن این جاذبه ها وازسوی دیگرشناساندن آن به مردم وظیفه ایست بسیارمهم که بردوش نظام اجرائی کشورمی باشد.
توجه به بخش گردشگری ومیراث فرهنگی کشورازسال 83 با تاسیس سازمان میراث فرهنگی وگردشگری ومعرفی رئیس این سازمان به عنوان معاون رئیس جمهورشکل جدی تری به خود گرفت وبا توجه به اینکه براساس چشم انداز20 ساله نظام،بخش گردشگری یکی ازمهم ترین حوزه ها برای جایگزین شدن با نفت به منظور کسب درآمد ملی وپوشش هزینه های کشوربه حساب آمده وباید درتولید ناخالص ملی نقشی محسوس داشته باشد، لذا مجلس ودولت با یک اقدام هوشمندانه وقابل تقدیرحکم به ایجاد سازمان مستقلی راصادرکردند وازآن سال به بعد هرسال میزان توجه به گردشگری ومیراث فرهنگی واین اواخرصنایع دستی حداقل ازلحاظ افزایش بنیه مالی به منظورپرکردن شکافهای عمیقی که دراین حوزه وجود دارد دردستورکارمجالس ودولتها بوده است.
این نگاه مهربانانه دربخش بودجه های جاری یاهزینه ای که درزمان بحث وبررسی بودجه کل کشوردرانتهای هرسال یکی ازاساسی ترین بخش های چانه زنی میان هیات دولت با دستگاه های دولتی وپس ازآمدن لایحه بودجه به مجلس هم اصلی ترین موضوع مورد مناقشه دولت ومجلس به منظوربه حداقل رساندن آن درهرسازمان ووزارت خانه می باشد،درسازمان گردشگری ومیراث فرهنگی هرسال با رشد تصاعدی قابل توجهی روبروبوده است،به عنوان مثال درقانون بودجه سال 87 کل کشور،آنچه برای توسعه گردشگری داخلی ونیزآنچه به منظورجذب گردشگرخارجی درنظرگرفته شده است اعتبارات قابل توجهیست که خیلی خلاصه درخصوص آن می توان گفت این بودجه چند ده میلیاردی باید خرج معرفی وتبلیغ گردشگری شود.
این نکته به آن معناست که درصورت عدم وجود برنامه ای مناسب وقابل اعتنا دراین بخش،نه تنها ازنیل به اهداف استراتزیک مد نظرازتخصیص این بودجه ها به بدنه گردشگری کشور بی بهره خواهیم ماند بلکه بارتورمی ناشی ازتزریق این بودجه چند میلیاردی درسطح جامعه وفساد احتمالی مترتب ازعدم وجود برنامه و... تهدیدهای جدی ایست که جامعه رامتاثرخواهد نمود.
حال با این نگاه ،رویکرد حاکم برفضای همایشهایی مانند آنچه با نام جشنواره تعطیلات برگزارگردید، برای فردی مانند من که چند سالی را درفضای قانون گزاری حضورداشته وازنزدیک درگیراین دغدغه ها وانتظارات ازحوزه گردشگری بوده بسیارحائزاهمیت است ولذا علیرغم آنکه شاید درحال حاضرازجهت کاری ارتباطی با اتفاقات این حوزه ندارم اما حساسیتی که برای بخش گردشگری قائل هستم باعث شد درروزپایانی نمایشگاه به محل برگزاری بروم ونوع وچارچوب کاری که درحال انجام است را ازنزدیک ببینم.
آنچه من درمدت 2 ساعت بازدیدم ازنمایشگاه شاهد بودم،حضورپررنگ وفعال تورهای مسافرتی وابسته به شرکتهای هواپیمایی ومسافرتی بود که درحال تبلیغ پروپیمان ازسفربه کشورهای خارجی بودند!
بله! نما یشگاهی که قبل ازورود تصورمعرفی وتشویق برای سفربه نقاط مختلف وجذاب اما ناشناخته داخلی را برای بازدید کنندگان ایجاد می نمود وبه احتمال قریب به یقین اکثربازدیدکنندگان هم با چنین باوری به همراه خانواده به این نمایشگاه آمده بودند درعمل درحال تبلیغ تورهای مسافرتی چند ده میلیون ریالی به خارج ازکشوربود.
درصحبت کوتاهی که باچند تن ازگردانندگان ومسئولین حاضر درمحل استقرارسازمان گردشگری درداخل نمایشگاه داشتم،این عزیزان با افتخارازپرباربودن نمایشگاه واستقبال بسیارخوب مردم ازاین نمایشگاه یاد می کردند وآن را اقدامی موفقیت آمیزبرای سازمان می دانستند.
البته به این عزیزان عنوان کردم که احتمالا همکارانم درنشریه برای گفت وگودرخصوص این نمایشگاه واهداف ودستاوردهای آن مزاحمشان خواهند شد اما جدای ازاینکه درزمان مواجه شدن با سوالات هدف دارمجله چه پاسخی را ازسوی متولیان سازمان میراث فرهنگی وگردشگری شاهد باشیم،آنچه درفضای واقعی موجود درنمایشگاه به عینه می شد ملاحظه کرد،فاصله معنی دارمیان آنچه هدف قانون گذارازتخصیص بودجه به این سازما ن با آنچه درحال روی دادن می باشد،بود.
برگزاری همایش ،نمایشگاه وجشنواره داخلی وخارجی که با هدف معرفی قابلیتهای گردشگری ایران ازیک سو وترویج فرهنگ گردشگری وپذیرش منطقی و واقع بینانه گردشگرازسوی دیگربرگزارمی شود،ازمعدود کارهایست که سازمان میراث فرهنگی وگردشگری به صورت مستقیم ومستقل امکان انجام آن را دارد چراکه وجه غالب کارها وبرنامه های همسوبا اهداف این سازمان،می بایست توسط مجریان حاضردرحوزه های دیگردولت بوقوع بپیوندد.
اموری مانند توسعه راه های،امنیت،بهداشت،سفارت خانه ها ونوع تعامل آنها با گردشگران و...برخی ازکارهایست که هرچند تاثیرات مستقیم وغیرقابل انکاربرروی توسعه گردشگری دارداما سازمان متولی گردشگری هیچ گونه امکان دخالت دراموراجرائی آن راندارد وتنها باید امیدوارباشد واگردلسوزی وتعهد بیشتری باشد درنهایت پیگری مجدانه ای داشته باشد تا این اعمال به نحو احسن دردیگرارگانهای وسازمانها به وقوع بپیوندد.
امابخشی ازآنچه درحیطه اختیارات واجراء مناسب آن درید قدرت سازمان می باشد، برگزاری هدفمند ومطلوب این دست ازهمایشها وبرنامه های جذاب است که شاید بتواند شرایط رابرای جذب گردشگرونیزسرمایه گذاری بخش خصوصی دربرخی حوزه ها را به همراه داشته باشد.
حال باید دید آیا برگزاری یک نمایشگاه بزرگ برای تبلیغ تورهای مسافرتی خارج ازکشورآنهم درابتداءفصل تابستان چه اندازه برآورنده انتظارات سیات گذاران کلان کشورودرحوزه گردشگری می باشد؟!...
حتما شنیدین که بنزین برای ماشینهای با حجم موتوربالاتراز۲۰۰۰سی سی ساخت داخل و۱۳۰۰ سی سی وارداتی،دیگه سهمیه بنزین لیتری ۱۰۰تومانی رو ندارن وباید آزاد بنزین بزنن.
