سلام
دریکی دو هفته گذشته چند اتفاق پرسروصدا در داخل و خارج از کشور روی داد که به تناسب موضوع مورد توجه بخشهای گوناگونی ازجامعه واقع شد.
درحوزه داخلی:
- تلاش عدهاي از دلسوزان نظام برای بازگشت آرامش به جامعه وبرقراری وتوسعه وحدت ملی.
- انتخاب مجدد دکترلاریجانی و مهندس باهنر رئیس ونایب رئيس مجلس هشتم، به عنوان رئيس و نایب رئيس فراکسیون اصولگرایان مجلس علیرغم تلاش زیاد حامیان دولت براي تغییر هیأت رئيسه فراکسیون.
- تصویب طرح هدفمند کردن یارانهها درمجلس.
- تغییرات عمده و اساسی درتشکیلات بسيج سپاه پاسداران.
- ممنوع الخروج شدن دوتن ازهنرمندان سینمای کشور در فرودگاه، درشرایطی که به همراه تعدادی دیگرازهنرمندان کشورمان قصد رفتن به نیویورک برای شرکت در مراسم ويژه سينماي ايران به دعوت آكادمي اسکار امسال را داشتند.
- و...
دربیرون مرزها:
- ابراز رضایت تقریبا همه اعضای گروه 5+1 و ایران ازمذاکرات ژنو
- مذاکره مستقیم نمایندگان ایران و آمریکا
- معرفی باراک اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل سال 2009
- پیروزی مجدد و قابل پیش بینی آنگلا مرکل در انتخابات آلمان
- سیل و زلزله ویرانگر در مالزی وفیلیپین
- تشدید حملات ناجوانمردانه و مغایر با حقوق بشر رژیم صهیونیستی به بیتالمقدس و فلسطینیان
- مشکلات انتخابات ریاستجمهوری افغانستان
- انتخاب برزیل به عنوان میزبان بازیهای المپیک 2016
- و...
موارد فوق برخی از اصلی ترین اتفاقات چند روزگذشته ایران وجهان بود که هریک به نوبه خود دارای ابعاد گوناگون ومسائل بسیاری است.
اما در این مجال آنچه به نظر ميآید در شرایط حال حاضر کشور بیش ازدیگر وقایع حائز اهمیت است، نخست موضوع اقدام جمعی از بزرگان نظام است که علیرغم بی مهریهای بسیاری که درچند ماه اخیربه آنها شده به منظور بازگرداندن آب رفته به جوی وایجاد وفاق ملی درمیان آحاد مختلف جامعه، طرح آشتی ملی را عنوان کردهاند ودیگری شروع بررسی لایحه هدفمند کردن یارانهها درمجلس و تبعات مبارکی است که علیرغم آسیبهای کوتاه مدت آن برطبقه متوسط جامعه، ميتوان درصورت اجرائی شدن آن برای آینده کشورمتصوربود.
- پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری وحضور85درصدی مردم پای صندوقهای رای که به واقع ميتوانست پشتوانه ارزشمندی برای نظام باشد، متاسفانه مسائل متعددی باعث ایجاد خدشه سنگین به اعتبارانتخابات و... شد.
این اتفاقات با تمام فراز وفرودهایش درنهایت به تشکیل و شروع به کاردولت دهم ختم شد و شرایط هم به سمتی درحال طی شدن است که بعید نیست تا چند وقت دیگرکل پرونده اتفاقات پس ازانتخابات کاملا ازسکه افتاده و تنها در ذهن بخش عمدهاي ازنخبگان جامعه بایگانی شود.
آنچه به نظرميرسد ميتواند علت اصلی طرح موضوع دوستی ملی باشد، همین اذهان نخبگان جامعه به عنوان بازوان اصلی و نیروهای استراتژیک هرنظامي است که طبیعتا درعین حال که تضمین کننده بقاء و توسعه جامعه به حساب ميآیند، اما یک ویژگی خاص نیز دارند: محافظه کاری وعدم علاقه نسبت به تنش و درگیری.
این ویژگی به تنهایی کافی است تا در حوادثي كه در طول مسیر حرکتی یک جامعه به وقوع پيوسته این طیف درمقابل اتفاقات گوناگون تنها تذکردهنده یا پیش برنده باشند و در مسائلی که متلاطمکننده شرایط عمومی جامعه است تنها تا مرحلهاي پیش روند که جانب احتیاط در نظرگرفته شده باشد. در موارد پس از آن معمولا این طبقه تنها توصیه کننده و نشاندهنده راه بوده و این بدنه جامعه است که مجری نانوشته اهداف آنان خواهد بود.
