یک باردیگه مجلس واین بارمجلس هشتم باید برای رای اعتماد به وزراءمعرفی شده ازسوی رئیس جمهور شورکندو درخصوص صلاحیت وزراءکشور، اقتصادو راه درسال آخرکاری دولت نهم تصمیم گیری کند.
عدم وجود امنیت شغلی برای اونائی که دارای کارائی لازم برای مدیریت یک بخش نیستند خیلی خوبه ولی اینکه همه در رعب و دودلی درخصوص اینکه آیا فردا درپستشان (که گذشته از حب مقام که همه دارند و اگرنخواهی داشته هم باشی بالاخره آبرو که داری)باشند و به همین خاطر مجبوربشن آن کاری را بکنند که رئیس جمهور خوشش بیاد نه اون کاری که بانگاه کارشناسی درست است هم چیزخوبی نیست.
مثلا درمورد همین وزارت نیرو کجای دنیا می شه شنیدکه بگویند اگر فلان وزارت خانه خوب کارنکند،ساختمان وزارت خانه را می فروشیم!
طفلک وزراءکه همه نوع حرف را باید بشنوند وسکوت کنن.
واقعا اینطورکارکردن هم انصافا خیلی سخته!
نمی دونم برنامه زنده تلویزیونی رئیس جمهور را درخصوص برنامه دولت برای تحول اقتصادی رو دیدن یا نه.
خیلی خلاصه بگم واقعا وبدون هیچ گونه غرض ومرض،هیچ نکته جدید و خاصی توش نبود.
فقط موضوع یارانه مستقیم رو مطرح شد که این هم ازطرح های بسیارخوب دکتر دانش جعفری وزیر قبلی وزارت اقتصاد بود که زمانی که ایشان درمجلس هم بود بسیار دنبال این کاربود و چون پیش من می نشست بارها هم برای من توضیح داده بود.ومن هم چون فکرمی کردم می تونه طرح خوبی باشه طرفدارش بودم ولی چون بخش عمده ای از مجلس معتقد بودن درسال اول اجرا تورم زا است لذا عملی نشد.
حالا موندم اگه این طرح خوبه پس چرا طراحش رو عوض کردن؟!
درضمن باید بگم که با اجراء اون باید قیمت همه کالا ها اساسی مثل نون و شیر وبنزین و... کاملا آزاد بشه واین اتفاق باعث تورم شدید درسال اول اجراءخواهد شد.ولی پس از سال اول دیگه همه چیز قیمت واقعی داره و دولت می توونه تا چند سال با عرضه یارانه مستقیم به اقشار آسیب پذیر از انها حمایت کامل بکنه یعنی حق به حقدار برسه.اما مشکل عمده درسال او ل اجراست که ممکنه با تورم ۴۰ یا ۵۰ درصدی باعث مشکلات بسیار برای اقشار ضعیف بشه.
البته فکرکنم اونطورکه طرح شد احتمالا این طرح نزدیکی های انتخابات سال آینده یعنی اواخر امسال اجرا می شه و اول پول به حساب مردم ریخته می شه و اونطور که گفتن اونا تا چهار ماه اجازه برداشت ندارن و بنابراین تورم اولیه رو نداره و فقط مردم احساس می کنن پولدارشدن ولی قیمت کالا ها بعد از انتخابات ریاست جمهوری آزاد می شه.
یعنی...!
بقیه موضوعاتی هم که مطرح شد مثل اینکه مردم باید مالیات بدن و یا یارانه ها به افراد نیازمندش نمی رسه و خونه باید ساخته بشه و... هم که سالهاست همه می گن...
سلام
هفته گذشته یک پیام کوتاه ازطرف یکی ازدوستای قدیمی که الآن دریکی ازارگان های نظارتی فعاله اومد که دراون نوشته شده بود:
"شنیده می شود امیررضا خادم یک زمین حدود 5 تا 8 هکتاری را به مبلغ 25 میلیارد ریال خریداری کرده است"!
مطلب روکه خووندم زیاد توجهی نکردم چون ازاین نوع شایعات درنوع های مختلفش چه درمورد خودم وچه درمورد دیگران زیاد شنیده ام وبه همین خاطرلزومی هم به عکس العمل نبود.
چند روزگذشت.شنبه سرکلاس تدریس دردانشگاه بود که یکی دیگرازدوستانم که این یکی روهمین یکی دو ساله ایام مجلس شناخته ام تماس گرفت وهمون موضوع روبا همون واﮊه ها مطرح کرد!تازه یک چیزدیگه هم گفت.
می گفت،کسی که این خبر رو بهش داده تاکید کرده که زیاد با من د مخورنشه چون برای آینده کاریش ایجاد مشکل خواهد کرد وبد نامی داره!البته اینوهم گفته که خبرش ازیک منبع مطمئنه و...
این یکی ناراحتم کرد!چون معلوم بود که این دیگه فقط یک شایعه گذرا نیست وطراح هم اونقدرنفوذ داره وهم اونقدرپی گیره که توونسته درظرف چند روز این مسئله رو درمیان بخش های نظارتی واجرائی کشورشایع کنه!
لذا به ازهردویشون خواهش کرده ام ببینن خبرازسوی چه کسی به راویان رسیده به امید اینکه شاید بشه به نوعی منبع خبرروپیدا کرد.
اما نکته دیگه ای که به اونا گفتم وقصد ازطرح این مطلب دراینجا هم هست اینه که چرا باید تمکن مالی اونقدرمذموم، نا صواب وحتی منکرشده باشه که رفاقت با یک نفرکه فعالیتی اقتصادی کرده باعث بد نامی افراد بشه وبرای خراب کردن دیگران شایعاتی این شکلی روطرح کنن؟!
آیا انجام یک کاراقتصادی سالم وشفاف بهتره یا کاربرخی افراد ویاگروه های سیاسی فعال درکشورکه درزمانهای مختلف به خصوص زمان انتخابات خرج های میلیاردی می کنن ولی هیچ مشخص نمی شه این همه هزینه ازکجا تامین می شه؟!
اگه کمک های دوستا وطرفداراست، یکی نیست بپرسه مگه این دوستا چقدربرای رضای خدا ویا علاقه وتعصب جناحی می توونن بدون هیچ گونه چشم داشتی!هرنوع هزینه ای روتقبل کنن ودرآخرهم درصورت برنده شدن گروه مورد حمایتشون فقط به اونا تبریک بگن وبراشون آرزوی موفقیت وارائه خدمت صادقانه کنن وبرن دنبال کارشون تا سری بعد؟!
واگه کاراقتصادی درکنارکارهای سیاسی توسط این افراد،احزاب ویا گروه های انجام میشه ،چرا به صورت شفاف عنوان نمی کنن تا کارسالم وکسب درآمد ازراه منطقی وحلالشون روهمه درجریان قراربگیرن وضمن ایجاد اعتماد بیشترمردم به فعالان عرصه سیاست وفرهنگ، الگوئی باشن برای دیگرانی که می خوان یک کارسیاسی یا فرهنگی تشکیلاتی بدون وامدارشدن به کانون های قدرت وثروت انجام بدن؟
مشکل اینجاست!که بجای پرداختن به این مسائل، عده ای که معلوم هم نیست چه کسانی هستن،به دنبال تخریب نه تنها چهره های عاشق خدمت بلکه دراصل به دنبال منحرف کردن حساسیتهای عمومی ازمسائل ریشه ای واساسی همانند حمایت ازکارسالم وشفاف اقتصادی،سیاسی،فرهنگی به سوی مسائل سطحی وبازدارنده رشد اجتماعی ازطریق سوء استفاده ازاعتقادات مذهبی ودینی مردم وسوق دادن این تفکرات به سمت تعصبات مخرب وبازدارنده هستن.
امیدوام بتوونم اتنشاردهنده این شایعه روپیدا کنم...
دیروز رئیس جمهور محترم به مجلس آمد.
به مجلس آمده بود تا از لایحه بودجه سال آینده دولت دفاع کند.
فکر کنم برای اولین باربود که رئیس دولت درفصل بودجه،خود برای دفاع از بودجه پیشنهادی دولت دوباربه مجلس بیاید.