درنگاه اول به نظرمی رسه این یک نوع بی بی عدالتی نسبت به دارندگان این نوع خودرو هاست و به قول یکی از دوستا که می گفت بالاخره این آدما هم سهمی از بنزین ۱۰۰ تومانی دارن و طبیعتا اگه بخوان بیشتر مصرف کنن باید برن آزاد بخرن.این ظلم به اونا که از این حقشون استفاده نکنن...
حرف نادرستی نیست ولی به نظرمن با توجه به اینکه ما دیر یا زود باید به سمت حذف یارانه های انرژی حرکت کنیم و درحقیقت تا حالا هم خیلی دیر شده و از سرمایه ملی به صورت خوبی استفاده نشده.بنا براین هرچند خود من هم دیگه نمی توونم از این سهمیه بهره مند بشم ولی با توجه به اینکه بسیاری از یارانه هایی که درکشور ما پرداخت می شه به دست نیازمندش نمی رسه،این شروع ازبنزین رو باید به فال نیک بگیریم و هزینه هایش رو هم دوستان دارنده این نوع خودروها به امید شکوفائی افزونتر کشورمون بپذیرن.
راستی باید این رو هم بگم که دولت علیرغم بسیاری از انتقادات که به عملکردش درحوزه های مختلف از جمله اقتصاد وارده اما الحق و والانصاف درحوزه مدیریت سوخت خیلی معقولانه و خوب عمل کرده.وبه نظرمن ایرادات و به زبان سیاسی جوسازی هائی که دراین خصوص هم انجام می شه بیشتر جنبه سیاسی داره تا کارشناسی و منطقی...
از لطف همه دوستائی که دراین ایام تعطیلات نوروزی سری به این وب می زدن و بعضی هاشون هم ابراز لطف می کردن و مطلبی رو می گذاشتن ممنونم.
یکی ازسوالاتی که درمیون پستهای خصوصی ویا عادی مطرح شده مربوط به نحوی همکاری با مجله"مشق آفتاب"است .
ازبابت علاقه ای که برای این همکاری ابرازکرده این ممنونم وپیشنهاد می کنم که شماره ای ازخودتون تو همین جا بزارین و من هم به بچه های نشریه می گم باهاتون تماس بگیرن واز حمایت وکمکهای ارزشمندتون استفاده کنیم.
درمورد خود موسسه هم انشا الله تا یک ماه دیگه کارتهای"یاران نسل آفتاب"آماده می شه و اونائی که بخوان عضو بشن رو درخدمتشون خواهیم بود.
امیدوارم با حمایتهای شما ها بشه یک کارائی حداقل برای بخش های فرهنگی کشور کرد.
لایحه بودجه ای که امسال دولت ارائه داده،بسیارمتفاوت با لوایح بودجه سنوات قبلیه.
لایحه تقریبا کاملا کلی وچارچوب بودجه دستگاه ها نامشخصه.
درلایحه بودجه سالهای گذشته، ۶۱۰ دستگاه ردیف مستقل داشتند که براساس وظایفشان بودجه می گرفتند.درحال حاضراین ردیفهابه ۳۹ دستگاه کاهش یافته واین ۶۱۰ دستگاه باید بودجه شان را از این ۳۹ دستگاه دارای ردیف بگیرند.درنتیجه این ۳۹ دستگاه مادرمی توانند به هرکجا می خواهند بیشتریا کمترپول بدهند.البته بودجه خلاصه شده بسیارکارمناسبیت اما درشرایطی که به واقع دولتی کارآمد وبا بهره وری بالا درحال فعالیت بود.این سخن به معنی ناکارآمدی دولت یعنی فقط هیات دولت نیست بلکه به معنی نظام حاکم برمدیریت دولتی کشوروغیرشفاف بودن ارتباطات میان دستگاهی و مشخص نبودن نحوی گزینش نیرو ودستگاه کاری از خنثی و سربار و...است.
به هرحال در چنین شرایطی تقدیم چنین لایحه ای جای نگرانی های بسیاری داره و نمی دانم آخرش هم چی بشه .فعلا که درحال بررسی اون هستیم.
سلام
عجب شانسی دارن بچه های مدرسه رویک هفته است همشون تعطیلن!
مملکت تعطیل شده با یک برف!
نمی دونم کشورهائی مثل روسیه یا کشورهای اسکاندیناوی و... درچنین شرایطی چه می کنن؟!اوناهم یک هفته مملکتشون رو تعطیل می کنن؟!
یادمه سال 1990 تقریبا همین روزها بود که برای شرکت درمسابقات بین المللی تفلیس به شوروری سابق رفته بودم.این مسابقات درتفلیس که درحال حاضر درکشورگرجستانه،بود.
اتاقمون درهتل محل اقامت، چنان سرد بود که شب ها هرچی لباس داشتیم می پوشیدیم وهمه چراغ ها روهم روشن می گذاشتیم تا یک کم اتاق گرم بشه وسرما نخوریم!
روزها هم درسالن محل مسابقه برای گرم کردن مجبوربودیم به لوله های کنار سالن که لوله آب گرم بود بچسبیم وبعد هم یک عالمه نرمش کنیم تا برای رفتن روی تشک آماده شویم!
بعد ازپایان مسابقات هم به مسکو رفتیم.فکرمی کنید هوا چند درجه زیرصفربود؟!
37 درجه زیرصفر!
آب رو اگه ازطبقه بالا یک ساختمون به پائین می ریختی،تا به زمین می رسید،یخ زده بود!
توخیابونای شهرکمترآدما رومی دیدی ولی توهمین شرایط دخترای دو ومیدانی کار روسی رو می دیدی که دراون هوائی که ما جرات ازهتل خارج شدن رو نداشتیم،مگربرای سوارماشین شدن،اونا برای دویدن درهوای آزاد هرروزصبح، زمانی که ما برای صبحونه پائین میومدیم، ازبیرون داخل هتل می شدن!یعنی صبح زود که طبیعتا هوا سردتر هم هست ورزششان را کرده بودن و درحال بازگشت بودن!
حالا ما به عنوان دومین کشوردارنده گازجهان وجزء تولید کننده های مهم نفت،چپ و راست داریم خبرتعطیلی مدرسه ودانشگاه واداره و...رو ازرسانه هامون می شنویم وازاون دیدنی تراینکه توصیه ها پی درپی ای رومی بینیم که درخواست می کنه کمترگازمصرف کنید چون...
دراینکه ما درعین حالی که روی منابع غنی گازونفت خوابیده ایم اما اسراف وفرهنگ نامناسب مصرف، باعث هدر رفتن سرمایه های ملی مون می شه،بحثی نیست ،اما صحبت درمورد ضعف مدیریت کلان کشور، درنحوی ساماندهی و برنامه ریزی مناسب برای مقابله با حوادث غیرمترقبه،موضوعیست نخ نما شده وقدیمی
چرا باید هرگاه کوچک ترین حادثه نامتعارفی درکشور روی میده ، شاهد بروزمشکلات عدیده ودرخواستهای متعدد ومتنوع ازمردمی باشیم که شاید بخش قابل توجهی ازاونا هر روز وهرهفته وهرماه درزندگی شون با حادثه ای گاه بسیاربغرنج ترازحوادث عمومی دست درگریبانن،بدون آن که امیدی به یاری وحمایت کسی داشته باشن!