طبیعتا چنین روحیهاي درشرایط بحرانی بهترین گزینهاي که برميگزیند همانا سکوت است که اولین نتیجه آن زمینه سازی شرایط برای فراموشی اصل جریان درمیان دیگر اقشار جامعه خواهد بود.
ولی آیا با سکوت نخبگان و فراموشی عامه صورت مسئله پاک خواهد شد؟ اين پرسشي است که نیازمند نگاهی ظریف وحساستر به تبعات خوب یا بد آن است.
آنچه ميتوان در پیشنهاد بخشی از دوستداران با تجربه و سرد وگرم چشیده نظام درخصوص یافتن مفری برای ایجاد آشتی ملی پس از جریانات انتخابات متصور بود، توجه به تبعات نامحسوس سکوت نخبگان و به ظاهر فراموشی دیگر اقشار نسبت به اتفاقات روی داده در انتخابات است.
قطعا درنظرگرفتن دغدغه این بزرگان بسیار حائز اهمیت است اما آنچه از شرایط حال حاضرحاکم برکشور برميآید، عدم تمایل بخشی ازجامعه که طیف پیروز در انتخابات تشکیل ميدهند، نسبت به طرح چنین مباحثی است. البته چنین رویکردی مسبوق به سابقه نیزهست و آنان که انتخابات 76 و80 رابه یاد دارند، احتمالا شرایط سیاسی حاکم برآن دوران را نیز فراموش نکرده اند.
گروه پیروز به هیچ وجه علاقهمند به مصالحه و همراه كردن دیگر گروههای حاضر در نظام با خود نيست و بیشترین تلاشش حذف رقیب ویکه تازی در میدان عمل بود.
اما آنچه میان آن دوران وشرایط حاکم برنظام سیاسی وحتی اجتماعی امروزکشور اساسا متفاوت است، تجربه اتفاقات اخير و نتایج آن و ترک تازیها و صدمات سنگین آن رفتار برجامعه وگروه حاکم برنظام اجرائی را شامل ميشود. این تجربهاي عظیم اما متاسفانه بازهم غیرقابل مصرف درفضای سیاسی امروز جامعه ماست که تقریبا به ضرس قاطع ميتوان مطمئن بود امکان اجرائی شدن طرح آشتی ملی درشرایط حال حاضر را از ميان برده و نگاهی سیاه وسفید به مسائل توسط بخشی از جامعه همان اتفاقي را باعث شده وميشود که دربالا به آن اشاره شد: سکوت نخبگان ونسیان عوام...!
- مصوبه مجلس شورای اسلامی درکلیات لایحه هدفمند کردن یارانهها درهفته گذشته ميتواند نقطه عطفی برای آغاز تحول اقتصادی کشور باشد.
کار خوب دولت درارائه این لایحه به مجلس و تلاش درخور نمایندگان و به خصوص کمیسیون ویژه درتصویب و وارد كردن آن به مرحله بررسي جزئیات بارقه امیدی است که ميتواند ثمرات ارزشمند برای اقتصاد کشوردرسالهای آینده به همراه داشته باشد.
البته این قانون تبعات نگرانکنندهاي نیزدارد. با حذف یارانهها ازبسیاری ازکالاهای اساسی مانند بنزین، برق، آب، گاز، گازوئیل و... خواسته وناخواسته در سالهاي اول اجراء، فشار بسیار سنگینی بر دوش طبقه متوسط جامعه وارد خواهد شد و با توجه به اینکه طرح پرداخت نقدی یارانهها که به موجب آن دهکهاي پايین جامعه به صورت ريالی یارانه مستقیم دریافت ميکنند شامل حال طبقه متوسط نخواهد شد، تقریبا آن بخش ازجامعه که برنامه زندگیشان را روی درآمدی بین 600، 700 هزارتومان تا 1ونیم میلیون تومان درماه بسته اند احتمالا با مشکلات جدی روبروخواهند شد.