این کارنشاندهنده پرتلاشی ایشان و اعتقادیست که به کارش دارد.
خیلی خوب و قابل احترامه و قابل تقدیر.
اما ایشان در کنار توضیحات مبسوطی که درخصوص اشکالات وابهاماتی که به بودجه مطرح بود و این نظرات ازمنظر افراد گوناگون تعابیر گوناگون هم دارد ارائه کرد،تابخواین هرچی مشکل تو کشوره رو هم به گردن مجلس و مصوباتش انداخت.
آقای احمدی نژاد با تبحری که درفن سخنوری دارد و جامعه هدفش که همون جامعه رای دهنده هستند را هم به خوبی می شناسد،آنچنان مسائل گوناگون اقتصادی و اجتماعی را دربخش ضعفهایش را به گردن مجلس و دولتهای قبل ،وکارها و تلاشها را کار دولت نهم عنوان کرد که نماینده ها همینطور مانده بودن چی بگن!
ایشان مشکلات بنزین را مصوبه مجلس و مجاب کردن دولت به اجراء عنوان کرد و کار دولت را انجا م کار عظیم عمل به آن.
۲٪ ازدرآمد های نفتی را که دولت می خواسته به مناطق نفت خیز بدهد ومجلس آن را کم کرده و بخشی از آن را به گاز روستائی و...اختصاص داده .(البته فقط قسمت اولش که مجلس نگذاشته این پول را به مناطق نفت خیز بدهد را گفت وبقیه را نگفت!)
و...
البته تعدادی سوال، توسط نماینده ها هم به ایشان داده شد که براساس همون آئین نامه ای که اجازه صحبت به ایشان درفضای بودجه را داده به نماینده ها هم اجازه سوال را داده اما ایشان عنوان کرد که این سوالات را بعدا نماینده ایشان جواب می دهد ورفت!
سوالات اما کاملا مرتبط به همون مسائلی بود که ایشان طرح کرد.
ازایشان پرسیده شده بود که اگر به مصوبات مجلس عمل کرده اند براساس چه مجوزی دولت بارها ازحساب ذخیره ارزی برداشت کرده؟!
مصوبه مجلس درمورد بنزین،توزیع بنزین آزاد هم بوده تا مردم کمتر با مشکل روبرو شوند،چرا اجراءنشد؟!
...
جالبه که همه این مسائل در شرایطی طرح می شه که نماینده ها در آستانه انتخابات هم هستند و...
سلام
داشتم "مجموعه آثار"دکتر شریعتی رو میخوندم به مطلبی برخوردم که فکر کردم گذاشتنش روی صفحه وبلاگ خالی از لطف نیست و مثل دیگر نوشته ها و مطالب دکتر خیلی هم خوندنیه.به خصوص که برخی دوستان تو قسمت نظرات بر کمتر سیاسی نوشتن اصرار کرده بودند.
حالا نوشته دکتر رو بخوانید:
"تاریخ اسلام از آغاز این اصل را ثابت کرده که اسلام هر گاه رویاروی با دشمن درگیر بوده است همیشه پیروز بوده است اما هنگامیکه دشمن جامه دوست در بر میکند و شرک و فساد ردای تقوی میپوشد ، اسلام در اوج جلال و شکوه شعائر و ظواهرش از درون مسخ میشده و حقیقت و حیاتش را از دست میداده و پاکترین و صمیمی ترین یاران و رهبرانش به شمشیر خودی قربانی میشده اند.
هیچ تاریخی دردناکتر از تاریخ اسلام نیست .مذهبی که همیشه در بیرون بر بیگانه پیروز میشد و در خانه از آشنا شکست میخورد.مگر نه اینست که پیشوایان راستین اسلام بدست پیشوایان دروغین یا همگی کشته شده اند و یا مسموم.اگر "شبه روشنفکران" توانسته اند در محو ایمان مذهبی و اسلام موفقیتهایی بدست آورند و با وسائل رسانه ئی شان شکارهای بسیاری از نسل جوان و تحصیلکرده های ما را صید کنند ، توفیقشان را یکسره مرهون نقش ماهرانه شبه روحانیون هستند که با اجرای نمایشنامه مسخ اسلام این نسل را از مذهب رم داده اند و همدستان بظاهر مخالفشان در آن سوی تماشاخانه فراریان را صید کرده اند واین همانست که کارگردان اصلی هر دو صحنه میخواسته است!
سلام
شنیدین خانم فاطمه گودرزی بازیگرتوانای سینما برای شرکت درانتخابات دورهشتم مجلس قراره کاندیدا بشه؟
فکرکنم درصورتی که ایشون به نوعی درجائی کاراجرائی هم کرده باشه،درصورت انتخاب شدن،حداقل نفعش برای جامعه بزرگ هنری ودرمجموع برای کل بخش فرهنگی مناسب باشه وبا توجه به شناختی که ازاین حوزه داره ومتاسفانه تصمیم سازان وتصمیم گیران ما هم بسیارغافلند ازتاثیرات سینما وتئاتردر زمینه های مختلف،شاید حضورامسال خانم گودرزی باب خیری باشه برای فعال ترشدن این بخش.
نظرشخصی خودم را هم که بارها گفته ام.من با توجه به شناختی که ازاهالی ورزش وهنرداشته ویا پیدا کرده ام معتقدم درمیان فعالین این حوزه ها،کسانی که توانائی اثرگذاری ومفید بودن رو داشته باشند،بسیارند.به عنوان مثال درهمین عالم سینما وکلا هنرهای نمایشی دراین چند سالی که درکمیسیون فرهنگی ارتباط کاری بیشتری با خیلی از اونا دارم،تصورمی کنم زیادند افردی که درصورت ورود به صحنه اجراء،قطعا اگربهترازخیلی ازمتولیان امروزفرهنگی کارنکن،بدترهم نخواهند بود.بنابراین امیدوارم همه اونائی که به نوعی فکرمی کنن کاری برای کشورشون می توونن انجام بدن وارد میدون بشن وازاون مهمترموفق به انجام صادقانه خدمت و...
البته کارهم فقط رفتن به مجلس ودولت و... نیست.ساختن یک فیلم خوب گاهی بسیارموثرترازکارده تا وکیل و وزیرمی توونه باشه.
شنیدم امروز همایشی با نام "اتحاد ملی- راهبردها و سیاستها" با حضور و سخنرانی آیت ا... هاشمی رفنسنجانی و عده ای از سیاسیون از جناح ها و احزاب مختلف- اساتید دانشگاه و صاحبنظران ومحققان در مرکز تحقیقات استراتژیک و با همکاری مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شده و گویا هدف از برگزاری این همایش ملی،بررسی راهکارهای علمی و آکادمیک جهت نیل واقعی وعملی به اتحاد ملی بوده است و ظاهرا " تمام سخنرانان این همایش همگی بر لزوم ایجاد اتحاد هرچه بیشتر بالاخص در انتخابات آتی بین تمام قشرهای مردم و حتی قومیتهای مختلف داشته اند و هر یک به نوعی سعی در بر شمردن محورهای مشترک عینی و ذهنی میان مردم ایران داشته اند تا از این رهگذر هر چه بیشتر لزوم اتحاد ملی را به اثبات برسانند.
اکثر سخنرانان و حاظران متفق بوده اند که اتحاد ملی و جلوگیری از تضاد به این معنا نیست که اختلاف نظر نباید باشد (که اگر نباشد مفهوم دموکراسی و آزاد اندیش زیر سوال است ) اما همه به خوبی میدانند که اختلاف سلیقه با عناد و تفرقه بسیار متفاوت است و آنچه در این همایش بر آن اصرار و ابرام بوده از بین بردن تعارض و عناد است نه اختلاف نظر. اما اگر واقعا" اینهمه سیاستمدار و سردمدار و محقق ونخبه "اتحاد ملی" را به عنوان اصل قبول دارند اینهمه عناد و تفرقه از برای چیست؟اگر اصولگرا و اصلاح طلب و رییس مجلس خبرگان رهبری و....با تمام وجود به وحدت ملت معتقدند پس اینهمه آوار مصیبت که ناشی از عدم همدلی و اتحاد بین مسئولین رده بالای مملکت بر سر مردم هوار است چیست؟
سلام
گاهی بعضی ابیات اونقدربا معنا وداری مصادیق مشخصند که با بیان اونا،دیگه نیاز به توضیح درمورد باقی جریان ضرورت نداره ومخاطب کاملا متوجه منظورآدم می شه.