...بسه!...من هم که دارم همون حرفای تکراری رو می زنم!
...پس کی باید...!
مصاحبه خیالی
سلام
حدود یک ماه پیش در روزنامه "سرمایه"یک مصاحبه ازمن چاپ شد.این مصاحبه بازتاب وسیعی داشت.چنانکه تا به حال هم درمحافل گوناگون که شرکت می کنم،درمورد این مصاحبه درحال پاسخ دادن هستم و هرچند که تقریبا درشماره 10 روزبعدش متنی ازسوی من چاپ شده اما مثل اینکه فقط همون مصاحبه رو همه خوندن ودرمورد جوابیه من کسی هیچی نمی گه!
به هرحال درزیرعین مطلبی که در روزنامه چاپ شده رو آوردم تا شما هم درجریان موضوع قرار بگیرید وچون یکی از دوستان هم حسابی ازبابت این مصاحبه ازمن گله کرده بود پاسخی داده باشم.علتی که دیرهم می فرستم اینه که لپ تاپم ویروسی شده وهمه مطالبی که توش بایگانی کرده بودم هم مشکل دارشده ولذا مجبورشدم برای آوردن به اینجا دوباره مطلب رو از روی روزنامه بنویسم!
مطلب رو بخوونین:
سلام
من معمولا روزهائی که مجلس جلسه علنی دارد، صبح زود که به مجلس می رسم، اگر قبل از ساعت 7 رسیده باشم و موضوعی برای صحبت کردن داشته باشم، برای نطق قبل از دستور ( 2 زمان 5 دقیقه ایست که نمایندگان در مورد موضوع خاصی که قصد صحبت دارند، برای شرکت در قرعه کشی باید قبل از ساعت 7 صبح به مجلس آمده و ثبت نام کنند تا در صورتی که قرعه به نامشان افتاد، بتوانند در مورد موضوع مورد نظرشان نطق کنند .) ثبت نام می کنم. سپس برای صبحانه می روم و اگر هم دیرتر برسم که یک راست به رستوران می روم . بعد از صبحانه هم حدود یک ربع به 8 که درب سالن اصلی جلسات علنی باز می شود برای زدن کارت حضور که تقریبا جزء نفرات اولی هستم که اقدام می کنم ، تا زمان شروع رسمی جلسه به محل کتابخانه پارلمان می روم و در میان سایتها ، وب لاگ خودم ، دیگران و یا ایمیلم به کار می پردازم .
سه شنبه صبح که طبق معمول قبل از 7 به مجلس رسیدم و برای نطق ثبت نام کردم و باز هم مثل یکی دو هفته اخیر اسمم درنیامد! باقی کارها را که در بالا گفتم انجام دادم و به محل کتابخانه رفتم . در حال سرچ بودم که مسئول کتابخانه به بالای سرم آمد و یک برگه روزنامه را که در آن عکس نسبتاً بزرگ و مصاحبه ای از من چاپ شده بود را به دستم داد و گفت : " عجب مصاحبه ای با روزنامه سرمایه کرده اید ! درد دل جوونا رو گفته اید ! خودتان این مصاحبه را خوانده اید ؟! گفتم، نه نخوانده ام ولی شاید در قفسه ام از طرف اداره اخبار یا روابط عمومی مجلس انداخته باشند .
این جملات بین ما ردوبدل شد و ایشان هم به سرکار خودش رفت و من هم که سرگرم کارم بودم، تنها به عکسم در روزنامه نگاهی کردم و با توجه به کثرت روزنامه هائی که گاه و بیگاه مطالب مختلفی از ما می نویسند، دیگر توجهی به متن مصاحبه نکردم و ورقه مصاحبه را در کیفم گذاشتم و به کارم مشغول شدم .
پس از پایان کار و رفتن به صحن علنی، تا ظهر چند نفر به من از موضوع مصاحبه ام با روزنامه" سرمایه" گفتند . همه هم یک طورائی بیش از حد به تعریف از نوع مطالبی که گفته ام و توجه ام به مشکلات جوانان است، اشاره می کردند . این مسئله باعث شد نسبت به این مصاحبه حساس شوم و به مطالعه متن مصاحبه بپردازم .
مصاحبه را که شروع کردم، در همان ابتدا و در حین خواندن با خودم می اندیشیدم که من این مصاحبه را کجا و کی کرده ام و همین طور جلوتر که می رفتم تصور می کردم، شاید این مصاحبه یک مصاحبه فرضی و طنز است ! چرا که ادبیات طرح مسائل و نوع ادای پاسخها کاملاً برایم غریبه و ناآشنا بود و در ادامه مطلب دائماً منتظر بودم درجائی عنوان شود که " این مصاحبه ای فرضیست با مسئول کمیته جوانان کمیسیون فرهنگی، در مورد اشتغال و ازدواج و فرار مغزها و . . . جوانان " و مثلاً عنوان این مطلب که " این مسئولین علیرغم همه شعارهائی که در مورد جوانان می دهند، اگر بخواهند گفتارشان را با رفتارشان همخوانی بدهیم یک چیزی مثل این مصاحبه درمی آید و . . . ! " یا یک متنی مانند این را نوشته باشند .
متن مصاحبه تمام شد ولی چنین اتفاقی نیفتاد و حقیقتاً پاسخهای این مصاحبه،کاملاً جدی و ازقول من چاپ شده بود !
نمی دانم مصاحبه را خوانده اید یا نه . اما به هر حال برای یادآوری هم شده عنوان برخی نکات کلیدی آن می تواند برای انبساط خاطرتان،بد نباشد .
از من پرسیده شده : جوانان برای شغل وتأمین معاش چه کنند؟ گفته ام به این چیزها فکرنکنند ! درس بخواند !
گفته اند : بدون تأمین مالی چطوری درس بخوانند؟ گفته ام مهم نیست، درس بخوانند و حقوق زیادی نخواهند !
پرسیدند : اگر کمی پول داشته باشند، چه کاری راه بیندازند، خوب است؟ گفته ام، زمین و ملک بخرند !
گفته اند، کار تولید مشارکتی چی؟ گفته ام، خوب نیست، ضرر می کنند ! زمین می خرند !
پرسیده شد : کار نیست چه کنند؟ گفته ام بروند خارج ! اونجا تخصص هم نداشته باشی خوب پول می دن !
پرسیده شده : چطور ازدواج کنند؟ گفته ام اگر می توانند که ازدواج کنند و اگرنه باز هم بروند خارج !
گفته اند : ولی همه می گویند فرار مغزها و . . . ، گفته ام اینها همه حرفه! وقتی کار نیست و خیلیها 60 ، 70 سال یک یا چند پست را اشغال کرده اند، همان بهتره که جوانها بروند خارج !
بعد از آن که مطلب را خواندم تا بعد از ظهر هر کی با من در مورد این مصاحبه صحبت کرد، مجبور به توضیح موضوع و تکذیب آن شدم و حدود ساعت 4 بود که با سردبیر روزنامه صحبت کردم و موضوع را برایش توضیح دادم و ایشان هم عنوان کرد:" این مصاحبه توسط یکی از خبرنگارانمان انجام شده و ماهم به حرفش در مورد اینکه این مطالب را شما گفته اید مثل گذشته اعتماد کردیم ! البته خودم هم وقتی متن مصاحبه را خواندم تعجب کردم که چطور شما چنین پاسخ هایی به سوالات داده اید و ..."!
