امروز از اون روزهاییه که مناسبت در مناسبت شده .هم عید قربانه که یکی از بزرگترین اعیاد مذهبی ما مسلمینه و هم شب یلداست که یکی از بزرگترین مناسبتهای ملی ما ایران زمینیهاست .
من هم تو این پست نه قصد دارم از مسائل مذهبی عید قربان بگم و نه از تاریخچه شب یلدا.چون مطمئنم که شما خیلی بهتر از من میدونید و البته چیز جدید و ویژه ای برای گفتن ندارم .اگه بخوام راجع به عید قربان بگم که که کلمات اصلی مطلبم واژه هایی مثل" حضرت ابراهیم - حضرت اسماعیل -عید مسلمانان و ..." هستند و اگه راجع به شب یلدا بخوام بنویسم هم که باز کلید واژه هام " ایران باستان- اهورا مزدا- بلندترین شب سال- هندوانه - فال حافظ و..." است که شما قطعا" با سرچ کردن هر کدوم از این موضوعات تو اینترنت باز متنی پیدا میکنید که با همین عبارات و کلمه ها شکل گرفته.
اما من امروز با نزدیک شدن به شب یلدا به یاد پستی که پارسال در همین خصوص نوشتم افتادم و فکر کردم با اینکه چندان هم بهم خوش نگذشته(آخه میگند اگه به آدم خیلی خوش بگذره گذر زمان رو نمیفهمه)اما انگار همین دیروز بود که درحال نوشتن مطلب شب یلدا بودم و حتی اس ام اس هایی رو که برام رسیده بود به عنوان حسن ختام پستم آوردم .واقعا" یکسال مثل باد و مثل برق گذشت در یک چشم بهم زدن.واقعا" راست گفتند که " بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین!"
امسال هم به تبعیت از پست یلدایی سال قبل زیباترین اس ام اس (پیامک) این شب رو به همه شما عزیران تقدیم میکنم:
"محفل آریاییتان طلایی
دلهایتان دریایی
شادیهایتان یلدایی
پیشاپیش مبارک باد"
درکمیسیون فرهنگی این روزها که درحال نزدیک شدن به فصل بودجه هستیم،بسیاری از نمایندگان درحال تکاپو و فعالیتند تا به نوعی بشه برای افزایش بودجه دستگاههای فرهنگی کاری بکنن.این کوششها تا به حال به اینجا رسیده که درحال تهیه یک طرح ۲ فوریتی هستیم تا یک میلیارد دلار از حساب ارزی برای حمایت از فعالیتهای فرهنگی و رفع مظلومیت از فرهنگ اختصاص داده شود.
خوب درشرایطی که هرکی به نوعی برداشتی ازحساب ارزی می کنه ونتیجه این برداشتها ی بی رویه و مغایر با قانونهای دراز مدت موجود درکشور مثل قانون چهارم برنامه است،حداقل دراین میان سر فعالان فرهنگی و سینما گران و هنرمندان نمایشی و تجسمی و موسیقی و میراث فرهنگی وگردشگری و دینی و.... که نباید این قدر بی کلاه بماند!
به هرحال درحالی که شخصا به هیچ وجه موافق ورود بیش ازاین دلارهای نفتی به جامعه نیستم و آن را صد در صد تورم زا می دانم اما درشرایطی که این قاعده رعایت نمی شود، مناسب نمی بینم که یک بخش اصلی ومهم از جامعه به نام فرهنگ هم ازاین خوان نعمت بی نصیب بماند.چون با چنین وضعیتی دیگر امکانی برای حرکت باقی نخواهد ماند و...
اینها رو گفتم اما مجبورم که بگم به واقع امروز پول دربخش های مختلف دولت ودستگاههای اجرائی به هیچ وجه کم نیست اما متاسفانه سوءمدیریت و کاسه خرجی های بی رویه و... باعث شده که بیشترین بودجه دنیا را داشته باشیم وکمترین بهره وری را...
می دونین در موسسه نسل آفتاب،داریم مراسم معرفی قهرمانان،مربیان ومدیران اخلاق ورزش کشور و اهداء تندیس"طلایه پهلوانی" را درهمایش"فرزندان آفتاب" برگزار می کنیم؟
علت کم کارشدن بیش از حدم هم همین درگیری های مرتبط با همایشه.
به هر حال این موسسه،یک موسسه غیر دولتی و غیرانتفاعیه وبه همین خاطرهم انجام هرکاری نیاز به تلاش خیلی زیادی داره تا بشه جذب منابع مالی کرد واز طرف دیگه هم تمرکز وتاکید وقید بیشتری داشت تا نکنه خرجی اضافه بشه و منابع حد اقلی مالی حیف ومیل بشن!
به همین خاطرهم خیلی وقت گیر و دردسر سازه.چون تقریبا همه رایگان و براساس علاقه شخصی کار می کنن و باید یا ازکار های موظفشون بزنن ویا در زمان فراغتشون که معمولا مربوط به خانواده و.. . است بذارن.