یکی ازاین ابیات همین بیت
"مدعی خواست که ازبیخ کند ریشه ما
غافل ازآنکه خدا هست دراندیشه ما"
است.مصداقش هم خیلی روشنه.حضوررئیس جمهورایران دردانشگاه کلمبیا امریکا وباقی قضایا.
شاید اگربخوایم مسئله روازمنظردیپلماتیک مورد نقد قراربدیم،ایرادات واعتراضات اساسی به مدیریت دیپلماتیک ما وارد باشه که چگونه بدون مطالعه درمورد وضعیت وجومحل حضوررئیس جمهور،ایشان را واردچنین فضای پرتنشی می کنن و...اما اززاویه دیگه ودرنبود چنین توان دیپلماتیکی،وقتی که به صحنه سازیها وبرنامه ریزیهای رئیس دانشگاه کلمبیا نظری می اندازیم ونتیجه حاصله،اون وقته که به مصداق بیت بالا بیشترپی می بریم وبه وضوح لطف الهی روشاهدیم وضرورتی به توضیح بیشتررو لازم نمی دانیم.
ازسوی دیگه، اگرکمی ازمنظرسیاسی هم بخوایم به مسئله نگاه کنیم،باید اذعان داشت که وقتی گفته می شه امریکائی ها وشاید اروپائیها هنوزشناخت درست وقابل اعتمادی ازجامعه وفرهنگ ومرام ایرانیها ندارن، حرف گزافی نیست!چراکه به نظرمن اگه صحنه سازان این واقعه کمی اطلاع ازوضعیت ایران وشناختی ازبسیاری ازآداب ایرانیان داشتن به راحتی می تونستن بفهمند که تخریب به این شیوه به امید برآشفتن سخنران یعنی رئیس جمهور،کاری کاملا احمقانه وبی حاصله واین واقعه به مصداق بیت بالا،با لطف خداوندی فقط فراهم کننده موقعیتی استثنائی برای دکتراحمدی نژاده،تا ازاین طریق بتونه پیامشو به گوش حداقل 500 میلیون نفرشنونده این برنامه درسراسرجهان برسونه.
جهانی که زیرسلطه قدرت خبری وتبلیغاتی امریکا واسرائیل و...،تقریبا هیچ صدای دیگه ای امکان شنیده شدن رونداره.
اما علت اینکه معتقدم هرمقام ایرانی که جای رئیس جمهورهم بود تقریبا همین عکس العمل روازخود بروزمیداد واین رفتاری برآمده ازفرهنگ ایرانیه،اینه که تقریبا توکشورما مسئولی رونمیشه یافت که درجائی درحال خدمت باشه وهرازچند گاهی با اعتراضات وبرخوردها ی منصفانه وغیرمنصفانه این چنینی روبرونشه!
همین رئیس جمهورفعلی یعنی دکتراحمدی نژاد، جدای ازاینکه کاردرست یا قابل نقدی روانجام بده آیا روزی رو به یاد دارین که دراین دوساله ازجاهای مختلف زیرهجوم نقدهای درست ونادرست قرارنداشته باشه ویا رئیس جمهورقبلی یعنی آقای خاتمی روکه به یاد دارین. کم با انتقادات کوچیک وبزرگ روبرو بود وهر روز درحال پاسخگوئی!
متاسفانه این یک رفتاردرنظام اجرائی کشورما شده وخوب یا بد متاثرازاون به قول معروف" کتک خورمسئولین اجرائی ما هم ملس شده!" وزیاد تحت تاثیراین هجمه ها قرارنمی گیرن!
حالا اینکه این اتفاق خوبیه یا بد،موضوعی مجزاست که نیازبه بررسی درجای خودشوداره ولی دراون دانشگاه امریکائی،طراحان ازحربه ای استفاده کردن که کاملا برای ما آشنا وپاتک یا بدلش هم تمرین شده بود واین ازیک سو ناآگاهی دشمن ازواقعیات جامعه ایرانی رومیرسونه وازسوی دیگه لطف خداوند دراین اتفاق رونمایان می کنه...
سلام
این هفته برای ما هفته سرکشی به مناطق درحوزه انتخابیه است.
حتما شنیده اید،مجلس هرچند هفته یک باربرای حضور نمایندگان درحوزه انتخابیه شون وبررسی مسائل اونجا،جلسه علنی نداره واین هفته یکی ازاین هفته ها ست.
البته این وضعیت برای ما که نماینده تهران هستیم وحوزه انتخابیه مون هم پایتخته وچه مجلس جلسه علنی داشته باشه وچه نداشته باشه ما درگیر مسائل حوزه مون هستیم(البته راستش به اندازه وکیفیت نما ینده های شهرستانی درگیرمسائل ریزحوزه نیستیم)زیاد فرقی زیادی نمی کنه.اما اگرقرارباشه به مناطق پیرامونی تهران که کم هم نیست سرکشی داشته باشیم،اکثرا همین هفته تعطیلی جلسات علنی باید بریم.
دیشب من هم درهمین ارتباط دیداری ازبخش حسن آباد داشتم.منطقه ای که درفاصله 40کیلومتری تهران درکنارفرودگاه امام البته درستش اینه که بگم فرودگاه درکناراین شهرواقع شده است.
دراین بازدید به صورت کاملا مستند وغیرقابل باورشاهد منطقه ای درمجاورت پایتخت هستی که ازداشتن حداقل امکانات زندگی نیزکم بهره است.با حدود 50هزارجمعیت ساکن درمنطقه،یک درمانگاه شبانه روزی ندارد!گفتم درمانگاه تا یک وقت سراغ بیمارستان رونگیرین!با مشکل شدید آب روبروهستند.شهردارموفقشون می گفت:"اینجا برق مردم به باد بستگی داره وآب مردم به برق!چون اگه بادی بیاد وباعث مشکلی برای سیمهای برق بشه،این مشکل باعث قطع کل سیستم می شه وچون کلیه چاه ها ی آب هم برقیند،بنابراین آب هم قطع می شه وتا زمانی که مشکل برق حل نشه ازآب وبرق هردوخبری نیست!بارها به سازمان برق گفته ایم ژنراتوربرای این چنین مواقعی تهیه کنید،می گن دربودجه مون پیش بینی نشده!و..."
ورزشش هم که جای خود داشت.دعوت توسط مد یرای ورزشی منطقه شده بود وقراربود مسائل اونا روبررسی کنیم،اما امام جمعه وشهرداروشورای شهراونقدرمسائل متفاوتی رومطرح کردن که دیگه مسائل ورزشی جائی برای طرح نداشت ومشکلات اونقدرزیاد بود که کسی دیگه نمی تونست فکرورزش باشه.هرچند که حرفای ورزشی ها روهم شنیدم وبه امام جمعه وشورای شهرودیگرمسئولینشون هم تاکید داشتم د رمنطقه ای که جووناش ازکمترین امکانات برخوردارنیستن، ورزش تنها چیزیه که می تونه باعث سالم موندنشون وجلوگیری ازورود به برخی مسائل مثل اعتیاد وغیره بشه.
بهرحال قرارشده مسائلشون روکتبی کنن وبرام بفرستن تا با رایزنی وصحبت با مجریان دولتی شاید بشه تعدادی ازاونا روحل کرد.اما به واقع هنوزهم برام جای سواله که واقعا چرا وقتی خیلی ازاین کارهاروبه ساده ترین شکل ممکن میشه عملیاتی کرد،نسبت به مسائل اونقدرکم توجهی می شه که یک موضوع کوچک به یک معضل بزرگ تبدیل بشه!؟این مسائل هم دیگه ربطی به رئیس جمهورکی باشه نداره. اینا کارخود مردمه که طبیعتا بایستی توسط من وشما ئی که کارمند ومسئول این بخش واون بخشیم براساس اصول ومسئولیت مشخصی که داریم انجام بشه ولی متاسفانه این نظام بروکراسی اداری آنچنان سیستم امروزبرو،فردابیائی رو ساخته که کمترمی شه کسی روپیدا کردکه کارشو براساس وجدان کاری به صورت اصولی وخدا پسندانه به موقع وسرموعد مقررانجام بده و...