من هم با توجه به برخورد خوبی که ایشان داشت دیگر حرفی برای گفتن نداشتم و فقط از ایشان خواستم به این خانم بگویند با من تماس بگیرد.چون این اتفاق بیش از اینکه ناراحت کننده باشد ، تعجب آور بود .
خانم مصاحبه کننده تماس گرفت و از همان پشت تلفن نگرانی اش را می شد متوجه شد.معلوم بود که احتمال وقوع اشتباه به صورتی خاص وجود دارد و بیشتر از این بابت امکان این اشتباه را جدی تصور می کنم که ایشان را بسیار مضطرب و متعجب احساس کردم و عنوان کرد : " با شماره شما تماس گرفتم و شما هم اینها رو گفته اید!"
خوب ،خودش هم مطمئن به اینکه با من صحبت کرده، نبود و من هم با توجه به اطمینانی که به این روزنامه داشته ام و قبول اشتباهی که از سوی مسئولین روزنامه صورت گرفت ، با خودم این تصور را کرده ام که شاید شماره من را به اشتباه گرفته اند و فرد پاسخ گو هم بهترین فرصت را برای مصاحبه و یا درد دل و یا ... یافته است.
به هر شکل امیدوارم در آینده با حساسیت بیشتر دوستان ، شاهد این نوع اتفاقات، که طبیعتا جدای از زیر سوال رفتن مصاحبه شونده ، باعث خدشه به جایگاه نشریه نیز می گردد ، نباشیم و من هم در همین رابطه و به خصوص در مورد ترک وطن و تبعات آن با توجه به شناختی که از وضعیت ایرانیان خارج رفته دارم ، همین جا آمادگی ام را برای انجام یک مصاحبه ای که درصد طنزش کمتر باشد! اعلام می کنم.
در پایان هم لازم می دانم با توجه به این که در چند روز قبل در برخی نشریات به نقد صحبتهای منسوب به من پرداختند عرض کنم که با کلیه مطالبی که عنوان کرده اند موافقم و پاسخی برای نقدشان ندارم و گله شان را کاملا وارد می دانم ، اما باید به سراغ خبرنگار روزنامه سرمایه بروند که چنین مصاحبه خیالی را انجام داده و مدیر مسئولی که مسئولیت چاپ آن را قبول کرده است.
سلام
نمی دونم برنامه"قرارشبانه" رادیو جوان را شنیده اید یا نه.
برنامه ای با اهدافی معنوی که اختصاصا برای قشرجوان ساخته می شد وبه نظرمی آمد مخاطبان بسیاری روهم جذب کرده بود.
هفته پیش تموم شد .
به دست اندرکاران این برنامه خداقوت وخسته نباشید می گم وامیدوارم دربرنامه ای دیگه با چنین مضمونی،کارجدیدی روشروع کنن وزمینه ارتباط موثرتروپاسخگوئی به سئوالات بسیارجوانان را نیزفراهم کنن .
که البته بیشتراین سئوالات به خاطرعملکرد ما به اصطلاح مسئولین ایجاد شده وحربه ای برای اونائی که به هرطریقی سعی در ایجاد گسست میان آدمای این مملکت دارن وبه مصداق اون حکم ماکیاولیستی که می گه" تفرقه بیند ا ز و حکومت کن! از بسیاری ندانم کاری ها وزیرپای هم را خالی کردنهای ما و خانه نشین کردن گاه و بیگاه نخبگان و دلسوزان کشور و نظام ، بیشترین انتفاع رو می برن و چون این اتفاقات توسط بعضی آدمائی می افته که قراره راهبر و مسئول حکومتی دین مدار و مردم سالار باشد ، لذا تلاش درتخریب جایگاه دین و میهن مهمترین راهکار تحقق حکم فوق شده . درصورتی که
اسلام به ذات خودندارد عیبی هرعیب که هست ازمسلمانی ماست
بنابراین تک اتفاقاتی که فهم مناسبی از واقعیتهای دنیای امروز را داره و درک می کنه چگونه باید با آدمای مختلف برخورد کنه وحرفشون رو بشنوه و با زبون خودشون با اونا صحبت کنه ، فرصت مغتنمیست برای بهره گیری حداکثری از اونا و حمایتشون برای ادامه راهشون و تذکر بهشون از در جا زدن و تولید فکر نو نکردن و...
سلام
نمی دونم شنیدین یا نه!سازمان گردشگری ومیراث فرهنگی از"یانگوم "و"آمیتا پاچا"دعوت کرده به ایران بیایند!
امشب درمراسمی که باحضورسفرای کشورهای اسلامی توسط معاونت گردشگری سازمان برگزارشده بود،شرکت کردم.البته چون افطارهر روزچند جا دعوتم وبسیاری ازاونا روهم به علل مختلف باید بروم،لذا برای این مراسم تونستم حدود 7 ونیم برسم .
خوب میهمانان زیادی بودن وچند نفرازاعضای فراکسیون گردشگری و...هم بودن.
دردورمیزی که من را راهنمائی کردن برای نشستن،چند تن ازمقامات ارشد وزارت امورخارجه وسازمان گردشگری و...نشسته بودن.حرفهای متنوع وزیادی زدیم (به خصوص که به نوعی این آقایان سازمان گردشگری به علت سوالات ونقدهای متعدد ومتنوعی که من دراین چند ساله همیشه ازنوع کارکردشون داشته ام ،به نظرنمی یاد زیاد دل خوشی ازم داشته باشن وهرچند درموقفعیت های مختلفی که با مهندس مشائی رئیس سازمان روبرو شده ام الحق والانصاف هیچ وقت درچهره اش ناراحتی یا اعتراض ندیده ام وکمال احترام را گذارده است ولی درمورد اطرافیانش تا بخوای!...به خصوص این قائم مقامش! منو که می بینه انگار...)تا به نوعی یخ حاصل ازرابطه فی مابین مان آب بشه.
یکی ازسوالاتی که ازمعاونت گردشگری شد درمورد همین خانم یانگوم بود!خیلی خلاصه بگم همه به نوعی به شوخی وجدی مطرح کردن ایشان که اومد ملاقاتی هم با اونا داشته باشه!البته نه که فکرکنید من هم دراون فضای طنزآلود چنین پیشنهادی را نکرده باشم!ولی به هرشکل ما دقیقا نفهمیدیم اومدن یانگوم وآمیتا پاچا به ایران که با هدف توسعه گردشگری قراره صورت بگیره،چقدرمفید خواهد بود!
یکی دیگه ازشوخی هائی که با این آقای معاون مبتکرسازمان گردشگری که اتفاقا ازدوستا وهمشهری های من هم هست این بود که من پرسیدم حالا چرا تو این همه چهره معروف ومشهور یانگوم!؟خوب آنجلایا جولی وبرد پیت یا نیکول کیدمن یا اگراصراردارین آسیائی باشه این هنرپیشه هندی که تازگیها درهالیوود فیلم بازی می کنه را دعوت می کردی که بیشترگردشگری توسعه پیدا می کرد!و...
این طورنیست!؟
سلام
داشتم کتابچه بریده جراید رو می خووندم به این خبربرخوردم.بخوونین!