به هرحال هرتحولی ضایعاتی نیزبه همراه دارد اما باید امیدوار بود دولت بتواند با کمترین تبعات منفی درطول برنامه پنجم توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور که از سال آینده باید آغازشود (البته هنوزبرنامه پنجم به مجلس هم برای بررسی وتصویب نیامده و معلوم نیست چگونه قرار است از ابتداي سال آینده به مرحله اجراء درآید!) همانند مدیریت نسبتا خوبی که در رابطه با کارت هوشمند و سهمیهبندی کردن بنزین داشت، دراین مورد هم کاری ارزنده را به انجام رساند.
- و در خاتمه اينكه به نظرمن معرفی باراک اوباما به عنوان برنده جایزه صلح نوبل در شرایطی که هنوز یکسال نیزاز دوران رئيسجمهوری او در آمریکا نگذشته بسيار زود و عجولانه بود. چراكه اوباما به رغم شروع نسبتا خوبی که در کاستن از لطمات دوران مدیریتی خشن جرج بوش داشته انصافا هنوز هیچ کار خاصی را متناسب با شعارتغییرش انجام نداده است.
امروز در یکی ازسایت ها خووندم شمقدری که در دولت نهم سمت مشاور فرهنگی رییس جمهور را داشت از سوی وزیر تازه انتخاب شده ارشاد به سمت معاونت سینمایی ارشاد منصوب شد.
راستش خیلی تعجب کردم.چون با شناختی که از دکتر حسینی وزیر جدید ارشاد و همچنین صحبت هایی که دراین چند وقته داشته ، تصورم این بود احتمالا یا همان جعفری جلوه رو حفظ می کنه ویا برای جلب اعتماد اهالی سینما یک نفر رو که همراهی و تعاملات بیشتری با اونا رو داره به این سمت منصوب خواهد کرد.
اما مثل اینکه خیلی هم آقای وزیر به دنبال جلب اعتماد و در توجه به نظرات و دیدگاه های اهالی سینما نیست و شاید هم شمقدری می خواد با این جایگاه جدید کمی ملایم تر و با نگاهی مهربانا نه تر با همکاران سینمایش رفتار کنه تا در مرور زمان اعتماد و همراهی اونا رو جلب کنه.
شاید هم اصلا این حرفا نیست و دولت دهم قصد یک انقلاب داره و خیلی انگیزه و دلیلی برای همراه کردن آدمایی مثل مجید مجیدی و حاتمی کیا و انتظامی و بنی اعتماد و پرستویی و شایسته و نصیریان و ایرج راد و... نمی بینه!
من دانمارگ هستم.محل برگزاری مسابقات حهانی گشتی.
مدال طلای مهدی تقوی رو به همه تبریگ می گم.به هر حال با همه مسائل موحود درگشور موفقیت هر ایرانی زمینه نشاط وطراوت مردم رو فراهم می گنه.
نتایح امسال تیم ایران از دوسال گذشته به مراتب بهتره ولی هنوز با روزهای خوب گشتی ایران بسیار فاصله داریم.روزهایی ه خیلی ازش نگذشته همین ۷ سال قبل بود گه تیم ایران روس ها رو میلیمتری گفت وقهرمان حهان شد.اما حالا روس ها با اختلاف بیشتر از۲۰ امتیاز قهرمان می شن.
به هرحال بازهم باید امیدوار به آینده بهتر در همه زمینه ها باشیم.
...زنده وباینده باشی ایران...
اگر یادتان بود و باران گرفت
دعایی به حال بیابان کنید

بعضی وقتا بعضی آدما در بعضی زمان ها بعضی کار ها می کنن که برای همیشه ماندگار ذهن مردم دورانشون و دوران های بعد از خودشون مشه .
"ربنا..." ی استاد شجریان یکی از اون کارا بود که حالا با این تصنیف پرمعنا یش تو دنیای خشن روزگارما ،یک بار دیگر نمایان می شه.خدا نگهدارت افتخار ملی وملت ما
شعر کامل تصنیف "زبان آتش" رو از روی وب لاگ یکی از دوستای تازه ام تو فضای مجازی برداشتم.امیدوارم راضی باشه:
تفنگت را زمين بگذار
كه من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو يعني زبان آتش و آهن
من اما پيش اين اهريمني ابزار بنيان كن
ندارم جز زبانِ دل -دلي لبريزِ مهر تو-
تو اي با دوستي دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونريزي ست
زبان قهر چنگيزي ست
بيا، بنشين، بگو، بشنو سخن، شايد
فروغ آدميت راه در قلب تو بگشايد.