سلام
برای سومین بارطرح تغییر سن رای دهندگان درمجلس مطرح شد.
براساس این طرح که این سری به صورت لایحه دو فوریتی ازسوی دولت تقدیم شده بود،سن رای دهندگان از18 سال به 15 سال کاهش یافته بود.این لایحه ازسوی دولت برای دومین باربود که مطرح میشد.
چند ماه پیش هم علیرغم اینکه درمجلس تازه قانون انتخابات اصلاح شده بود ودرکناربسیاری تغییرات،سن رای دهندها هم 18 سال تعیین شده بود، دولت مجددا پیشنهاد کاهش سن رای دهندگان را به مجلس آورد وبه دلیلی که خواهم گفت،مجلس به این لایحه رای نداد.
اما چند روزقبل برای بارسوم نماینده ها شاهد توزیع برگه هائی بودند که بر روی اونا موضوع کاهش سن رای دهنده ها به صورت دوفوریتی پیشنهاد شده بود!
اینکه دولت با چه انگیزه ای سعی درتغییراین قانون داره ویا تغییراین یک بند ازیک قانون چند صفحه ای تا چه اندازه استراتژیک وتعیین کننده است که برای تغییراون باید شائبه اختلاف دولت ومجلس دوباره حربه ای بشه برای گروه های سیاسی مختلف و...،سوالاتیست که شخصا پاسخی برای اونا ندارم.
اما شاید طرح دیدگاه های موافقان ومخالفان پائین بودن بیش ازحد سن رای دهندگان موضوع را روشن کند.
موافقان کاهش سن رای دهنده ها معتقدند،این طرح باعث افزایش نرخ مشارکت درانتخابات می شه وهمچنین بخش بیشتری ازجامعه را درتعیین تکلیف برای آینده کشورشون دخیل می کنیم ودرنتیجه مردم بیشتروزودتردرجریان مسائل کشور قرارمیگیرن.
ولی مخالفان معتقدن ، پائین بودن بیش ازحد سن رای، باعث غلبه احساس برمنطق درنزد رای دهنده ودرکل، سرنوشت کشورخواهد شد.چون یک نوجوان 15،16ساله درسنیست که به راحتی می شه با احساساتش بازی کرد واین همون نقطه ایست که گروه های سیاسی نه براساس نیازهای واقعی کشوربلکه براساس امیال ومقاصد سیاسی خود سعی دربهره برداری ازاونو دارن.
راستش روبخواین، برای کسی مثل من هم که یک پیشینه محبوبیت متاثرازفعالیتی ورزشی رو داره،پائین اومدن سن رای دهنده ها می تونه مطلوبیت زیادی داشته باشه!چون به هرحال دریک مبارزه انتخاباتی،یکی ازبرگ های برنده فردی وگروهی همین نگاه احساسی و وجود علاقه ای درونی ومجزا ازموضوع رای گیری درمیان رای دهنده ها ست وطبیعتا چهره های ورزشی ویا هنری درمیان عموم مردم به صورت اعم ودرمیان نوجوانان ومدرسه روها به صورت اخص از جایگاه وامتیازویژه ای برخوردارن.
اما باهمه این مطلوبیتها،معتقدم برای کاری با حساسیت واهمیت انتخابات که آینده وسرنوشت یک کشوردراون رقم می خوره،برهمه واجبه که تاجائی که میشه کارها روبراساس منطق وعقل ساماندهی کنن وامکان ورود ابزارهای غیرعقلانی واحساسی روبه اون ندن.
حال اینکه دولت برای سومین بارسعی درطرح موضوع رو داشت وبراساس چه استدلالی برنظرش پافشاری می کنه ومایل نیست ازاین نظرعقب نشینی کنه مسئله ایست که پاسخی براش ندارم.هرچند که با طرح مجدد موضوع ،اونقدرفضای داخل پارلمان مخالف بودکه خیلی زود دولت متوجه عدم امکان رای آوردن لایحه شد ودیگراونومطرح نکرد.
سلام
امروزدر روزنامه" اعتماد ملی" دربخش اخبارویژه اش مطلبی به نقل ازیک سایت خبری درمورد فعالیت تعدادی ازچهره های ورزشی مطرح درشهرستانهای مختلف برای شرکت درانتخابات منتشرشده بود.
برای خیلی ها ازجمله سیاسیون که درحال بستن لیست هستند و ورزشی ها که پیگیرچنین اخباریند،خبرجالبی بود.اسامی افرادی که چنین تصمیمی دارند روهم نوشته بود وبا توجه به ارتباطی که من با تعدادی از اونا دارم باید بگم تقریبا درست هم نوشته بود!
به همین خاطرازصبح یک ریز درحال پاسخ دادن به سوالات تقریبا یک جوردرمورد این موضوع هستم.
اینکه این دوستان چنین قصدی دارن به خودشون مربوطه ولی اینکه مردم درمورد حضورشون چطورفکرمی کنن نکته ایه که من خیلی مایلم بدونم.
چرا!؟خوب چون خودم هم ازمیون همین خانواده وبراساس شناختی که مردم با اسمم داشتن به مجلس وارد شدم وزیادن کسائی که معتقدن تنها علت رای دادن مردم به من یا برادرم هم همین محبوبیت ورزشی بوده ولاغیر.
ولی یک قول دیگه روهم شنیده ام و اون اینکه مردم چون ازکارتو و برادرت درطول این چند سالی که درمجلس و شورا بودین ناراضی نیستن دردوره جدید شوراها به برادرت رای بهترازقبل دادن وبه دوتا ورزشی دیگه هم اعتماد کردن واونا هم به شورا راه یافتن ودرنتیجه می شه امیدواربود که درانتخابا ت مجلس هشتم هم بازبه ورزشی ها اعتماد کنن ورای بدن...
نظرشما چیه؟!
یکی از بلاگرها بر اساس خبری از ایسنا با عنوان"پارتی بازی جهت افزایش سهمیه بنزین " درانتقاد از یک موضوع پیگیری شده از طرف من مطلبی نوشته که در واقع به نظرم تحلیل غیر منصفانه عملکرد من در خصوص نامه به وزیر کشور و لحاظ نمودن سهمیه بیشتر بنزین جهت خبرنگارها و عکاسان بود .در زیر عین مطلب رو نقل میکنم تا نظر شما رو هم بدونم .اما قبلش یه توضیحی بدم و اون اینکه درسته ما نماینده همه ملتیم و نماینده قشر خاصی نیستیم اما به هرحال هر کدوم از ما برای جلوگیری از خلط وظایف در کمیسیون های خاص شرح وظایف مشخصی داریم مگر اینکه نکته ای بسیار ضروری به نظر برسه که بتونیم بدون توجه به شرح وظایف مربوطه در نطق پیش از دستور مطرح کنیم .و من هم با توجه به مسئولیتم در کمیسیون فرهنگی و واقع شدن جامعه ی خبری در حیطه ی فعالیت کمیسیون فرهنگی و ارتباطات گاه تخصصی که با این قشر دارم براساس وظیفه و بنا بر نامه ی درخواست اونها در ارتباط باتوجه به خاصیت شغلی شان و نیازی که به سفرهای متعدد درون شهری وبرون شهری دارن ،عین تقاضای آنها را به مقامات مسئو ل درجهت حمایت از کارشون منعکس کردم و البته اگر درخواستی از مشاغل ذکر شده در مطلب زیر را هم دریافت میکردم حتما" به گوش مسئولین ذیربط میرسوندم.ضمن اینکه هنوز چنین درخواستی را ندادن هم همه ی نماینده ها درحال رایزنی با دولت برای توجه بیشتربه آنها هستند. نویسنده محترم این مطلب که من رو متهم به پارتی بازی برای قشری خاص به خاطر اینکه همیشه هوای منو داشتند ،کرده اند باید بگم که خبرنگاران ورزشی بقول شما ،سالیان قبل در حشر و نشر با من بوده اند ولی خبرنگاران سیاسی و پارلمانی هستند که اینروزها سروکارمون با اونها بیشتره و اصولا" بنده دیگر کمتر دوستانی رو که سالهایی که فعالیت ورزشی میکردم ملاقات میکنم پس اگه اینطور باشه طبیعتا من باید درحال حاضر بیشترهوای این دوستان جدید را داشته باشم و برای به اصطلاح "بده -بستان" اینها که مهم ترند!از سوی دیگه هم باید عرض کنم طفلکی این جامعه ی خبری وخبرنگاری هم همچین خارج از چارچوب همون مستضعفین نیستن و رفتار باهاشون هم که ...