معاون غذا ودارو وزارت بهداشت گفت:
سالانه حدود یک میلیارد دلارفرآورده آرایشی وبهداشتی درایران مصرف می شود وایران جزء کشورهای دارای بالاترین رشد مصرف این فرآورده ها در دنیا است!
جالبه…،نه؟!
سلام
فارغ از تمام جناحها و حزبها و عقاید و مرامها و ایسمها همه متفقیم که زندگی بسیار شیرین است .شیرین تر از همه داشته ها و نداشته هامان.شهد شیرین آن هر روزه زیر دندانمان است و گذشتن از آن برایمان محال تر از هر محالی است.
کیست که بتواند به آسانی شیشه عمرش را در مقابل سنگ بگذارد و انگارش نه انگار باشد؟کیست که پایان جنگ گل و گلوله را بداند و به آن تن در دهد ؟کیست که انتهای جنگ شیشه و سنگ را امیدش باشد جز معتقد به راه؟ مومن به طریق برگزیده؟ طریقی که به حتم رهروش از ابتدا انتهایش را میداند و باز پا سست نمیکند.
آنهاییکه جمعه خونین هفده شهریور را دیده اند این عزم راسخان را به چشم دیده اند .دیده اند که میدان ژاله دریای خون همین جان برکفان بود.آزادیخواهانی که سر در راه اعتقادشان دادند و داغ این ننگ را تا ابد بر پیشانی قاتلانشان حک کردند.
من هفده شهریور را به چشم ندیدم اما نیک میدنم آنها که دست از زندگی شستند در راه آزادی بزرگانی بودند که مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت رجحان دادند و اگر همین ابیت طبع و عزت نفس آزادیخواهی در شریانهایشان جریان نداشت شاید اصلا" انقلابی اتفاق نمی افتاد که هر آن من و ما به آن بنازیم.شاید اگر جمعه سیاه هفده شهریور نبود و زنان و مردان پر شورش نبودند ما همان بودیم که بودیم .همان سر در گریبانانی که روشنفکران عصرش چون جلال آل احمد -که به سالمرگش نیز نزدیکیم-در رثای حتی روشنفکریش "غربزدگی" را مینگارند و نیما مرثیه "آی آدمها ..."را در عزای بندگیش سر میدهد....
سلام
خوب!بالاخره این تابوی بیست وچند ساله شکست!یارانه ی چند میلیارد دلاری بنزین حذف شدوگامی بلند درجهت اجراء احکام قوانین برنامه چهارم وبودجه ی سالانه که همانا می تواند توسعه ی همه جانبه ی کشوررا به همراه داشته باشد،برداشته شد.
آنهم درسال آخرکاری نمایندگان مجلس!
می دانید یعنی چه؟!خیلی خودمانی که بخواهیم تعریفش کنیم،چنین اقداماتی برای نماینده،بخصوص درسال آخرکاری مجلس ونزدیکی به زمان انتخابات دوره ی بعد،یعنی"خود زنی"!
نگاهی به نحوی برخورد مجالس با موضوع یارانه های بخش انرﮋی در6 دوره ی گذشته ،نمایانگراین واقعیتست که نمایندگان علیرغم تاکید همیشگی شان برضرورت تغییرخط مشی درحوزه ی یارانه های انرژی،هیچ گاه درمقام عمل علاقه ای به ورود به مبحث حذف یا حداقل،کاهش یارانه های تخصیصی به بخش انرﮋی وبه طوراخص بنزین،رانداشته است وهمیشه متاثرازفضای رقابتی ونگران از شکست در رقابتهای انتخاباتی، برای توجیه عدم ورود به این مسئله وانجام اقدامی شجاعانه و درجهت منافع ملی، موضوع قرارداشتن کشور در شرایط حساس را طرح نموده وازعملی کردن این کار،طفره رفته اند.
هرچند باید اذعان داشت،سوابق تاریخی درکشورهای مختلف،موید آنست که دراکثرموارد،اخذ چنین تصمیماتی توسط دولتها صورت می گیرد. چرا که دردولت معمولارئیس جمهور و دربرخی نظام ها نخست وزیر،به علت دارا بودن قدرت اجرائی بالا،امکان دیکته کردن تصمیمات گوناگونی ازاین نوع را دارا می باشند.درصورتی که مجالس به علت توزیع قدرت تصمیم گیری دربین تعداد کثری نماینده که هرکدام به تنهائی دارای قدرت رای ونظردرمورد مسائل مطروحه می باشند،امکان اخذ تصمیمات استراتژیک که دارای تبعات کوتاه مدت مخرب برای هریک از آنان ویا گروه سیاسی شان را می تواند به همراه داشته باشد،کاری به مراتب دشوارترودراغلب موارد ناشدنی بوده است.
لذا درصورت تائید تئوری فوق الذکر،بزرگی وحساسیت کارمجلس هفتم برپافشاری دراجرائی شدن بخش انتهائی تبصره ی 13قانون بودجه ی سال 86وکاستن حدود 5 میلیارد دلارازیارانه ی بنزین درسال پایانی کارخود، بیشترمشخص خواهد شد.
از سوی دیگر،اقدام دولت دراجراء این قانون را نیزباید حرکتی شجاعانه وکم سابقه عنوان نمود.چراکه دراین ارتباط هم تجربه ی تاریخی ما،چه پیش ازانقلاب وچه پس ازانقلاب،نشان دهنده ی عدم تمایل دولتها برهدفمند کردن یارانه های انرژی به علل گوناگون،ازجمله با شعارعدالت اجتماعی،بوده است ولذا بایک چنین تعابیری تبعات ورود به این مبحث را امنیتی عنوان کرده وبا همین استدلالات صورت مسئله همیشه پاک شده است.
اما دولت نهم علیرغم انتقادات متنوعی که شاید نسبت به برخی رفتارهای مدیریتی اش به خصوص درحوزه ی اقتصاد وجود داشته باشد،درزمینه ی اجرائی کردن حکم برنامه چهارم وبودجه سنواتی درهدفنمد کردن یارانه ها به خصوص کاهش یارانه ی انرژی وبنزین،کاری ارزنده،قابل تقدیروشجاعانه رابه انجام رسانید که قطعا دراین برهه ی حساس نیازمند حمایت همه ی آنهائیست که مصالح ملی را به منافع فردی،گروهی وحزبی ترجیح می دهند.
البته نحوی عملکرد دولت دراعلام سهمیه بندی می توانست به نوعی دیگرنیزصورت پذیرد ویا اعلام نرخ آزاد بنزین شاید تاحد قابل توجهی نگرانی مردم وعدم هجوم آنان را به پمپ بنزینها باعث شود.
اما آنچه به نظرمی رسد بیش ازهمه ی موارد فوق،تاثیرمنفی بررفتارهای اجتماعی مردم وابراز نگرانی آنان را باعث گردید،عدم مشخص بودن زمان اجراءحکم قانونی بودجه سال 86 بود.
این وضعیت نه تنها درسطح جامعه بلکه درمیان نمایندگان مردم درمجلس نیزحاکم بود.چنانکه درچند نوبت رئیس ونائب رئیس مجلس نیزمجبور به تاکید مجدد براجراءقانون توسط دولت وعدم امکان بازگشت مجلس ازتصمیم خود شد.
این وضعیت بیش از همه فرصت مغتنمی بود برای دلالان وقاچاقچیان این کالا تا با دامن زدن به نگرانی های عمومی به هرشکل ممکن ازعملی شدن این قانون جلوگیری کنند.