بنابراین ازیک طرف نمی شه از هیچ کس انتظار داشت وهرکس یک قدم هم برمی دارد باید قدردانش بود.وازطرف دیگه هم دریک کاری که زمان مشخص برای انجام داره نمی شه به هیچ کس اطمینان کامل کرد که کار را زمین نمیذاره و تا آخر با کار ومجموعه هست!
درمورد خود مراسم هم بعدا میگم!
راستی!یک تبلیغ هم درمورد همایش ، درطول یک ماه تا شروع مراسم، درصفحات بلاگفا داریم وآدرس سایت مراسم را هم در زیر می نویسم:
یک دستوری دراسلام داریم که می گه:"درهیچ شرایطی از مغفرت الهی مایوس نشو."
این حکم شرعی برای انسانی که جایزالخطاست و جایز به خطاست ونمی دانم چگونه باید این جمله را تعریف کرد که آدما اجازه دارن خطا کند،یعنی چه!
هرمعنی ای که داره،یک چیزی توش نهفته است که باعث می شه آدم دربدترین شرایط، بازهم احساس کنه به یک جائی وصله و هنوز می توونه امید وار باشه که راهی برای بازگشت داره.حتی اگر تصورکنه این برگشت دیگه خیلی سخت شده وهمین احساس سخت شدن هم باعث سقوط بیشترش بشه،اما بازهم می توونه امیدوار به بخشش خدائی باشه که دوستش داره ودرعین حالی که می گه باید ازش بترسیم، اما درهمه جای کتابش وتوسط همه رسولاش، یک کلامش بیش ازهمه چیز دیده می شه وآرام کننده قلبهاست،"ارحم الرحمین".تو همین نمازهای روزانه هم حداقل ۶۰ بار او را به صفت رحمتش نام می بریم و...
نصیحت نمی کنم و دلیلی هم نداره که نصیحت کنم .
شاید اگر ذکرخطا،خودش خطا وگناه نبود...
پس بیش از اینکه این حرفا رو برای خواننده ها بنویسم،دارم برای خودم می نویسم!چون می گن، اینجا مکانیست برای راحت تر حرف زدن وحرف دل زدن.
فقط یک چیز را نمی فهمم و اون اینه که کسائی که در رفتاراشون و متهم کردن هر کسی که کوچکترین خطائی می کنه به بی خدائی وبی دینی، واقعا خودشون تابحال هیچ خلافی نکرده اند؟! آن هم ازنوع خطاهائی که نه در عیان بلکه در پنهان، و نه به خاطر پرهیز از گسترش فعل گناه در جامعه بلکه به خاطر بهره مندی بیکران از فواید این رفتارو...
الهی! اهدنا الصراط المستقیم...
الهی!استغفرالله رب العالمین
الا بذکرالله تطمئن القلوب
سلام
داشتم "مجموعه آثار"دکتر شریعتی رو میخوندم به مطلبی برخوردم که فکر کردم گذاشتنش روی صفحه وبلاگ خالی از لطف نیست و مثل دیگر نوشته ها و مطالب دکتر خیلی هم خوندنیه.به خصوص که برخی دوستان تو قسمت نظرات بر کمتر سیاسی نوشتن اصرار کرده بودند.
حالا نوشته دکتر رو بخوانید:
"تاریخ اسلام از آغاز این اصل را ثابت کرده که اسلام هر گاه رویاروی با دشمن درگیر بوده است همیشه پیروز بوده است اما هنگامیکه دشمن جامه دوست در بر میکند و شرک و فساد ردای تقوی میپوشد ، اسلام در اوج جلال و شکوه شعائر و ظواهرش از درون مسخ میشده و حقیقت و حیاتش را از دست میداده و پاکترین و صمیمی ترین یاران و رهبرانش به شمشیر خودی قربانی میشده اند.
هیچ تاریخی دردناکتر از تاریخ اسلام نیست .مذهبی که همیشه در بیرون بر بیگانه پیروز میشد و در خانه از آشنا شکست میخورد.مگر نه اینست که پیشوایان راستین اسلام بدست پیشوایان دروغین یا همگی کشته شده اند و یا مسموم.اگر "شبه روشنفکران" توانسته اند در محو ایمان مذهبی و اسلام موفقیتهایی بدست آورند و با وسائل رسانه ئی شان شکارهای بسیاری از نسل جوان و تحصیلکرده های ما را صید کنند ، توفیقشان را یکسره مرهون نقش ماهرانه شبه روحانیون هستند که با اجرای نمایشنامه مسخ اسلام این نسل را از مذهب رم داده اند و همدستان بظاهر مخالفشان در آن سوی تماشاخانه فراریان را صید کرده اند واین همانست که کارگردان اصلی هر دو صحنه میخواسته است!