این هم نوشته این بلاگر محترم .
افزايش سهميه بنزين نويسندگان عکاسان و خبرنگاران
"ايسنا؛ اميررضا خادم در نامه اي به وزير کشور افزايش سهميه بندي بنزين نويسندگان، خبرنگاران و عکاسان را خواستار شد. نماينده مردم تهران با اعلام خبر فوق خاطرنشان کرد؛ با درخواستي که از سوي انجمن نويسندگان، خبرنگاران و عکاسان ورزشي براي افزايش سهم سوخت بنزين به بنده رسيده بود، در نامه اي از حجت الاسلام پورمحمدي وزير کشور درخواست کردم تا با توجه به تردد زياد و شغل حساسي که جامعه خبري دارد، نسبت به موضوع، مساعدت ويژه اي صورت گيرد و سهميه ويژه اي به خبرنگاران، عکاسان و نويسندگان جامعه اختصاص داده شود."
*****
هنوز سهمیه بندی بنزین تمام و کمال اعلام و اجرا نشده که سیل پارتی بازیها و به اصطلاح خودشان لابی کردنها شروع شده.خبر فوق نمونه ای از همانهاست.
نماینده ای که خودش از طرفداران پر و پا قرص طرح سهمیه بندی بنزین بود و سال گذشته هم در همین خصوص نامه ای به رییس جمهور نوشته و کلی عدد و رقم ذکر کرد که اگر بنزین سهمیه بندی شده و یارانه اش قطع شود چنین و چنان خواهیم کرد و در واقع از سردمداران پیشنهاد و اجرای این طرح بود زودتر از همه جا زده و برای دور و اطرافیانش تقاضای افزایش سهمیه کرده .حالا چرا میگویم دور و اطرافیان؟چون ایشان بیش از هر نماینده مجلس دیگری با قشر مطبوعاتیها سر و کار داشته اند .البته نه به خاطر وظیفه شان در کمیسیون فرهنگی .بیشتر به علت آشنایی دیرینه شان با خبرنگاران و عکاسان ورزشی که در دوران قهرمانی با ایشان حشر و نشر داشته و بعضا" برای انتخاب یک تیتر پنج بار با خودایشان صلاح و مشورت میکردند.
به هر حال کسانیکه روزگاری برای شخصی بنویسند"امیر کشتی ایران..../خادم ملت ایران..../جهان پهلون خادم و...." خب باید روزی مزد زحماتشان را بگیرند دیگر.این که یک اصل سیاسی است در مملکت ما.اصل بده بستان .
فقط در این اثنا ما متوجه نشدیم جناب خادم که اینهمه داعیه عدالت خواهی و عدالت محوری دارند(در حدیکه دست رییس جمهور را هم از پشت بسته اند) و مخالف با انواع و اقسام پارتی بازیها هستند و اگر شما خدای ناکرده در لحنتان آهنگ رانت و رانت خواری نهفته باشد خونشان به جوش آمده و فورا" به یاد قشر مستضعف و محروم جامعه می افتد چگونه نیاز خبرنگاران و عکاسان برشان مسجل شد و به این سرعت دست به قلم شدند اما نیاز تاکسی ها و آژانسها و مسافرکشها هنوز برایشان در هاله ای از ابهام قرار دارد و نیاز کسبه و دیگر افراد مشاغل آزاد برایشان قابل تصور نیست.مگر نه اینکه به تایید و تاکید خودشان نمایندگان مجلس نماینده همه مردم اند نه قشر و گروهی خاص؟!حالا چه شده که ما هنوز تکلیف تاکسیهایمان و جیره شان مشخص نشده خبرنگاران اولی(اولا) شده اند؟ مثلا" چگونه تردد یک خبرنگاربیشتر از تردد یک نقاش یا لوله کش یا نظافتچی است که روزانه باید به هزار محل سر بزند؟
اگر قرار باشد مازاد سهمیه بندی تا حد عکاسان و خبرنگاران و نویسندگان وسعت پیدا کند و بازه به این بازی تعریف شود آیا سهمیه بندی و صرفه جویی معنایی پیدا میکند و آیا اصلا" شغلی را پیدا میکنید که در این بازه جای نگیرد؟
البته ایشان با رنگ و لعاب فرهنگی ای که به درخواستشان زده اند شاید بتوانند وزیر کشور را متقاعد کنند( البته آنهم قاعدتا" جهت خبرنگاران و نویسندگان طیف اصولگرایان و صد البته مکتبی ها !وگرنه ما توقع نداریم مثلا" خانم مسیح علی نژاد از این سهمیه بهره مند شوند) اما قطعا" پاسخ مردم را نمیتوانند بدهند.
چند روزيست سخنان اخير آقاي متكي وزير امور خارجه در همايش اقتصاد جهاني نقل هر محفلي است و خبرگزاريهاي غربي هم كه به اين اخبار هر چه بيشتر دامن ميزنند، بر انتشارش افزودند.
در اغلب خبرگزاريها از قول آقاي متكي گفته شدكه " هر دانش آموز دبستاني اي هم ميداند كه حذف يك كشور از نقشه جغرافيا شدني نيست."
كه اين خبر ساعتي پس از انتشارش مثل بمب تركيد و صدايش به گوش رييس جمهور هم رسيد و اغلب مغرضان اينچنين تعبير كردند كه منظور آقاي متكي اشاره به سخنان آقاي احمدي نژاد دال بر حذف اسراييل از نقشه است.
البته از آنجا كه ميگويند شنونده بايد عاقل باشد كسانيكه با درايت موضوع را بررسي كردند ميدانستند كه يك جاي كار ميلنگد ، يعني دليلي ندارد وزير يك كابينه در شرايط عادي (و اغلب بهتر از عادي كه بين رييس جمهور و وزير مربوطه حاكم است) چنين حرفي بزند و به اصطلاح چنين متلكي به رييسش بگويد.
اما به هر حال وسعت خبر تا آنجا بود كه آقاي متكي ناچار در پي تكذيب اين خبر برآمد و توضيح داد :
" من در اين نشست مطرح كردم كه هر دانش آموز دبستاني ميداند كه ملتي مثل ملت فلسطين از نقشه جغرافيا حذف شدني نيست.آنچه كه در موردش بحث ميكنيم رژيمي است كه اساس و بنيادش غير قانوني است .او افزود : درباره رژيم صهيونيستي از بعد انقلاب به اعتبارنامه اين رژيم در سازمان ملل راي منفي داديم يعني ما اين رژيم را به رسميت نميشناسيم. "
به هر ترتيب اين موضوع با اين توضيحات جمع شد اما ايكاش مسئولين پيش از هر صحبتي برداشتهاي متفاوتي را هم كه از يك موضوع ميشود بررسي كنند و تا جاييكه ممكن است از گفتن حرفهاي چند پهلواجتناب كنند تا اينچنين بلوا برپا نشود.
سلام
با اینکه بیش ازیک ماه ازآغازبررسی موضوعات متفاوت ومتنوع لایحه ی بودجه می گذره،متاسفانه هنوزسرنوشت قیمت بنزین برای سال 86 قطعی نشده وهر روزبحث جدیدی درمورد نحوی تصمیم گیری،براش طرح می شه.