دلالانی که با اجرائی شدن این کاربازارپرسود چند میلیارد دلاری واردات بنزین را ازدست می دهند وقاچاقچیانی که با حذف یارانه ی بنزین،امکان خروج بنزین 80 یا 100تومانی ازکشوروفروش بیش از1000تومانی را ازدست رفته خواهند دید.بنابراین پرواضح است بسط شایعات بی اساس وایجاد حساسیت بی دلیل درسطح جامعه،حداقل کاریست که ممکن است صورت پذیرد وبنابراین نحوی مدیریت این فضا موضوع مهمیست که انتظارمی رفت بهترازاین اعمال گردد.
هرچند بی انصافیست اگر پیچیدگی این کار وانجام کاری نو وتجربه نشده توسط دولت را نادیده انگارشته واحتمال مواجه ی مجریان با موانعی غیرقابل پیش بینی درحین اجراءرا درنظرگرفته نشود.
دراین فرصت شاید خالی ازلطف نباشد اگربه یکی ازعلل عدم هدفمند شدن یارانه ها به خصوص یارانه بخش سوخت اشاره ای گذرا کرده وخیلی خلاصه به یک سئوال اساسی که بصورت جدی همیشه درسطح جامعه ی ایرانی مطرح بوده،پاسخی داده شود.
حتما بارها شنیده اید که عنوان می شود:"آیا کشوری که یکی ازذخایربزرگ نفتی دنیا را داراست باید فرآورده های نفتی مورد نیازخود را به قیمتی هم سطح قیمت کشورهای محروم ازهر گونه دارائی خدادادی دریافت نماید؟!"
این سئوال شاید شاه بیت همه ی گرفتاریهایی باشد که درتمامی ایام،مدیریت کلان کشوربا آن دست درگریبان بوده است وهیچ گاه هم پاسخی منطقی وقاطع به آن داده نشده است ودرنتیجه هرروزرشد میزان حمایتهای غیراصولی ومخرب یارانه ها با هدف"عدالت اجتماعی"باری مضاعف بردوش سیاستگذاران کشوربوده است.
واین معضل چنان وضعیتی را برای کشوربوجود آورده است که درنگاه جهان اقتصاد عنوان"بنزین،پاشنه ی آشیل اقتصاد ایران!"برای ما برگزیده شده است.
درصورتی که شاید پاسخ به سئوال فوق زیاد هم دشوارنباشد وخیلی کوتاه عنوان شود:
به همان دلایلی که کشورهائی مانند امریکا سالها روی چاه های نفت خود را پوشاندند،درصورتی که بیشترین مصرف کننده ی وواردکنندگان انرژی محسوب می شوند ویا درزمان تسلط برعراق قیمت بنزین این کشور را که ارزانترین بنزین دنیا را عرضه می کرد،آزاد نمودندونیزکشورهمسایه ی خودمان یعنی ترکیه درسیاستهای اقتصادی توسعه ای خویش نه تنها بنزین را به قیمت آزاد عرضه می کند بلکه انواع واقسام عوارض ومالیاتها را برآن می بندند وازقبل آن به توسعه ی زیرساختهای کشورو...همت گمارده است ویا...
وقطعا درنزد کارشناسان ویا اهالی اقتصاد،ازاین قسم مثالها ی مستند وقابل فهم،بی نهایت میتوان ارائه کردتا ثابت شود داشتن ذخایرنفتی،دلیلی بردود کردن بی رویه ی آن با توجیه غیرمنطقی عدالت اجتماعی وحمایت ازاقشارآسیب پذیرنیست.
نمی دانم نامه ای را که درسال قبل،درزمان تقدیم لایحه ی"برداشت ازحساب ارزی برای واردات بنزین"ازسوی دولت،برای رئیس جمهورنوشتم رابه یاد دارید یا خیر.درآن نامه با انعکاس دیدگاه تعدادی ازکارشناسان بی غرض واساتید دانشگاهی،به ضرورت تغییررویکرد نظام درمبحث بنزین،پرداخته شده بود که دراینجا به برخی ازآمارهای مستند وکاملا ملموس آن به صورت اجمالی اشاره می شود:
با عدد ورقم امروز،میزان یارانه ای که برای واردات بنزین درسال86 برآورد می شود،چیزی حدود5/7 میلیارد دلاراست.ازاین میزان درقانون بودجه،مبلغ 5/2 میلیارد دلارمصوب ودراختیاردولت گذارده شده است.این میزان درقانون بودجه ومتمم سال85 ،5/5 میلیارد دلاربوده است.که براساس یک حساب سرانگشتی،باهریک میلیارد دلارآن،یکی ازکارهای زیررامی شد انجام داد:
-تامین وافزودن 9000 اتوبوس کامل ومناسب 100 میلیون تومانی به ناوگان حمل ونقل عمومی کشور.(درنظرداشته باشید،با افزودن 3 تا 4 هزاراتوبوس به ناوگان اتوبوس رانی تهران،کل کمبود تهران دراین بخش حل می شود.)
-تامین هزینه ی احداث 65 کیلومترخط مترو،ازابتدا تا انتهای پروسه ی تولید(این مبلغ معادل کل مبلغی است که ازحساب ارزی درسال 85 به این امراختصاص داده شد)
-تامین بودجه ی مورد نیازبرای خروج 180 هزار خودروی فرسوده به صورت تخصیص وام5 میلیون تومانی با کارمزد7 درصد به هرنفر(کل پیش بینی خروج خودروها فرسوده برای سال 85،250 هزارخودروبوده است.)
با نظری اجمالی به اعداد ذکرشده،به خوبی مشخص می شود،کاهش 5 میلیارد دلاری یارانه ی بنزین،چه ثمرات فرخنده وقابل توجهی را برای کشورمان می تواندبه همراه داشته باشد که کمترین آن باقی ماندن این مبالغ درحساب ارزی به عنوان پشتوانه ی مالی کشورخواهد بود.
البته دراین پروسه،انتقال فشارمضاعف براقشارآسیب پذیرجامعه،اتفاقی ناخوشایند ونامیمون است که متاسفانه علت اصلی آن را باید دروجود اشکالات بارز درسیستم نظارتی دولت ودرنتیجه سوءاستفاده ی فرصت طلبان دانست.لذا توجه به این موضوع ،هرچند که اتفاقی مقطعی وکوتاه مدت خواهد بود ولی اتخاذ تدابیری اصولی وفصلی به منظورحمایت ازاین اقشاروتقویت توان نظارتی،وظیفه ای حساس وکلیدی به منظورجلوگیری ازخدشه واردشدن به اصل کاربزرگی که انجام شده،می باشد.
درانتها،خالی ازلطف نیست،که به گزارشی درارتباط با وضعیت بهره وری انرژی درکشورکه ازسوی شرکت نفت وگاز پارس ارائه شده است نیزاشاره ای اجمالی شود:
میزان انرژی مصرفی کشوردرسال 84 بالغ برشصت وپنج میلیارد دلارارزیابی شده است.درحالیکه درآمد ناخالص داخلی کشور،درمقایسه با میزان انرژی مصرفی بسیارپائین است.دراقتصاد ما به ازاء هریک دلارنفت و گاز وانرژی هیدرولیک مصرفی به طورمتوسط ارزش افزوده ای معادل 3دلار دربخشهای مختلف صنعت،کشاورزی وخدمات بدست می آوریم.این شاخص برای اقتصاد ایران کمتر از یک سوم متوسط جهان است که این امرحاکی از اسراف بیش ازحد انرژی در اقتصاد ماست.