برادر! گر كه مي خواني مرا، بنشين برادروار
تفنگت را زمين بگذار
تفنگت را زمين بگذار تا از جسم تو
اين ديو انسان كش برون آيد.
تو از آيين انساني چه مي داني؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا بايد تو بستاني؟
چرا بايد كه با يك لحظه غفلت، اين برادر را
به خاك و خون بغلطاني؟
گرفتم در همه احوال حق گويي و حق جويي
و حق با توست
ولي حق را -برادر جان-
به زور اين زبان نافهم آتشبار
نبايد جست...
اگر اين بار شد وجدان خواب آلوده ات بيدار
بخشی از یاداشتم در شماره جدید مجله مشق آفتاب:
یکی ازاقداماتی که با شروع ماه مبارک رمضان توسط وزارت ارشاد و... صورت گرفت،طرح «اذان تا اذان» به معنای اکران فیلم های سینما ازافطارتا سحربود.
نکته جالب این بود که اين تصمیم با استقبال خوب مردم روزه دارنیزمواجه شد وبه خلاف سال های گذشته که اقتصاد سینما درایام ماه مبارک رمضان با رکودی محسوس مواجه
می شد، این طرح باعث رونق سینما ها شد.
چند روزپیش خبری شنیدم دال براینکه نیروی انتظامی با اکران تا سحرسینما ها موافق نیست وباید طرح فوق متوقف شود!
خبرنگران کننده ای بود. چراکه به نظرمن همان تصمیم اخذ شده درخصوص بسته شدن کلیه اماکن تا ساعت 12 نیمه شب ازسوی شورای امنیت استان تهران نیزنا مناسب است وبه یاد دارم این مخالفت خود را در دوره قبلی مجلس هم که مسئولیت نمایندگی مردم تهران را داشتم با مسئولان نیروی انتظامی مطرح کرده بودم والبته دقیقا نمی دانم آیا در دیگرشهرها نیزاجراء می شود یا خیر( البته در شهر مشهد که اجرا نمی شود). اما به هرشکل درشرایطی که حضورقشرعظیمی از جمعیت جوان ما که دارای زمان فراغت قابل توجهی نیزهستند دراماکن عمومی بسیارمطمئن ترازجمع شدن آنان درزیرسقف های بسته ومحیط های خلوت است،تصمیماتی که تنها می توان روی آنان عنوان شانه خالی کردن از زیربارمسئولیت گذارد صدمات جبران ناپذیري بیشترازآنچه تا به حال هم داشته است به همراه خواهد داشت.
یک بار دیگه آقای احمدی نژاد دست به اقدام جالبی زد!
اگر به خاطر داشته باشین همین چند ماه پیش بود که تو نشریات اعلام شد در ارزیابی عمکرد اعضای کابینه دولت نهم ، وزیر نیرو یعنی مهندس فتاح به عنوان موفق ترین دستگاه اجرایی و وزیر عضو کابینه شناخته شده است.
این خبر را من هم به عنوان فردی که در دوره قبل مجلس نماینده بودم (قابل توجه دوستایی که فکر می کنند هنوز هم نماینده ام) از نزدیک شاهد عملکرد مهندس فتاح بودم ، تایید می کنم و تصور می کنم علیرغم انتقاداتی که به کابینه بود اما چند وزیر از جمله وزیر نیرو یا وزیر بهداشت دکتر لنکرانی عملکرد قابل قبولی داشتن.
حالا اتفاق جالب به این شکل افتاده که دقیقا موفق ترین عضو کابینه ( وزیر نیرو ) حذف شده و یکی از نا موفق ترین اعضای کابینه ( رییس سازمان تربیت بدنی ) به جای ایشان برای وزارت معرفی شده است!
فرا رسیدن ماه مبارک
رمضان
بر همه عدالت پیشگان مبارک باد.
دیروز متن نامه ای ازسوی آقای کروبی به آقای هاشمی که البته مربوط به ۱۰ روز پیش از این بوده ، منتشر شد که چون آقای هاشمی پاسخی به آن نداده بود بنابراین دفتر یا خود آقای کروبی تصمیم به انتشار عمومی آن کرده بودن!
بازتاب نامه بسیار وسیع بود و فارغ از اینکه بخواهم به هدف ونیت رسانه های منعکس کننده آن اشاره کنم باید اعتراف کرد که بازخورد و انعکاس مناسبی برای هیچ ایرانی علاقمند به ایران به همراه نداشت .