نکته ی جالب دراین میون،اینه که براساس آئین نامه ی داخلی مجلس وقتی یک مصوبه ی کمیسیون تلفیق درصحن علنی طرح می شه،امکان داره درمورد اون،پیشنهادات متفاوتی مطرح بشه(البته درصورتی که قبلا درکمیسیون تلفیق طرح شده وبه هرعلتی تصویب نشده باشه)اگر رای آورد که جایگزین مصوبه ی کمیسیون تلفیق می شه ولی اگه این نوع پیشنهادات رای نیاره،طبیعتا،همون مصوبه کمیسیون به عنوان قانون فرض می شه واز اون می گذریم.
خوب،این اتفاق برای پیشنهادات مربوط به تبصره ی 13 که تبصره ی مربوط به بنزینه،هم افتاد وهیچکدوم از پیشنهادات،رای نیاورد وبنابراین ازاین بند تبصره گذشتیم وبراساس اون قیمت بنزین داخلی 100 تومان شد واضافه براون،وارد وبه قیمت منطقه ای یعنی حدود300یا400تومن عرضه شود وماشینهای دولتی هم اجازه ی استفاده ی ازبنزین 100تومنی ندارد وباید به قیمت آزاد بخرند.
همونطورکه گفتم،با این مکانیسم،دیگه امکان بازگشت به این بند نباید باشه.اما،درکمال تعجب،برآمده ازاعتراضات گوناگون والبته متاثر ازصحبتهای آقای الهام سخنگوی،محترم دولت که گفته :"دولت با هرنوع افزایش قیمت بنزین مخالف است!"همکارای من درمجلس هم ناراحت ازاین نوع موضع گیری دولت می گن:"دولت می خواد توپ رو بندازه توزمین مجلس ودرسال دیگه با توجه به احتمالاتی که درمورد گرونی بیشتربا توجه به سیاستهای اقتصادی دولت متصوره،بنابراین بگه چون مجلس قیمت بنزین روگرون کرد،دیگرکالا ها هم متاثرازاون،گرون شده"
اما اگه نظرمنوبخواین،معتقدم به فرض درست بودن این استدلال بازهم ماموظفیم براساس برآوردمون عمل کنیم.حتی اگه مردم هم به هردلیلی ازما ناراحت وازتصمیمی که با نیت مصالح ملی گرفته ایم درکوتاه مدت گله مند بشن.
به هرحال،حسابی این حرفا جومجلسوملتهب کرده وبه همین خاطرهم هرزمان شاهد طرح پیشنهادی جدید هستیم.البته دراین بین،افرادی هم مثل دکترتوکلی و...نظردیگه ای دارن،به این شکل که معتقدن بنزین باید سهمیه بندی یا همون کوپنی خودمون بشه.با توجه به شرایطی هم که داره پیش می ره ،احتمال تحقق این یکی هم میره!
نهایتا،فقط امیدوارم بتوانیم تصمیمی منطقی که آینده ی کشورهم متاثرازاونه روبگیریم.
مدتیست،با نزدیک شدن به سال جدید،موضوع تغییرساعت رسمی کشوربه چالشی جدید میان موافقان ومخالفان این طرح تبدیل شده است.بعد ازتصویب قانون" ساعت شروع به کاربانکها"(که ازنظرنگارنده درشان مجلس نبود ومی بایست با سعه ی صدربیشتردرهمان دولت تصمیم گیری می شد) حال در ورود به یک موضوع جدید که اتفاقا درداخل آن هم کلمه ی"ساعت"به کار رفته است،اما تفاوتی اساسی با مصوبه ی فوق الذکرداشته ومسئله ای ملی محسوب میگردد،مجلس درتلاش است تا کمترین ذهنیت بابت ایجاد یا تصوراختلاف میان دولت ومجلس دراذهان عمومی بجای گذارده شود.
لذا،بنظرمیرسد بهترین راه حل این مسئله رجوع به دیدگاه کارشناسان وخبرگان مرتبط می باشد که درذیل به برخی ازاین نظرات اشاره خواهدشد.
به صورت کاملا ملموس،بیشترین بار مصرف انرزی درساعات اولیه شب یعنی تقریبا ازغروب آفتاب تا حداکثر 11 شب می باشد.غروب آفتاب در شش ماهه اول سال به طور متوسط حدود ساعت 7 ونیم بعد ازظهراست. بنابراین مدت زمان بیشترین بارمصرف دراین شش ماه،حدود 3 ونیم ساعت می شود.حال اگرساعت رسمی کشوردراین شش ماه به میزان یک ساعت جلوبرود،به این معنا که غروت آفتاب ازساعت 7 و نیم به 8 و نیم بعد ازظهرتغییریابد،ما توانسته ایم ازاین طریق زمان 3 ونیم ساعته ی پر مصرفی را به 2 ساعت و نیم کاهش دهیم.
با توجه به اینکه یکی ازاصلی ترین مشکلات مبحث صرفه جوئی درمصرف انرزی،همانا کاستن ازحجم فشاروارده برنیروگاه ها در زمان پرمصرفی می باشد،لذا تغییرساعت درششماه اول هرسال،درکاهش این حجم بارموثرخواهد بود.
مطلب بعدی،کل میزان صرفه جویی انرزی درطول مدت شش ماه است.توضیح آنکه هرچند با توجه به بلند ی طول روز و روشن شدن زودترهوا،این تغییر ساعت تفاوتی درمیزان مصرف انرزی صبحگاهی ندارد،اما همان طورکه درفوق گذشت،تغییرساعت باعث کاهش مصرف انرزی شبانگاهی می شود. براساس نظرات کارشناسی شده ومتفاوتی که دراین مورد صورت پذیرفته است،رقم ریالی این صرفه جوئی درشش ماه،بین 1000 تا 3500 میلیارد ریال می باشد.چنان که دربدبینانه ترین حالت،هریک درصد صرفه جوئی انرزی متاثرازتغییرساعت،600 میلیارد ریال صرفه جوئی ریالی حاصل می گردد.لذا،با توجه به گزارشات اراده شده ازتاثیرات این تغییربرصرفه جوئی انرزی ومالی،هیچ برآوردی کمترازیک ونیم درصد کاهش مصرف وجود ندارد.یعنی درنازلترین حالت،همانطورکه گفته شد،1000 میلیارد ریال صرفه جوئی قطعی می باشد.
نکته ی دیگری که باید به آن اشاره نمود،فرهنگ مصرف درجامعه ی ایرانی می باشد.به این معنی که مردم ما عادت کرده اند حداکثراستفاده وگاه استفاده ی غیرضروررا ازاقلام متنوع انرزی بنمایند.البته یکی ازعلل این عادت،ارزان بودن انرزی درکشوروپرداخت یارانه ی قابل توجه بابت آن توسط دولتها بوده است ولی به هرجهت این نوع ازاسراف درکشورما نهادینه شده است.لذا،یکی از راهکارهای کاستن غیرمحسوس ازمصرف بالا، طرح تغییرساعت بوده است والبته نتیجه ی آن نیزمثبت ارزیابی می شود.
البته دیدگاه دیگری هم درارتباط بااین موضوع وجود دارد.چنانکه،عده ای معتقدند:"به فرض تاثیرمثبت تغییرساعت برصرفه جوئی انرزی،نباید با این کارباعث اختلال در زندگی مردم شویم!بهتراست به جای تغییرساعت رسمی کشور،ساعت شروع بکارمردم را تغییردهیم."
اگربخواهیم این دیدگاه را مورد نقد قراردهیم،طرح چند نکته ضروری بنظرمیرسد.این نکات عبارتند از:
اولا،تجربه ی کوتاه مدت تغییرساعت کاری درابتداء سال 85،که اصلی ترین آن تغییرساعت شروع به کارمدارس بود،تجربه ی موفقی بنظرنمی رسد.چراکه این اتفاق باعث کاهش ساعت استراحت گروه سنی کودکان،نونهالان ونوجوانانی شد که دراین سنین بیش ازبسیاری ازمراقبتهای خاص دوران رشد،نیازمند خواب خوب وکافی می باشند.درصورتی که تغییرساعت کارمدارس باعث بیدارشدن زودترآنان درصبح وعدم تغییرساعت به بالین رفتنشان درشب می شود.این حالت برای بزرگسان نیزبادرصد تاثیرگذاری کمترترصادق است.