ایران باتوجه به 196 میلیارددلار درآمد ناخالص درسال2005 ،درردیف سی ام دنیا قرارداردوباتوجه به پیشرفتهای علمی وفنی کشورطی دهه ی اخیر وسرمایه گذاریهای هنگفت درهمه ی بخشهای اقتصاد،سطح تکنولوزی کشورمان،بالاتر ازمتوسط جهانی ارزیابی می شود.پس چرا ایران امروز شاهد پایین ترین سطح بهره وری انرژی می باشد؟نسبت درآمد دانمارک به مصرف انواع انرژی ها دراین کشور 37 می باشد.یعنی به ازای هریک دلارانرژی که مصرف می شود معادل 37 برابر آنی نصیب مردم می گردد.این رقم درسایرکشورها ازاین قراراست:
بریتانیا23/9
زاپن21/3
ترکیه 10
کره جنوبی 8/7
اندونزی 6/1
مالزی 5/3
مصر 4
ایران 3
متوسط جهانی 10/
با چنین وضعیتی آیا می توان راهی بجزتبعیت ازاصول ثابت شده ی جهانی دربکارگیری ابزارهای توسعه ملی را دردستورکارقرارداد وآیا بدون تحمل میزانی ازمشکلات متاثرازاجراءاین چنین راهکارهایی راه چاره ی دیگری درپیش روی ملت بزرگ ایران وجود دارد؟
طبیعتا پاسخ منفیست،اما نکته ی کلیدی درمسیراتنظارتحمل این باید ها توسط مردم،صداقت مدیران وسیاست گذاران کشوروعدم استفاده ی ابزاری ازاعتقادات مردم درراه توسعه ی اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی وسیاسی کشورمی باشد.که امیداست شاهد عملی شدن این توقع حداقلی مردم میهن پرست توسط همه ی صاحب منصبان با هرگرایش سیاسی و...باشیم.
در ره منزل لیلی که خطرهاست درآن شرط اول قدم آنست که مجنون باشی
سلام
چند روز پیش بازدیدی از یک پالایشگاه احداث شده توسط بخش خصوصی درمنطقه ی آزاد اقتصادی ارس داشتیم.
موقعی که برای شرکت دراین برنامه دعوت شدم وشنیدم ،قراره بنده خدایی که بهش بخش خصوصی گفته میشه و به همین خاطرهم،همه نوع مصیبت رو،ازکوچیک وبزرگ شدن جلوی مسئولین ومقامات رده های مختلف گرفته تا راضی کردنهای متعارف وغیرمتعارف کارمندوناظروبازرس اداری وغیراداری یا دنبال گرفتن انواع واقسام مجوزهای جوروواجور،مرتبط وغیرمرتبط و...تحمل میکنه ودرنهایت هم احساس نگرانی وبیم ازبایدهاونبایدهای آینده یا عدم ثبات قوانینی که هرروزامکان تغییرشون روباید محتمل دونست وخب،تواقعات گاه وبی گاه آدمایی که نه تنها باری رو از زمین برنمی دارن بلکه هر روز خرده فرمایشات گوناگون دارن وخیلی راحت هم مدعیند که:"بابا!یارو مستکبره و سرمایه دار.خوب باید کمک کنه دیگه.نمی شه مردم رواستثمارکنه وهمه رو تنها تنها بخوره!".هم که جای خود داره.
وتازه ناامنیهای منطقه ای وتهدیدهای داخلی وخارجی رو هم که باید جزئی جدا ناشدنی ازتاریخ چند هزارساله ی این مملکت ومنطقه ی همیشه ملتهبش دونست وانتظارداشت که همه بهش عادت کرده باشن واگه نکردن هم (که البته نکردن) به هر حال همینه که هست!وهیچ کاریش هم نمیشه کرد!
با این اوصاف،کدوم آدمی که به واقع عرق ملی نداشته باشه واعتقاد به اینکه ایران باید توسط ایرانی آباد شود رو یدک نکشیده باشه،حاضره بیاد وسرمایه ی بی زبونش رو که خیلی راحت با هاش میتونه چند قطعه زمین تو همین تهرون بخره وسرسال شاهد رشد چند 10 درصدیش باشه وهیچ کس هم متوجه نشده وهیچ گونه انگ سرمایه داری وخون مردم توشیشه کردن و... هم بهش نمی چسبه رو ول کنه،بره تویک بیابون برهوت،چند میلیارد سرمایه گذاری کنه،برای چند 100خانواده ایجاد شغل کارکنه و به انتظاربالندگی هرچه بیشترکشورش بنشینه!؟
بله.خدا رو شکر که این چنین افرادی رو،دراین کشور خیلی میشه پیدا کرد.اینها کشورشون رو دوست دارن وفقط اگه سرخوده ونا امیدشون نکنیم به این راحتی هاهم ازمیدوون به در نمیشن.ازجمله این بزرگواری که با سرمایه گذاری نزدیک به 2 ساله ی خودش امروز اولین پالایشگاه بخش خصوصی کشور را به مرحله ی بهره برداری رسونده ودرفازهای بعدی اوون نیز،قصد توسعه اش رو داره.
در واقع اولين پالايشگاه بخش خصوصي كشور،با ظرفيت توليد سالانه بيش از 73 هزار تن، در منطقه ی آزاد ارس به بهرهبرداري رسيد.
اين مجتمع پالايشگاهي در راستاي افزايش توان توليد فرآوردههاي نفتي و ارتقاء میزان صادرات غیر نفتی کشور ايجاد شده و قادره،روزانه 200 تن محصولات نفتي شامل نفت سفيد، بنزين، گازوئيل سنگين، مازوت و روغن هاي سبك توليد كنه.
با آغاز بكار اين مجتمع كه براي احداث اون بالغ بر80 ميليارد ريال سرمايهگذاري شده،براي 120 نفر اشتغال ايجاد ميشه.
محمد صبرعلي لو مديرعامل مجتمع پالايشگاهي آراز شيمي كه به نظر من كار بسيار ارزشمندي با اين سرمايه گذاري انجام داده، در مراسم گشايش و افتتاحيه اين پالايشگاه میگفت:"اين پروژه با وجود بستر مناسب براي سرمايهگذاري در منطقه آزاد ارس و استفاده از تسهيلات 10 ميليارد ريالي طرح زودبازده اقتصادي از سوي بانك سپه ظرف مدت يكسال به بهرهبرداري رسيده و توليدات اين پالايشگاه به كشورهاى آسياى مركزى، تركيه، پاكستان، امارات و حتى اروپا و آفريقا صادر خواهد شد."
اجراي اين طرح نه تنها گام بزرگي در راستاي تحقق اصل 44 قانون اساسي ست بلكه نشون دهنده عزم راسخ اين سرمايه گذاران در جهت خدمت به مردم و منافع مليست.
اين سرمايه گذاران شجاع با استراتژي هاي بلند مدتي كه براي خودشون تصوير كرده اند،به چيزي ماورا سود لحظه اي و ناپايدار ميانديشند.
خدا قوتشون بده ميگوييم.