البته این تاثیر بد منحصر به خارج از مرزها هم نمی شود . به هر حال هرایرانی متعصب و آبرومند نیز باشنیدن چنین خبری ( که اگر خیلی هم بخواهیم منطقی با موضوع برخورد کنیم همون طور که در نامه هم آمده ثابت شده نیست)احساس بد و آزار دهنده ای دارد.
حال سوالی که از حاج آقای کروبی باید پرسید اینست:
جناب کروبی! جنابعالی که همین چند ماه پیش در کوران مبارزات انتخاباتی نسبت به رفتار و گفتار آقای احمدی نژاد در خصوص طرح مباحث غیر مستند و وارد آوردن اتهامات ثابت نشده معترض بودین و این کار را عملی غیر انسانی بر می شمردین، ُ چگونه در شرایطی که به علت اتفاقات روی داده در پس از انتخابات خانواده های بسیاری نگران از وضعیت فرزندانشان هستن و... شما صلاح کار را در این دیدن که مسئله ای به این حساسی که ارتباط مستقیم با ناموس هر ایرانی متعصب دارد را به این راحتی و علنا مطرح نمایین؟!
معمولا آنچه می توان از این دست اقدامات برداشت کرد ، بهره برداری از احساسات پاک مردم در جهت منافع شخصی یا گروهی ست.
امری که متاسفانه چند سالیست به صورت قارچ وار در حال همه گیر شدن در سطح جامعه نخبگان ما شده و کمتر می توان شاهد عملکردهای ریشه ای و بی ادعا و خداپسنده به خصوص در میان اهالی سیاست بود.
رفتارهایی که نمونه های عینی آن را آنانی که به یاد دارن در نزد بزرگانی چون شهید بهشتی وهمراهانش می شد مشاهده نمود چنانکه پس از شهادتشان امام راحل عنوان شهید مظلوم را برای او برگزید...
و دراینجاست که تفاوت آدما مشخص می شود .
زمانی که شما چنین نامه ای را برای آقای هاشمی می فرستین و علیرغم همه هجمه ها وبی انصافی هایی چند سال اخیر از سوی یک جناح و در سال های پیش از این از سوی جناحی دیگر به ایشان ، ازچنین فرصتی برای تسویه حساب استفاده نکرده و آن را علنی نمی کند و هر چند که قطعا دایره اطلاعاتی به مراتب وسیع تری از شما دارد ، اما در نماز جمعه نیز به صورتی بسیار ظریف تنها به طرح پیشنهاد آزادی زندانیان بسنده می کرده و در دیگر موارد نیز که ازسوی افراد غیرمنصف مورد اتهام قرار می گیرد ، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نداده تا آن حد که مقام معظم رهبری شخصا وارد عمل شده و به صراحت از فداکاری ها و خدمات ایشان تقدیر می کنن،تفاوت ها مشخص می گردد.
این مطلب حتی در خصوص نوع رفتار آقایان موسوی و رضایی نیز می تواند صدق کند .آنان نیز اگر بناداشتن به هر قیمتی خود را اثبات کنن، چه در زمان رقابت های انتخاباتی و چه پس از آن می توانستن از بسیاری از حربه ها بهره برده و به عنوان اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام اطلاعات و مستندات بسیاری برای متهم کردن دیگران در اختیار داشتن ولی این چنین نکردن...
کوتاه سخن آنکه از جنابعالی به عنوان یکی از یاران امام ،این دست موضع گیری ها و اعمال بعید است و اگر ملاحظه ای در کامنت های نوشته های قبلی من به عنوان حداقل نمونه ای برای میزان نگرانی های مردمی بوجود آمده ، بفرمایین، تصدیق خواهید کرد که برای بزرگان و ریش سفیدان کشور انجام چنین اعمالی قبیح بوده و باید بیشتر در طرح آن دقت کنن.
هرچند که ضرورت توجه و واکاوی اصل مسئله و کنکاش در مستند و یا شایعه بودن نگرانی عمومی ایجاد شده امری اساسی و قطعیست که خداکند دستگاه های نظارتی نیز با احساس وظیفه شرعی و انسانی و درنظر گرفتن این موضوع که امکان داشت کسانی که نسبت به آنها چنین نگرانی ایجاد شده اعضایی از خانواده خودشان باشن به واکاوی مسئله پرداخته و نتایج را بسیار شفاف به اطلاع مردم برسانن وگرنه مسئله بسیار جدی تر از آن است که تصورشود با بی توجهی به موضوع قابل فراموشی بوده و شامل مرور زمان می شود.