ثانیا،همان طورکه دربالا اشاره شد،مسئله ی اصلی دربحث انرزی،کاستن ازبارمصرف درشامگاهان می باشد.لذا، تغییرزمان شروع به کارروزانه،تغییری درمیزان مصرف انرزی ندارد.
ثالثا،ایجاد اختلال دربرنامه ریزی زندگی مردم به عکس نظرفوق زمانی اتفاق می افتد که مردم ساعت شروع واتمام کارشان درهر شش ماه متفاوت با شش ماه قبل باشد.درحالی که با توجه به تغییرساعت رسمی درابتداء سال وعید نوروز،تقریبا کسی متوجه ی این تغییردرروند زندگی نمی شودوخیلی سریع به آن عادت می کنیم.(هرچند اگرمسئله ی صرفه جوئی درمصرف نبود،طبیعتا،همان روال عادی زندگی بهترین روش می توانست باشد.اما...)
موضوع دیگری که درمخالفت باتغییرساعت عنوان می شود،مسئله ی ساعت شرعی یا زمان اذان ظهرمی باشد.دراین مورد چون امکان دارد مسائل خاص شرعی وجود داشته ونگارنده ازآن بی اطلاع باشد،لذا،ابهامات خویش را درقالب چند سئوال طرح .باتوجه به این که همه می دانند،وقت 1.نمازصبح،ظهریا مغرب،منوط به زمان طلوع،زوال وغروب آفتاب می باشد،نه ساعت قراردادی تعیین شده توسط انسانها.آیا می توان بااین استدلال که ظهرشرعی درتهران حدود ساعت 12 ظهراست و تغییرساعت رسمی باعث قرارگرفتن این وقت شرعی درساعتی دیگرمی شود،اصل صرفه جوئی ومصالح امت اسلامی را نادیده گرفت؟آن هم درشرایطی که وقت اذان،فقط مربوط به بخشی از کشورمی شود ودیگرمناطق کشورمانند مشهد ویا ارومیه،شرایطی متفاوت با تهران دارند؟
2.اگراین زمان آنقدر مهم است،چرا ما برخلاف بسیاری ازکشورهای مسلمان،تاریخ خودرابراساس تاریخ قمری محاسبه نمی کنیم؟درحالیکه بنظر،تاریخ قمری ویزگیهای مهمتری نسبت به تعصب برتطابق وقت اذان ظهربا ساعت قراردادی ساخت انسان داشته باشد.
3.دردین ما تاکیدات بسیاربرسحرخیزی شده است.حال با بلند شدن روز وهنگام اذان صبح وهمچنین طلوع آفتاب،آیا بهترنیست راهکاری اندیشه شود که فاصله ی بین نمازصبح وشروع به کارروزانه کاهش یابد تاازاین طریق هم اززمان روشنی هوا حداکثراستفاده را بکنیم وهم احتمال قضا شدن نمازصبح مومنان کاهش داده شودو...
دیدگاه دیگری نیزوجودداردکه براین باوراست"با توجه به تغییرساعت دراروپا،اگرماساعت راتغییرندهیم،باعث می شود اختلاف ساعتمان با اروپا کاهش یابد وهمچنین این کاردراروپاهم باچالش روبروست ودرچند سال پیش،درفرانسه بحث مفصلی درمورد عدم تغییرساعت بوده است."
درپاسخ به مطلب نخست،باید عنوان شود که اولا،ارتباط ما فقط با اروپا وکشورهای غربی نیست.بسیاری ازکشورهای شرقی ایران و...نیزساعت رسمی شان را تغییرمی دهند.ثانیا،اگرواقعا دغدغه ی هماهنگی با دیگرکشورها وجود دارد،چرا تاملی برتغییرتعطیلی نیمه وقت یا کامل روزهای پنجشنبه،وانتقال آن به روزشنبه نمی شود تاازاین طریق یک روزتعطیلی کشوربا دنیا هماهنگ ترشود وبه جای 4 روزاختلاف،به 3 روزکاهش یابد.(ما پنجشنبه وجمعه تعطیل هستیم وکشورهای دیگرشنبه ویکشنبه)
درمورد بحث عدم تغییرساعت دراروپا نیزهمانطورکه دربالا به آن اشاره شد،فرهنگ مصرف بی رویه درکشورما وارزان بودن انرزی درایران،مسئله ایست که به هیچ وجه دردیگرکشورها وجود ندارد وبه همین خاطرباید گفت،به فرض عدم وجود چنین طرحی دردیگرکشورها نیزدرایران این کاربا توجه به وضع موجود باید اتفاق بیفتد.
درنهایت،امیداست،دولت محترم نیزدرصورت وجود نظرات کارشناسی متفاوت ویا مغایربا موارد فوق،اذهان عمومی ومجلس را نسبت به عدم وجود تفاوت قابل توجه درصرفه جوئی انرزی،قانع نماید ویا درصورت تائید آنها،به نحوی ارزنده به تصمیم گیری دراین ارتباط پرداخته واجازه ی اتلاف انرزی وحدررفتن سرمایه های ملی را ندهد.
سلام
درپست قبلی،توضیحاتی درمورد وضعیت منطقه ی تنگه ی بلاغی وسد سیوند دادم.
واینجا،ادامه ی مطلب
چارشنبه داخل جلسه ی علنی مجلس بودیم.حدود ساعت 11،دکتر افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی،اومد پیشم وگفت:بعئ ازپایان جلسه،میری دم درب مجلس؟!یه تعداد ازفعالان در زمینه ی حفاظت ازآثارباستانی برای اعتراض اومدن جلو مجلس ومی خوان درمورد جلوگیری از آبگیری سد سیوند با نماینده ها صحبت کنن.تودرجریان کامل موضوع هستی،میری با اونا صحبت کنی؟...
رفتم دم درب.حدود200 /300 نفری بودن.زیربارون ایستاده بودن وبا عشق وانگیزه ای مثال زدنی،درحالیکه ناامید ازاومدن نماینده ها بنظرمی رسیدن،داشتن بیانیه ی پایانیشون رو می خوندن.می خواستم به میانشون برم که یکی از ماموران نیروی انتظامی،که البته رئیسشون هم بود،اومد جلو وگفت که به میون اونا نرم!چون درحال متفرق شدنن وبا رفتنت،دوباره جمع میشن و ممکنه مشکلی پیش بیاد!چون...
رفتم بینشون.هرکدوم یک چیزی میگفتن...
نهایتا،قرارشد،درهفته ی آینده،جلسه ای باحضورمسئولین سازمان میراث وکارشناسای مخالف آبگیری،به نمایندگی ازسوی n.g.oها،درمجلس برگزارکنم .البته یک قول ازشون گرفتم که اگه راستشو بخواین،زیاد امیدوار نیستم بهش عمل بشه!قول دادن نماینده ها،کاملا بی طرف وفقط با اسناد کارشناسی بحث کنن.نه با این ذهنیت که نتیجه ی جلسه حتما باید ممانعت ازآبگیری باشه.
امیدوارم که حدسم اشتباه باشه وآرزو می کنم راه حلی پیدا بشه که هم بشه آثارباستانی رو حفظ کرد وهم ازسد استفاده ی مناسب نمود.چون مردم منطقه هم خیلی نگران و منتظر راه اندازی سد هستن.
در ضمن،۲شنبه ساعت ۱۳:۲۵درهمین مورد میزگردی با حضورمسئولین سازمان میراث و وزارت نیرو،در برنامه ی ساعت ۲۵ شبکه جوان رادیو، خواهم داشت.
سلام
این چند روزه جاهای زیادی رفته ام. دیشب(پنج شنبه شب) هم رفته بودم مراسم سالگرد افتتاح روزنامه ی اعتماد ملی .
هرچی)به اصطلاح سیاسیون(،اصلاح طلب بخواین اونجا بود،ازآقای کروبی،صاحب امتیاز روزنامه و ملقب به شیخ اصلاحات گرفته تا محمد رضا خاتمی دبیرکل اسبق حزب مشارکت وابطحی و مسجد جامعی و...وهمین طوربسیاری از روزنامه نگاران معروف وخبره.