سخنان اخير وزير محترم كشور در خصوص ازدواج موقت و زمينه سازي براي اجراي آن مهر تاييد ديگري بر عدم توانايي مسئولان(یعنی ما ها) براي ايجاد امكان حداقل زندگي براي جوانان است.اين طرح كه حدود ده سال پيش نيز توسط رياست جمهور وقت اقاي هاشمي رفسنجاني با عنوان"خانه هاي عفاف" مطرح شد بدليل برخورد صاحبنظران و همچنين توده مردم مسكوت ماند تا اكنون كه بار ديگرعلنا"بر انجام آن تاكيد ميشود.شنيده شده كه ايشان گفته اند: ازدواج موقت حكم خداست و بايد با قدرت هرچه تمامتر براي احيايش در جامعه تلاش شود" .
وهمچنين گفته اند: خداوند كه شهوت را در پسر 15 ساله قرار داده محال است كه براي آن فكري نكرده باشد".
اما آيا واقعا" ازدواج موقت يا همان صيغه راهكار خاموش كردن آتش شهوت پسر 15 ساله است؟ آيا واقعا"اين طرح در جلوگيري از فساد كه ظاهرا" مد نظر ايشان است موثر است؟ آيا اصولا" پسر 15 ساله در زمان ما چيزي از ازدواج چه موقت و چه دائم ميفهمد ؟
آيا واقعا" فرهنگ عامه مردم اجازه چنين برخوردي را ميدهد؟و آيا پدران حاضرند كه دخترانشان اينگونه ازدواج كنند؟ آيا خانواده ها رضايت ميدهند كه پسرهايشان هر از چند گاهي زني را به عنوان همسر به آنها معرفي كند وپس از مدتي ديگري را؟آيا اينچنين علني به هوسبازي پرداختن از فساد جلوگيري ميكند يا فقط با لفاف اسلام و شريعت به آن دامن ميزند؟بهتر نيست به جاي اينكه علنا"جوانان را به چنين ورطه اي بيندازيم به فكر ايجاد اشتغال و فراهم آوردن حداقل امكانات زندگي براي آنها باشيم؟
هيچ فكر كرده ايم اگر حاصل اين ازدواجها فرزندي باشد چه؟ دختر و پسري كه توان اداره خودشان را ندارند با يك بچه ناخواسته چه بايد بكنند؟
سلام
روزهای تعطیل در اغلب کشورهای صنعتی، صرفنظر از آخر هفتهها کمتر از ده روز است و هر روز تعطیل میلیاردها یورو به اقتصاد این کشورها لطمه میزند. برخی معتقدند کشورهایی چون ایران، که بیشتر به درآمدهای نفتی متکی هستند، از تعطیلیها لطمهی کمتری میخورند. با این همه کثرت روزهای تعطیل در ایران چنان است که بحث کاهش آن مدتهاست به طور جدی مطرح شده و گاهي هم كه تعطيلات خارج از تقويم به آن اضافه ميشود ديگر نور علي نور است.مثل سال گذشته كه دولت در اقدامی غیرمنتظره عید فطر را به جای یک روز سه روز تعطیل اعلام کرد. این تعطیلی که با حساب روز جمعه ۴ روز شد به اعتقاد برخی از کارشناسان حدود ۸۰ میلیارد تومان به اقتصاد کشور لطمه زد. البته ضرر و زیان تعطیلیها بیشتر متوجه بخش خصوصی است که میکوشد با طولانیکردن ساعات کار روزانه آن را جبران کند. با این حال مدتهاست بحث کم کردن تعطیلیها مطرح است و در مجلس مدتها بر سر آن بحث بود كه البته هنوز نتيجه قابل توجهي در بر نداشته است.
جداي از تعطيلي زياد در تقويم ما كه بعضي به مناسبتهاي ملي هستند و بعضي به مناسبتهاي مذهبي تعطيلات آخر هفته مان هم با همه جاي دنيا فرق دارد . جمعه كه روز تعطيلي ثابت ماست و پنج شنبه ها هم در بيشتر ادارات و مراكز دولتي و خصوصي تعطيل است و با توجه به تعطيلي پنج شنبه و جمعه در ايران و شنبه و يكشنبه در ديگر نقاط جهان ،در كل ارتباطات ما با كشورهاي ديگر عملا"يك وقفه چهار روزه ايجاد ميگردد كه باز اگر به اين ميزان اختلاف ساعت كاريمان را هم با ديگر نقاط جهان اضافه كنيم شايد در برخي موارد به بيش از چهار روز هم برسيم.در حاليكه چنانچه تعطيلي روز پنج شنبه به روز شنبه منتقل شود ، يك تعطيلي براي مسلمانان (جمعه)،يك تعطيلي براي يهوديان(شنبه)و يك تعطيلي براي مسيحيان(يكشنبه) خواهيم داشت و عملا" يك روز كاري به روابط بين المللي مان اضافه خواهد شد كه چنانچه محاسبات كارشناسانه دقيقتري روي آن انجام گيرد قطعا"سود ريالي آن رقم قابل توجهي خواهد شد.
سلام
اعلام دولت در خصوص كاهش نرخ سود بانكها به 12 درصد با دستور مستقيم رييس جمهور با هدف كمك به اقشار كم درآمد وضعيف جامعه حرف و حديثهاي فراواني داشت كه گمان ميشود اين اقدام به افزايش نرخ تورم و احيانا" ورشكستگي بانكها منجر شود.
نرخ سود بانكها كه در سال گذشته در مورد بانكهاي دولتي 14 درصد و در مورد بانكهاي خصوص 17 درصد بوده است با اين كاهش ناگهاني 2 تا 5 درصدي مسئولان را دچار تنشهاي فراوان نموده است بالاخص كه شوراي پول و اعتبار هم با آن قبلا" مخالفت كرده بود.
پيشتر شوراي پول و اعتبار نرخ سود بانكي را براي سال 86 رقم 14 درصد تعيين كرده بود. ماده دوم آيين نامه اعطاي تسهيلات بانكي مصوب 14/10/62 هيئت وزيران و اصلاحي 12 خرداد 72 تصريح دارد بر اين كه نرخ سود بانكي پس از تصويب در شوراي پول و اعتبار بايد به تائيد رئيس جمهوري برسد تا نهايي شود ،كه اين بار رييس جمهور شخصا"در اين مورد تصميم گيري كرده است و در واقع وجاهت شوراي پول و اعتبار زير سوال رفته است.
بطور كلي در مباحت اقتصاد كلان نرخ بهره يكي از عوامل تاثيرگذار بر جريان پول و سرمايه است ودر اكثر كشورهاي دنيا تفاوت بين سپرده هاي بانكي و تسهيلات بانكي حدود 4درصد است تا تعادل بين عرضه و تقاضا حفظ شود اما فعلا" در اينجار اوضاع به گونه ديگري است.
اگر اين تصميم جهت افزايش زمينه سازي سرمايه گذاري گرفته شده است ،بايد گفت شايد كاهش بهره اگر هيچ متغير ديگري وجود نداشته باشد بتواند به اين امر منجر شود اما در اين شرايط ما ميدانيم كه نداشتن رونق اقتصاد خصوصي،قوانين كار،ماليات،قاچاق كالا ، مقرارت تجاري و... نيز در كاهش سرمايه گذاري و توليد داخلي موثر است و تنها بهره بالاي بانكي نيست كه منجر به كاهش سرمايه گذاري ميشود، اين طرح كارآيي چنداني ندارد.