این اعتماد مردم است که به حاکمیت با چنین اظهاراتی خدشه دار می شود و قطعا به این راحتی ها هم بازسازی نخواهد شد.
و در نهایت هم به نظرمن بهترین گروهی که می توان در جهت شفاف سازی و مشخص شدن مسئله (حداقل دراین رابطه و برای امتحان) کمک کنن، همین تشکل ها یا ان.جی .او های مردمیست که نوعا از دورهم جمع شدن تعدادی از جوانان علاقمند به کارهای فرهنگی و یا عام المنفعه تشکیل شده و اگر همراه نمودن بدنه جامعه با حاکمیت را به عنوان یک ضرورت به حساب آوریم ، بهترین ابزار برای اعتماد سازی و رشد فهم مشترک مردم و حاکمیت در یک نظام مردم سالاری دینی همین تشکل های مردی هستن...
--------------------------------
توجه:گله من مربوط به بخشی از نامه است که در آن موضوع بسیار مشمئزکننده و نگران کننده" تجاوز به ... "مطرح شده که در فرهنگ ما بسیار بیشتر از حتی به قتل رسیدن برای هر فرد و خانواده اش حرمت داشته و ...است.
دیروز مشهد بودم و دیشب در زمان برگشت در فرودگاه به صورت اتفاقی یکی دو دقیقه آخر اظهارات عطریان فر را دیدم .
فارغ از اینکه مسا ئل مطروحه از سو ی بازداشت شدگان تا چه اندازه مستند است و اعتراف گرفتن از یک نفر که پس از دو ماه بازداشت مودبانه و بسیار مفرح( بنا بر اظهاراتی که می گوین آقایان متهم در اولین جلسه دادگاه داشته ان!) متنبه که نه ، رستگار شده می تواند دلنشین و قابل قبول باشد ، یک سوال برایم به صورتی بسیار جدی مطرح است .
واقعا مجریان و تصمیم گیران انعکاس عمومی این اظهارات از انجام این کار ها به دنبال چه چیزی هستند؟!
آیا می شود با چنین حربه ای معترضان را که امروز علاوه بر تمام اتهامات مطروحه ، متهم به دسیسه برای انقلاب مخملی نیز شده اند را قانع کرد؟!
یک واقعیت انکار ناپذیر دراین خصوص وجود دارد و آن اینست که مخاطب غالب این گونه جلسات بخش تحصیل کرده و از لحاظ فاکتورهای اقتصادی نیز متوسط به بالای جامعه هستند که معمولا نخبگان جامعه را نیز در بر می گیرند،آیا واقعا این قشر که شاید جمعیتی بیش از ۷۰ تا ۸۰ درصدی کشور را در بر می گیرد می تواند با چنین نشست هایی اقناع شده و آرام گیرند؟
آیا این نوع اعمال که متاسفانه محدود به اشخاص حاضر در جلسه نیز نشده و طیف وسیع تر ی از دست اندرکاران و حتی سیاست گذاران ۳۰ سال گذشته نظام را نیز متاثر کرده و می کند،باعث حرکت کشور به سمت فراموشی مسائل روی داده در انتخابات می شود؟!
همین چند روز پیش بود که رسانه ملی به صورت بسیار وسیع در حال انعکاس خبر دستگیری تعداد قابل توجهی از متهمان به فساد مالی در ... بود که عنوان می کرد پس از ۳ سال بررسی و جمع کردن اسناد ومدارک تازه پلیس به صورت رسمی و با حضور وکیل و... اقدام به جلب آنان نموده و... آیا در ظرف دو ماه حبس و مخلفات تمام اسناد لازم بدست آمد و البته اگر به دست هم نیامده باشد ، آنقدر متهمان متنبه و پشیمان شده ان که خود با صراحت و شجاعت به اعمال بد شا ن اعتراف می کنند؟!
یاد سخن آقای هاشمی افتادم که می گفت:"بارها از زبان رهبري شنيدهام كه فرمودند:اينها كه به آساني مردم را به زندان ميبرند اگر مثل من و تو طعم زندان را چشيده بودند چنين نميكردند."