من اواخربرنامه رسیدم وبه همین خاطر زیاد درجریان حرفایی که زده شد نیستم اما درهمون زمان کم هم فضای حاکم برجلسه روکاملا سیاسی وجناحی دیدم.
مجری برنامه که خودش یکی ازروزنامه نگارای معروف بود،درتمام طول مدتی که میکروفون دراختیارش بود،مستقیم وغیرمستقیم،نقطه نظرها وانتقادهای خودشو یا بهتربگم حزبشو(البته معمولا طبیعی هم هست) درمورد رفتارها وبرخوردهای منتسبین به جناح مقابل ابرازمی کرد.آقای کروبی هم دربخشی ازصحبت هاش، ازمسئولین خواست ازنشریات بیشترحمایت مالی کنن.
هنگامی که ایشون درحال طرح این موضوع بود،باخودم فکرمی کردم کاش آقای کروبی زمانی که رئیس مجلس بود،روزنامه هم داشت تا خودش به عنوان یکی ازهمون مسئولین بیشترمشکلات این قشررومتوجه میشد.چون الان هم ما که درکمیسیون فرهنگی هستیم،باهمین مشکل برای فهموندن مشکلات نشریات ویا ناشرین کتب وکلا بخشهای مختلف فرهنگی روبروهستیم.تازه درحال حاضر،رئیس مجلس خودش یکی ازفعالین بخش فرهنگی بعد ازانقلابه وکم وبیش درجریان بسیاری ازاین دست،تنگناها قرارداره.
بعد ازمراسم هم ازمدیران سرویسهای مختلف روزنامه تقدیرشد وهمه برای شام رفتن.
البته چون باید جای دیگه هم می رفتم،شام نموندم.درحین خارج شدن،خوش وبشی با آقای کروبی داشتم وبعد هم آقای ابطحی رو دیدم ودرمورد وب لاگ ونحوی نوشتنش،گپ کوتاهی داشتیم.گفت:خوشحالم که مسئولین هم وب ما رومی بینن!من هم گفتم:ماهم ازشما مسئولین دیروز وامیدواربه فردا یاد گرفته ایم.!
دنیای سیاسته دیگه !همه چیزروبا دو دو تا چارتای سیاسی سنجش می کنن.من که اولش بی غرض گفتم ولی فکرکنم ایشان ...
سلام
متن ذیل همون مطلبیه که گفته بودم درمورد من و تعدادی از دیگر ورزشی هایی که درانتخابات و ... حضور د اشته ایم، نوشته شده است.چون قول داده بودم،به عنوان یک پست آوردم.بدون شرح:
"سلام
هرچی خواستیم این مدته دهنمونو ببندیم و راجع به کاندید شدن ورزشکاران حرف نزنیم و موضوع را با چند تا مورس زدن در پستهای قبلی ببندیم بالاخره خودشون اینقد ... ریختن که نشد!
میدونید داستان راهیابی ورزشکارهای ما به میادین سیاسی موضوع تازه ای نیست که بعضی دوستان به خودشون چسبوندن اتفاقا" اصل موضوع منتسب به آقای امامعلی حبیبی است که در حکومت پیشین به مقام فاخر وکالت مجلس نائل آمده اند و هر کسی که کمی با ورزش آشنا باشه دیگه از ... مالی (شما بخونید پاچه خواری) آقای حبیبی و بی اخلاقی ایشون و نشستن روی سینه آقا تختی و هو شدنش توسط مردم تختی دوست کاملا" اطلاع داره.بعد از اون هم تو این رژیم نوبت به دو برادر بسیار محترم رسید که آنها هم در حکومتی بودنشان شکی نیست و باز هم کمی آشنایی با ورزش کافیست که اونها رو بشناسید.کسی که مدالهاشو تقدیم .... و برای ناطق نوری تبلیغ میکنه و ....(که البته طفلکیا همیشه هم با اندکی انحراف میزنن تو اوت ولی باز از اون بالاتریه حمایت میشن) دیگه وضعشون معلومه .حالا هم که نوبت رسیده به آقای دبیر و هادی ساعی.
جالبتر اینجاست که این آقایون این روند رو روندی مثبت ارزیابی کرده و دلیلش رو کارآمدی خودشون دونستند.
البته من مدتی قبل برای آسایش وجدان خودم که بهشون رای داده بودم دنبال کارهایی که این برادران انجام دادند(چه در شورای شهر و چه در مجلس) بودم باور میکنید به جز شرکت در چند افتتاحیه و اختتامیه هنری ورزشی(یه چیزی شبیه شهبانو فرح) و بررسی علت خاموشی ورزشگاهها و جمع آوری متکدیان(که در یکی از پستهام کامل راجع بهش حرف زدم) و یکی دو تا کار دیگه مثل زیر سوال بردن دولت قبلی (که در جشن خانه سینما هم سر همین حالشونو اساسی گرفتند ) کار قابل ملاحظه دیگه ای پیدا نکردم.البته اگه به افزایش بودجه ورزش فکر میکنید به بالا رفتن بی سابقه قیمت نفت و افزایش بودجه ناگهانی وزارتخانه ها و ارگانهای دیگه هم فکر کنید.
حالا چرا این حضرات چنین افاضاتی در وصف خودشون میفرمایند من که انگشت به دهان مانده ام! ما از این جمع به اصطلاح قهرمان و فرهیخته سیاسی حتی یک نفر رو نداریم که خودش عرضه قبول شدن تو کنکور داشته باشه .یعنی یه مدال (ولو بسیار ارزشمند و پر مرارت)گرفتند و بعد دانشگاه و بعدش نمره گرفتن از اساتید و خلاصه تحصیل در مقاطع بالاتر و بالاتر به همین منوال تا بتونند در رزومه خودشون بنویسند دانشجوی دکترا .اکثرشون هم که لیسانس تربیت بدنی دارند نه چیز دیگه (یعنی مخ کاملا" تعطیل.البته ببخشیدها). بعد هم چون خیلی فرصت طلب بودند و بقول خودشون مردم میشناختندشون خوب فهمیدند که عمر قهرمانی کوتاه است و قهرمان زنده رو عشق است پس با سوء استفاده از احساس پاک مردم به صحنه سیاست وارد شدند.(البته میزان رای ملت است).حالا اینها با سن حدود ۲۷ -۲۸ سال کی پیشینه سیاسی پیدا کردند و کی رجل سیاسی شدند ما که نفهمیدیم.از وسط تشک کشتی پریدند وسط صحن مجلس و شورای شهر .یالعجب!!!بعد هم چی کار کردند خدا میدونه؟ تازه گفتند به ما تکلیف شد!!آخی. بقیه هم خب دیدند خوب نوندونییه .خب اونها هم دویدند.....
حالا اینکه بعضی سیاسیون هم اینها رو برای برخی مقاصد سرچ کردند و دیدند که قهرمانان ورزشی خوب جواب میده و حالا دنبال بقیه اش اند خود داستانی مفصله.
حالا هم من فکر میکنم آقای ساعی اگه این روزهای آخری به جای اینکه وقتشو صرف گرفتن صلاحیت میکرد به تمریناتش میرسید شاید به جای نقره آسیا!!!! طلا میگرفت که هم موندگار تر بود و هم تو فیلد کار خودش بود و ریشخند خاص و عام نمیشد. دست از سر علیرضا دبیر هم فعلا" برمیدارم چون پستم خیلی طولانی شد.
بعدالتحریر:
۱)با عذر خواهی از این ورزشکاران محترم دیروز و سیاسیون امروز
۲)به تاریخ پست نگاه کنید بعد از انتخاباته .یعنی نمیتونید بنده رو متهم به اغتشاش در انتخابات کنید.
۳)خودمم به علی دبیر رای دادم .
۴)آقایون! تاب و تحمل یه انتقاد کوچک رو از یه دوست داشته باشید! لطفا"
۵)اگه بلایی سرم اومد فقط یه نفر مقصره!